لُرِسّو(لرستان)
فرهنگ،هنر،شعر ،داستان، تاريخ ، فیلم ، ویدئو کلیپ و موسیقی لری  
آخرين مطالب

هفتاد و یکمین متن ترانه های لُری ، شو اُوما ایرج رحمانپور

شُو اُوما

ایرج رحمانپور

شُو اُوما شُو اُوما اَري شُو اُوما بونگ وِري رُو اُوما

(شب رسيد و فرياد  برخيز و برو آمد)

شُو اُوما تُو اُوما اري شُو اُوما وَه كه اُوما وِه دنگم وه هلگ و وه دسو اُوما

(شب آمد و باز هم تب دارم و  او هراسان و دوان  به نجواي من آمد)

مِه بي بار بي توشه كوتي جايي، هر تيكه ي دم يه گوشه هر تيكه ي دم يه گوشه

(من بي بار و  توشه ام و هر تكه ام در گوشه اي افتاده)

اَري ناونِم خيالم كوره دی پشت كُوم كُوه، اَري دِ لُو كُوم رُو هَوار دُو جُو گرفتار

(نمي­دانم خيالم در پشت كدام كوه و در لب كدام رود گرفتار شده)

اَري پايا وِ رَيا عزيز دير وُ ناهُمار اَري ها ميزنن هِلگ كوره سي ديَنِ يار

(پاها در راه هاي عزیز دور و ناكجا، براي ديدن يار به تندي گام بر مي دارند)

ناوُنم ناوُنم دلِمَه نزيكَه يا دير ، اَري جاش گرم و نرمَه كوره يا زره زنجير

(نمي دانم عزیز دلم نزديكه يا دور ، جایش گرم ونرمه يا گرفتار قُل و زنجير )

اَري رهايه يا گير ، كره آزا يا بيمار ، اَري ها مي كنه دي، اَري د دير دو دسمال

(آیا رها است يا اسیر ، سالمه يا بيمار ، در دوردستها دو دستمال در حال دود كردن اند)

 كوره دَسيا مِن وِ باد عزيز وِ ياد چوپي ، اَري چني چَن ساله كوره دُو جُوم خيني

( دستهاي منه كه بياد چوپي در رقصه ، چندين ساله كه دو جام خوني( چشم) دارم )

هوار هِه هان وِه تَما، اَري ئي روز يا او رُو اَري پاره يا پيرار

(ای داد که  در انتظارند ، مدام امروز و فردا و امسال و پارسال می کند)

هِه كُوتي دِم دِ جايي

(هر تيكه ام در جايي است)


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 17- کلیپ لري، 25- ایرج رحمانپور
لُرِسّو

هفتادمین متن ترانه های لُری -  وصف خُورمُووه

(علاوه بر ویدئو کلیپ زیر، ترانه خورمووه را از اینجا دانلود کنید یا بشنوید)

خورمووه

 

وصف خورمُوه

(وصف خرّم آباد)

خواننده :حامد فیضیان

هائیم دِ جائی ، هائیم دِ جائی، بلبل هاش ماهور مُحونَن، مَردِمونِش مَردِمونِش، خوئَن و شیرئن زِوُنَن

(در جائی هستیم که بلبلانش ماهور می خوانند ، مردمانش خوب و شیرین زبانند)

سینهَ شو حونِه ی امیدَ ، سینَه شو حونِه ی امیدَ    دس برارَن وا سپیده ، دس برارن وا سپیده

( سینه هایشان خانه امید است و دوستی شان پاک و سفید)

سی زلالی و سی صافی ، سی زلالی و سی صافی   گِل دِ آینَه می سونَن ، گِل دِ آیِنَه می سونَن

(در زلالی و در صافی ، گوی سبقت از آینه ربوده اند)

هائیم دِ جائی ، هائیم دِ جائی ، بلبل هاش ماهور مُحونَن، مَردِمونِش مَردِمونِش، خوئَن و شیرئن زِوُنَن

(در جائی هستیم که بلبلانش ماهور می خوانند ، مردمانش خوب و شیرین زبانند)

شورِ عِشقِ شو چنو بَط، اوج پاکی شو چنو دِید     بالِ ئنا تیز بالِ عالَم ،کم میآرن در می مونَن

(شور عشق شان چون قو و اوج پاکی شان چون دود بلند است ، بگونه ای که پرندگان بلندپرواز عالم کم می آورند و درمانده می شوند)

آدم و عالَم پریشو ، آدم و عالَم پَریشو        سر وِ دُنیا می شیوُنَن ، سر وِ دُنیا می شیوُنَن

(آدم و عالم پریشون می شوند و در دنیا سر به شیون و زاری می گذارند)

وا سَماعُ وا سِروُ شو، وا سَماعُ وا سِروُ شو        اَر بَزَنَن اَر بُحُونَن ، اَر بَزَنَن اَر بُحُونَن

( اگر این مردم با سماع و سرودشان بزنند و بخوانند)

هائیم دِ جائی ، هائیم دِ جائی  بلبل هاش ماهور مُحونَن، مَردِمونِش مَردِمونِش، خوئَن و شیرئن زِوُنَن

(در جائی هستیم که بلبلانش ماهور می خوانند، مردمانش خوب و شیرین زبانند)


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 11- نمآهنگ های لری، 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
لُرِسّو

ترانه زیر را از اینجا بشنوید یا دانلود کنید

خواننده : فرشاد سیفی

بُوَه پیرَه یا ،دآ پیرَه یا ،بَرَکَت حُونَه یامو

(پدرای پیر ، مادرای پیر ، برکت خانه هایمان)

پاشونو بَنیمُ وِ سَرِ چَش، نَکِنَه رُوَن دِ یامو

(پاهایشان را بگذاریم روی چشم، نکند بروند از یادمان)

هر کسی یه روزی پیر مُووه

(هر کسی یک روزی پیر میشه)

دِ پا مُوفتَه زِمی گیر مُووه

(از پا می افته زمین گیر میشه )

قدرشونو اِیمرو دُونِ سّوی

(قدرشون را امروز بدانیم)

نَکِنه که خیلی دیر بُووه

(نکند که خیلی دیر بشه)

هر حُونه که گَپی نارَه، چی زندون تَین و تاره

(هر خانه که بزرگی نداره مثل زندان تنگ و تاره)

هر حُونه که پیری نارَه ،چی زندون تَین و تاره

(هر خانه که پیری نداره چون زندان تنگ و تاره)

خوش وِه حال وَه دِ زنده ئی

(خوش بحال کسی که در زندگی )

دآ بُوَه پیری داره

( مادر و پدر پیری داره)

هر کسی یه روزی پیر مُووه

(هر کسی یک روزی پیر میشه)

دِ پا موُفتَه زِمی گیر مُووه

(از پا می افته زمین گیر میشه )

قدرشونو اِیمرو دُونِ سّوی

(قدرشون را امروز بدانیم)

نَکِنه که خیلی دیر بُووه

(نکند که خیلی دیر بشه)

بُوَه پیرَه بُغ سردی گیر کِردَه دُ چالِ تِشنی ش

(بابای پیر بغض سردی گیر کرده توی گلویش)

حکایت روزگاره ،پینه وِ دَسُ چینَ پِشنی ش

(حکایت روزگاره پینه بدست و چین بر پیشانی اوست)

دآ پیرَه شور و حالی ،داره وا راز و نیازش

(مادر پیر شور و حالی دارد با راز و نیازش)

حُونه بو گُلآو مِی یرَه، دِ عطرچارشو نمازش

(خانه بوی گلاب می گیرد از عطر چادر شب نمازش)

هر حُونه که گَپی نارَه، چی زندون تَین و تاره

(هر خانه که بزرگی نداره مثل زندان تنگ و تاره)

هر حُونه که پیری نارَه ،چی زندون تَین و تاره

(هر خانه که پیری نداره چون زندان تنگ و تاره)


 بُغ = بُغض 

 تِشنی = گلو


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

شهرخرم آباد


خورمووه گوشه د چشت می ارزه و صد کرور

 (خرم آباد گوشه ای از چشمان تو کرور کرور می ارزد)

وا هیچی عوض نمی کم مشتی د خاک هرور

(با هیچ چیز عوض نمی کنم مشتی از خاک هرور(نام منطقه ای در لرستان)

سنگ نوشته زل لویا که قشنگ و نازت

 (سنگ نوشته همانند برقی بر لبان زیبای تو می درخشد)

کر لر تفنگ و شو وا ستره سروازت

(پسر لر تفنگ بر دوش و ستره بر تن سرباز توست)

طاق پیل سینه ریز

(پل شکسته همانند سینه ریز)

قلعه هم تاج سرت

( قلعه فلک الافلاک هم تاج سر توست)

کویای که دار بلی حلقه زنه دور ورت

 (رشته کوههای بلوط بر دور تو حلقه زده اند)

ر میکه ده گوش کوهسار شاق شاق کوکنه

 (نوای خوش پرندگان در کوهساران تو پیچیده است)

هه منی کل زنون می پیچه ده او کمر

( همانند هلهله زنان در شادیها به گوش می رسد)

مرهم زخم دل و دوای هر درد منی

(مرهم زخم دل و دوای درد من هستی)

گل گلزار امیدی خار چش دشمنی

 (گل گلزار امیدی و خار چشم دشمنان هستی)
خورمووه


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان، 21- گردشگري در لرستان
لُرِسّو

ترانه های بویراحمدی

قسمت دوم

نویسنده: خانم دکتر اریکا فریدل 

ترجمه و تلخیص: علی بلوکباشی

      نگاه به دختران همیشه خوش یمن نیست، بنابر ترانه‏های‏ گردآوری شده، زیبایی دختران شخص را مریض می کند ، می کشد، برشته می کند و می‏سوزاند،کور می کند ،قلب را می‏شکند و شخص‏ را واله و سرگردان می کند . فقط در شش مورد زیبایی نیرویی‏ مثبت دارد و به مرد زندگی می‏بخشد .اما وقتی که تمجید به‏ عمل می‏انجامد (مانند بوسیدن،کمین کردن و عشق‏ورزی با دختر) ستیزه‏هایی بر می‏خیزد .حتما شرم و حیایی باید میان‏ عاشقان باشد .عاشقان باید در عشق‏ورزی فرصت هایی را از دست‏ بدهند. عشق متقابلا مبادله نمی‏شود. شخص در اندیشیدن‏ درباره دختران ضعیف است.آگاه کردن مردم از احساسات‏ شخصی در حدود ده بار در ترانه‏ها یاد شده است.

  • خانهء گل در بالاست،
  • فکرش در پائین است.
  • ...لاش را عمدی می‏جنباند،
  • تا پسر بمیرد.
  • دیشب سرگردنه،
  • بهش برخورد کردم.
  • لبهایش را (با بوسه)غارت کردم،

 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
ادامه مطلب
لُرِسّو

پاسخ به دو پرسش مشترک برخی از دوستان:

۱- اقا فرشید عزیز در مورد امکان افزودن متن ترانه های بیشتری از استاد رضا سقائی به بخش متن ترانه های وبلاگ لرسّو پرسیده اند در پاسخ به درخواست این دوست عزیزمان یاداور می شویم که  سایت لور متن ۹ ترانه شادروان استاد رضا سقائی را مدتی قبل با فرمت پی دی اف در فایل زیب شده ای چاپ کرده است . این متن ها شامل متن ترانه های دایه دایه ، میا روم آبادان،چوپون ،جنگ لُرو ،بورم وه مالت ،دختر قد بُلن، بزران ، تفنگ و دالکه می شود که  می توانی از دو لینک زیر انها را دانلود کنی :

۲- برادر عزیزمان آقای حامد خورشیدوند هم در مورد نحوه دانلود آهنگ های وبلاگ پرسیده اند که باید عرض کنم : بهترین روش دانلود ترانه های لُرسّو کلیک راست بر روی نام ترانه یا آهنگ مورد نظر و سپس انتخاب گزینه Save as و انتخاب محل دانلود و نگهداری فایل ترانه مذکور در کامپیوتر شخصی است.


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

ترانه های بویراحمدی۱

اثر: خانم دکتر اریکا فریدل ۲

ترجمه و تلخیص: علی بلوکباشی

            هنگام کار میدانی مردم‏شناسی در سالهای ۱۹۷۱-۱۹۶۹ در بویر احمد، نویسنده توانست بیش از ۹۰۰ ترانه محلی گرد آورد.۳ در این مقاله نویسنده کوشیده است که محتوای این‏ ترانه‏ها را بر حسب تصویری که مردم از خود و دنیای خود در آن‏ می‏نمایند تحلیل کند،و این تصویر را با برخی جنبه‏های فرهنگی‏ و "واقعیت اجتماعی‏" ای که مردم در آن عمل می کنند بسنجد .۴

      نگاهی کلی به این ترانه‏ها ممکن است به مثابه مقدمه‏ای‏ کوتاه بکار آید. محلی ها ترانه‏ها را از آهنگ ، محتوای متن موضوع و موردی که در ترانه مناسب با آن سروده شده تشخیص می دهند. این مقولات غالبا با یکدیگر ادغام می‏شوند ، بطوری که مثلا یک‏ موضوع ممکن است با آهنگ های مختلف خوانده شود. ترانه‏ها فقط چهار آهنگ دارند ؛ "شروه‏"، "هشتله‏"، "للویی‏"و "یریار۵ ترانه‏ها را می‏توان برای مقصودی که بکار می روند به سه‏ مقوله گروه‏بندی کرد:

       ۱- ترانه‏های رقص : این ترانه‏ها کاملا  ...      

خانم دکتر اریکا فریدل Erika Friedl مردم‏شناسی را در دانشگاه های وین Vienna در اطریش ، ماینتس Mainz در آلمان، و شیکاگو Chicago در آمریکا تحصیل کرده‏اند. در سالهای ۱۹۶۵،۷۱-۱۹۶۹ و ۱۹۷۶ همراه شوهرشان دکتر لفلر H.Loeffler میان بویر احمدی ها در جنوب ایران به- پژوهش های مردم‏شناسی پرداخته‏اند.اکنون خانم فریدل عضو آموزشی و پژوهشی دانشگاه میشیگان‏ غربی- Wastern Michigan University می‏باشند.


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 27-لرهای بختیاری
ادامه مطلب
لُرِسّو

ترانه لری سیت بیارم برای دووات یا عروسی

استاد حمید ایزدپناه

منبع : سایت پارسیگ

        درادبیات وهنر و در بخش چامه وسروده های پارسی ویا بومی ما، بخشی مهم و کهن ازآن ، پشتوانه های فرهنگی وبرگی برای شناسایی قومی و ایرانی بودن ما است که خود سهم ایرانیان در تمدن وفرهنگ جهانی و میراث پربار و رنگین بشری است. از آن جا که چامه وچکامه یا شعر و سرود ، زبان و قالبی ویژه برای دریافت حال وبیان احساس شادیانه و یا نوای غمبار مویه در آیین سوگواری ویا قصه حماسی بوده است. شاید ریشه وپیشینه این سروده ها وجلوه تاریخی آنها را بتوان از سروده های گوسانی « گوسانان » زمان اشکانیان تا اکنون، جستجو کرد. این شیوه کهن، تا سده های پس ازهجوم تازیان ودرادبیات دین باوران ایرانی واسلامی نیزبه همان نام ادامه داشت و سپس تازیانه و تعریب شده آن « فهلویات » نامیده شد. گرچه هنوزهم نمونه هایی از آنان مانند «عاشیق» های آدربایجانی و «سرو» های لکی ویا گروه نوایان لر ویا دیگر قومهای ایرانی، به شیوه های گوناگون بیانی و اجرایی، وجود دارد.در بیشتر فرهنگها، از جمله در کشور وسرزمین ما ایران این سرود ها وترانه هستتند. که هنوز ّبا وجود همه دگرگونیهای رسانه، بر ذهن وزبان ها مانده اند. زیرا ضرباهنگ وموسیقی چامه وسرود وترانه ها ی بومی ، بیشترخاطر نواز و دلنشین وماندنی بوده اند به ویژه اگردرونمایهء داستانی هم داشته باشند.      


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 4- متن ترانه های لری، 26- حميد ايزدپناه
ادامه مطلب
لُرِسّو

نت کمانچه و متن ترانه لری کُش طِلا

استاد علی اکبر شکارچی

کُش طِلا (کفش طلا)

       نام بسیاری از ترانه های محلی لری،‌نام زنان ، مردان یا نوع کاری است که برای آن شعر و ملودی ساخته اند. کُش طِلا ،‌ که از ترانه های دهه چهل است ، نام زنی است که موضوع یک ماجرا و ترانه عاشقانه در یکی از عروسی های بزرگ و باشکوه عشایر لرستان بوده است . 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 29- نت کمانچه و ترانه های لری
ادامه مطلب
لُرِسّو

  نت کمانچه ترانه لری حالوی گنم خره

 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان، 29- نت کمانچه و ترانه های لری
ادامه مطلب
لُرِسّو

شصت و پنجمین متن ترانه لری

چوپی

(سردسته رقصندگان)

ترانه چوپی را از اینجا دانلود یا گوش کنید

خواننده : فرج علیپور

شاعر : ایرج رحمانپور

 ایرج رحمانپور

ها میا دِ دیر ساز سحری

(از دور می آید صدای ساز سحری)

بازِنَه گَل گَل چی حور و پری

(رقصنده ها دسته دسته چون حور و پری)

وریسا وه پا توزِ هَل پَرکَه

(بلند شده است گرد و غبارِ از رقص هل پرکه)

می لرزَه زِمی وا لرزِه تَرکَه

(می لرزد زمین با لرزه چوب دهل و ترکه)

پاپی یا وه ناز ، سُوآرَه وه دِو

(پیاده ها با ناز و خرامان ، سواره ها به تاخت و دوان)

شِیوَنَه وِشو سازِ سوآر هِو

(شانه ها را به هم ریخته صدای ساز سرنای سوارهی)

وریسا وه پا توزه هَل پَرکَه

(بلند شده است غبارِ رقص هل پرکه)

می لرزَه زِمی وا لرزِه تَرکَه

(می لرزد زمین با لرزه چوب دهل و ترکه)

شُونَه شکی و دِوپا و سه پا

(رقص های شونه لرزاندن و دو پا و سه پای لری)

دِ راز و نیاز دسمال دٍ هَوا

(زمان راز و نیاز و  گردش دستمال در آسمان است)

توزه بازی گه شورِ بازِنه

(شور و شوق رقصندگان گرد و غبار زمین را بلند کرده)

کِردَه وه مَشَر شوقِ سازِنه

(شوق نوازندگان محشری برپانموده است)

نه زِمی دیار نه دسه دیار

(نه زمین قابل دیدن است و نه دسته رقصندها را می توان دید)

مگر آرِمی مِقامِ قَطار

( مگر آن زمان که با رقص آرام قطار می رقصند)

موجِ بازِنه چی موجِ دریا

(موج و گروه رقصنده ها همچون موج دریا)

آرِم مِیرَه وا سِئَنگی سِماع

(با رقص سنگین سماع آرام و قرار می گیرند)

نه زِمی دیار، نه دسه دیار

(هنگام رقص نه زمین قابل دیدن است و نه دسته رقصنده ها را می توان دید)

مگر آرِمی مِقامِ قَطار

( مگر هنگام همراهی شان با رقص آرام قطار)


اصطلاحات لری ترانه چوپی:

     ساز سحری: نواختن ساز سٌرنا در لرستان قدیم بر فراز پشت بام ها و بلندی ها با هدف بیدار باش مردم در سحرگاهان وجه تسمیه شناخته شدن سرنا به عنوان ساز سحری در لرستان است . از سوئی در مقام های موسیقی لری « مقام سحری» که با نواختن سرنا اجرا می شود به هدف باخبر کردن مردم از واقعه ای مهم (معمولا فوت افراد )و اماده ساختن انها برای واکنش متقابل و پاسخ به فراخوانی ( زمان جنگ ها و نبرد)به جایگاه سرنا در سازها و مقام های موسیقی لری اهمیت ویژه ای بخشیده است .امروزه مقام سحری را در مراسم سوگواری عاشورای حسینی نیز بکار می برند.

     مقام قطار:  یکی ازمقام های کهن موسیقی در مناطق لک نشین لرستان  است که برخی از آن با نام «مقام سرساز» بعنوان آغاز کننده اجرای ساز نیز نام می برند. بدلیل پشت سرهم و در یک ردیف قرار گرفتن(قطار شدن) رقصنده ها جهت اجرای مراسم رقص چوپی در این مقام بعنوان آغازگر مقام های دیگر موسیقی لری به آن نام قطار داده اند. 

   سنگین سماع : یا به عبارتی بهتر سماع سنگین ، رقصی است که با سنگینی و وقاری خاص اجرا می شود و چون در این رقص حرکت گام ها بسیار سنگین و موزون می باشد لذا بیشتر کهنسالان و سالخوردگان تمایل شرکت در مراسم چوپی با این مقام را دارند. برداشتن گام ها انچنان دقیق و حساس است که اگر فرد مبتدی بخواهد با این مقام چوپی بگیرد خیلی زود مبتدی بودنش مشخص و از صف رقصنده ها بیرون می رود.ریتم منحصر به فرد سنگین سماع سبب اختصاص خاص این مقام تنها به منطقه لرستان شده است و از جمله مقام های موسیقی لری است که هیچ گونه مشابهت یا قرینه ای با مقام های موسیقی نواحی دیگر ایران زمین نداشته و ندارد.

    هل پرکه :یکی از مقام های رقص موسیقی شاد لرستان با تم هائی از موسیقی کردی کرمانشاهی که پس از مقام قطار و سنگین سماع اجرا می شود . در این مقام پاها به شکل آزاد به طرف جلو رها شده و به سمت بالا حرکت می کند.

     دوپا:سریعترین و پر تحرک ترین رقص لری است که با شروع ریتم دهل و کمانچه و تنبک ،رقصنده ها دست در دست یکدیگر با برداشتن  متناوب دو قدم به جلو و یک قدم به عقب به همراهی با آهنگ می پردازند. ترانه های سوزه سوزه ، بالا برز و آمان گلیا  از جمله ترانه هایی  است که در  مقام دوپا اجرا شده اند.

    سه پا: از جمله زیباترین و پرهیجان ترین مقام های موسیقی لری است که در آن گروه رقصنده با هدایت سرچوپی دست  در دست و شانه به شانه همدیگر  با هر ضربه دهل ،تماس گام های خود با زمین را تنظیم می کنند . معمولا اولین ضرب دهل زیر پای راست قرار می گیرد و گروه رقصنده با همراهی ساز ،سه قدم به جلو و با پای چپ یک قدم به عقب گام برداشته و مرتبا این حرکت را تکرار می کنند. ترانه های حالوی گنم خره ، والا دوسِت دیرم ، کلنجه زرد و حنا بنو ، از جمله ترانه هائی است که در این مقام موسیقی لری اجرا شده اند.

  شونه شکی : به اعتبار واژه های تشکیل دهنده آن که همان شُونه (شانه) و شک (تکان دادن) می باشند ،در واقع  یکی از مقام های موسیقی لری است که در ان با ریتم تند نوازنده ،تکان و حرکت شانه های رقصنده ها کاملا مشهود است .

  سوار هو : به همراه مقام های موسیقی «شاره را» (راه حمله به شهر) و «جنگه را» (راه جنگی) یکی از مقام های موسیقی حماسی و رزمی لرستان بود که به واسطه پایان گرفتن جنگ و نبرد بین سپاهیان و به دستور فرمانده یا یکی از بزرگان ایل و طایفه برای فراخوانی و بازگشت سوارکاران جنگی از صحنه نبرد و جمع شدن سپاهیان (یا به تعبیرنظامیان به عنوان شیپور جمع) نواخته می شد و با هو یا هی کردن (بازگشت و فراخوانی ) سوارکاران از انها می خواستند که دست از جنگ کشیده و در محل برخواستن ساز و نوای موسیقی حضور بهم رسانند. در دهه های گذشته ،این مقام موسیقی حماسی و رزمی لری به تدریج با آمیختن به سوارکاری هنگام مراسم عروسی و نامزدی ها از مقام حماسی خود نقل مکان و در مقام موسیقی شاد سواربازی عروسی های لرستان همراه با تیراندازی جای گرفته است .


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان، 25- ایرج رحمانپور
لُرِسّو

یازدهمین نمآهنگ لری
زَه وه زوری
(تفاهم)
خواننده :علیرضا چنگیزیان

 

برخی از اصطلاحات لری نمآهنگ طنز «زَه وه زوری»

زَه وه زوری

(ZAHVEZORI) = زن صلاح = زن کیخا(کدخدائی زن) =زن ذلیل، زن به زوربودن 

وا دِما نیائی

= (جمله متداول برخی از خانم ها هنگام بدرقه همسرانشان از منزل) بمعنی دیگه برنگردی

غنجلک (GENJELAK)= بالا و پایین پریدن

ور دلک ونه

(VARDELEK VANE)

=هول دادن و به جلو پرتاب کردن کسی

یه شقم آورد وه هار

= یک طرف بدنم را پیاده (کبود )کرد

هُمال (HOMAL)

= رقیب و هم چشم

گلال (GELAL)

 = رودخانه

مزلّت وه شر 

= منزلت به شر ، بدی و شر منزل تو باشد

چه خرّه ئی بئی رم ده سر= چه خاکی بسرم کنم

زینه زَم ای هوار، وَنِه مَه در ای برار
(زنم زد ای هوار (قُر)، بیرون انداختم ای برادر)
وِم موئه پیل بیار ، کَردِمه خواره زار
(بهم میگه پول بیار، منو کرده خوار و زار)
وِش موام هه عیال ، وِم موئه زهره مار
(بهش میگم ای عیال ، بهم میگه زهرمار)
هرچی میکم غنجلَک ،مُونِم ده وردِلَک
(هرچه وُرجه  وُرجه می کنم هولم می ده به بیرون)
وا پسه  دمپائی یه شقِم آورد وه هار
(با پشت  دمپائی یک طرف بدنم را کوبیده)
وش موام هه عیال ، وم موئه زهره مار
(بهش میگم ای عیال ، بهم میگه زهرمار)
خوش می ایسه دَمه در
(خودش دم در می ایستد)
وم موئه رُو بَنه در
(بهم میگه برو بندر)
بوسکی سیگار توام
(تو هم جعبه ای سیگار)
چی هُمالونِت بَخَر
(مثل رقبایت بخر)
وش موام هه عیال ، وم موئه زهره مار 
(بهش میگم ای عیال ، بهم میگه زهرمار)
زینه زَم ای هوار ، زینه زَم ای هوار
(زنم زد ای هوار(قُر))
وش موام هه عیال ، وم موئه زهره مار
(بهش میگم ای عیال ، بهم میگه زهرمار)
هیشتَه مَه پُشته در 
(منو پشت در گذاشته)
چه خَرّه ئی بئی رَم ده سر
( چه گِلی بسرم بگیرم)
موئه وا دِما نیائی
(میگه (الهی) برنگردی)
رُو که مَزِلِّت وه شر
(برو که شر منزل تو باشه)
زینه زَم ای هوار ، زینه زَم ای هوار
(زنم زد ِای هوار(قُر))
وِش موام هه عیال ، وِم موئه زهره مار
(بهش میگم ای عیال ، بهم میگه زهرمار)
ایسه هام ده بَنه در
(حالا توی بندر هستم)
پاتیلی ده مینه سر
(دیگی روی سرم است)
جومیلی ده مینه سر
(کاسه ای روی سرم است)
تُورو مُونِم ده گِلال
(تور را توی رودخانه می اندازم)
می زَنِم وا مینه سر
(توی سرم می زنم)
زینه زَم ای هوار ، زینه زَم ای هوار
(زنم زد ای هوار(قُر))
وش موام هه عیال ، وِم موئه زهره مار
(بهش میگم ای عیال ، بهم میگه زهرمار)

موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 1- لغات و اصطلاحات لری، 8- سرگرمي و طنز لری، 17- کلیپ لري، 11- نمآهنگ های لری
لُرِسّو


شُو اوّل قآهاره تو مارِک با

چٍلّه بُونی تو بَچو ، وایَک ریمون لُو بوم

(طناب بندازید بچه ها باهم بریم لب بام)

دُر بَکیم گلونی مو ، کشمش بونن دش سی مون

(آویزون کنیم روسری هامون رو تا کشمش بریزند توش برامون)

امشو اوّل قاهاره، خیر دٍ حونَت بَواره

(امشب اول یلداست خیر به خونت بباره)

نون و پنیر و شیره ،کیخا حونَت نمیره

(نون و پنیر و شیره سرپرست خونت نمیره)

امشو اوّل قاهاره، کَت و گلونی وِه هاره

(امشب اول یلداست شال و روسری آویزونه)

نم نم بارو می باره، صاحو حونه بیاره

(نم نم بارون می باره صاحبخونه بیداره)

امشو اوّل قاهاره ،بعدٍ زٍمسّو باهاره

(امشب اول یلداست بعد از زمستون بهاره)

چی ئی به کُشکَه بیاره، کَرَمِت بی شماره

(چیزی بده کوچیکه بیاره کرمت بی شماره)

امشو اوّل قاهاره، خیر دٍ حونَت بَواره

امشب اول یلداست خیر به خوونت بباره)

نون و پنیر و شیره، کیخا حونَت نمیره

(نون و پنیر و شیره سرپرست خونت نمیره)

آداب و رسوم شو اول قاهاره (قارّه) در لرستان

فلسفه و معني يلدا

نیاکان مان در ایران باستان هنگام دي ماه،  چهار جشن زیبا در روز های اول ، هشتم ، پانزدهم و بیست و سوم دی ماه برگزار می کردند که از انها امروزه تنها جشن اول دیماه (شب یلدا) آن به عنوان نخستين روز چله یا آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال باقی مانده است و این تنها بازمانده جشن دی باستانی نیز بدلیل عدم آشنائی با آداب و سنن و چرائی اش توسط میراث داران ایین مهر در گذر دستخوش تدریجی تغییر و نهایتا  استحاله آن در داخل است و عجیب تر آنکه  برخی از آداب و رسوم آن  در خارج از مرزهای کشور با وارد شدن در فرهنگ دیگر ملل به اعتراف محققان و مورخان همچنان در حال حفظ ، ترویج و تقویت است ( از جمله مراسم قاشق زنی شب چله  ( با عنوان مراسم Trick or treat شب هالووین ) و سنت پخت بوقلمون شب یلدای لرستان ( در مراسم بوقلمون پزی روزشکرگزاری یا THANKSGIVING DAY) و یا همزادی و تفارن زمانی و  نحوه دلایل برگزاری جشن  یلدا (به معنی تولد) با زمان کریسمس و  بهانه تولد حضرت عیسی و جشن ایلانوت یهودی ها و ... ). در هر صورت نكته زيبا و بيادماندني بلندترين شب سال در اين است كه همه ايرانيان اعم ازفارس ،ترك ،كرد ،لر ، بلوچ و عرب ( و همچنین غربی ها  روزهای همزاد ان در کریسمس و شکرگزاری)  شب يلدا را شب جشن،شادي، دور هم‌نشيني ، دوستي و صداقت مي‌دانند. برای آشنایی بیشتر روی  موضوع تاثیر یلدا در جشن های  دیگر اقوام  کلیک کنید .

       يلدا (جشن زایش مهر) از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا )  و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير   ) می دانند . 

      اجداد ما اين شب را تا به صبح به جشن و پايكوبي به گرد آتش نشسته  و با سفره رنگینی از ميوه‌هايي چون هندوانه، خربزه، انار، سيب، خرمالو و به باستقبال فصل زمستان می رفتند. اين ميوه ها در ان زمان هرکدام بار معنايي نمادين  خود  را داشت داشتند، هندوانه كه قاچ‌هاي مدور مي‌خورد چون خورشيد، يادآور گرماي تابستان و فرونشاندن عطش بود. انار با صندوقچه ای از  دانه‌هاي مرواريد سرخش ، (سرخی  نمادی از تناسل نسل و زايش بود) و شب چره‌ و آجیل هايي كه با شكستن آن شادي را با خود به همراه مي‌آورد.

     بدون شک نگاهی به آداب و رسوم طولانی ترین شب سال در میان یکی از قدیمی ترین اقوام  ایران باستان (لرها) سبب مستحکم تر شدن ریسمان پیوند فرهنگی ما ایرانیان با  خاطرات آباء و اجدایمان خواهد شد .

آداب و رسوم شب يلداي لرستان

        «قار» (GHAR) در زبان لری بمعنی «داد و فریاد» و «قاره» (GHARA) بمعنی «صدای بلند» است . استاد گرانقدر حمید ایزدپناه نام اولین شب زمستان یا شب یلدا در زبان لری را « اول قاهاره» (AVAL GHAHARA) خوانده اند . «قاهار» یا «قاهاره» در لرستان (چه درگویش و زبان لری  چه در لکی ) معنی و مفهوم لغوی ندارد . برخی از دوستان  ریشه «اول قاهاره »یا «اول قارّه» را از کلمه عربی « لیله القاره» خوانده اند . در حالی که بنوشته دهخدا عرب واژه ای  بنام « یوم قار» نیز دارد که معنی آن  روز خنک . (منتهی الارب ).  و یا روز سرد. (مهذب الاسماء) است .

کلمه «قار» در زبان عربی عموما به معنی «قیر» یا صفت «قیراندود کردن» چیزی بکار برده شده است . بنوشته دهخدا :

       «قار به فارسی مشهور به قیر است و آن از زمین با آب گرم از چشمه ها میجوشد. سیاه مایل به سرخی و اصل آن بعضی صلب و برخی سیال میباشد و با قدری خاک نیز طبخ میدهند تا توان بر کشتی و امثال آن اندود. و قوتش تا سی سال باقی است

  • چون قار سیه نیست دل ما و پر از گرد       گر چه دل چون قار تو پر گرد و غبار است
  • چون به در خانه ٔ زنگی شوی                           روی چو گلنارت چون قار کن 
  • دل موافق رایت چو برف باد سپید             رخ مخالف جاهت سیاه باد چو قار

فردوسی نیز در شاهنامه «قار» را  بمعنای سیاه بکار گرفته است :

  • کزو گشت هامون چو دریای قار                  درآمد به جنبش زمین از سوار
  • چو خورشید سر برزد از کوهسار              بگسترد یاقوت بر پشت قار 
  • به دیده چو قار و به رخ چون بهار        چو می خورده و چشم او پرخمار

از سوئی قار (GHAR) در زبان ترکی بمعنی « برف » می باشد  :

  • همیشه تا که به تازی مطر بود باران          چنانکه برف بودبر زبان ترکی قار
  • چشم این دائم سپید از اشک حسرت همچو قار         روی آن دائم سیاه از آه محنت همچو قیر
  • تا چو قیر است و قار در شب و روز                 ساحت و عرصه ٔ قفار و بحار
  • روز خصمت سیاه باد چو قیر                           روی بختت سپید باد چو قار
     و کم نیستند از کلمات ترکی ای که علاوه بر زبان فارسی { گلنگدن (میاد میره) ، اوزوم برون(بینی دراز) قزل آلا(تلاء لو طلا) ، آچار(بازکن)،آچمز (باز نمیشه) قره قوروت(کشک سیاه) و...}در گویش و زبان لری نیز وارد شده و بدون جایگزین و بدلی همچنان مورد استفاده قرار می گیرند. (در صورت مجال در مقاله ای دیگر به آن خواهم پرداخت).

      در هر حال شب یلدا در لرستان با دو نام « شو چلّه » و « شو اول قارّه (قاهاره)» ضمن ان که دربردارنده معنی و مفهومی جامع از کلمه «قار » با تمام صفات ریشه عربی و یا ترکی  آن اعم از «سیاهی » برای شب یلدا یا «سردی و سپیدی برف» برای اولین روز زمستان است در عین حال  بعنوان یکی از شب های بیاد ماندنی جشن و شادمانی است که کلیه افراد فامیل اعم از کوچک و بزرگ و زن و مرد همچون اجدادشان با نشستن و جمع شدن بدور یکدیگر  و خواندن شعر و ترانه(شوهنومه خوونی) ، گرفتن فال (چل سرو) ، میل نمودن آجیل مخصوص (گنم برشته و گنم شیر) ، تعریف افسانه های قدیمی (امیل و ممیل) و بالاخره  بازی و سرگرمی خاص (چارشو دُر کنی و قاشق زنی) ضمن تقویت روحیه شادی و شادمانی با یکدیگر خود را اماده استقبال  از زمستان سرد (و پربرکت ) می کنند. از انجائی که برگزاری شو اول قاهاره در لرستان مستلزم  فراهم نمودن مقدماتی است ،  برخی از این مقدمات (و محل تهیه آنها) را با همدیگر مروری کوتاه می کنیم  .


موارد لازم جشن یلدای لُری :

  • ۱ - خانواده ای  با حداقل یک نفر مسلط به اشعار شاهنامه یا حافظ 

برای  دیدن  شاهنامه اینجا  و برای دانلود  آن اینجا و حافط اینجا را کلیک کنید 

  • ۲- فردی مطلع و آشنا با نحوه گرفتن فال های لری از جمله فال چل سرو          

                     برای مشاهده ابیات و نحوه گرفتن فال چل سرو اینجا را کلیک کنید

  • ۳- گوشت قربانی گوسفند ، بوقلمون یا مرغ و خروس برای شام. 

                       برای آشنائی با نحوه پخت و پز غذاهای لری اینجا را کلیک کنید

  • ۴- آجیل گنم برشته یا گنم شیر جهت تنقلات جشن.

                      برای مشاهده نحوه تهیه گنم برشته و گنم شیر اینجا را کلیک کنید

  • ۵- موسیقی و ترانه های محلی لری .

                     برای مشاهده موسیقی کلیپ ترانه های لری اینجارا کلیک کنید

       بعد از تهیه و یا همزمان با تهیه مقدمات شب یلدای لری می بایستی با برخی از اصطلاحات و افسانه های لری نیز آشنا شوید . 

۱- اصطلاحات  لری شو چله

  • اول قاهاره (AVAL GHAHARA)= اولین شب زمستان ، شب یلدا.
  • چلّه (CHELLA) =روز چهلم تولد یا مرگ هر کسی است ، زه کمان.
  • چله (CHELA) = ریسمان مخصوصی است که از موی بز بافته می شود.
  • چلّه گَپه(GAPA) = یا چله بزرگ که همان 40 روز اول زمستان از اول دی تا 11 بهمن است.
  • چلّه کوشکه(KOSHKA) = یا چله کوچک از 11 بهمن تا اول اسفند.
  • چارشو دُر کنی (CHAR SHOW DORR KANI) = چادر  شب آویزان کنی. مراسم ویژه شب یلدا که بچه ها در آن با آویزان کردن چادر یا شال و یا گلونی (سربند لری) از بام  خانه ها از همسایه ها  درخواست شیرینی و تنقلات شب یلدا را می نمایند.
  •  گندم برشته یا گنم شیر (GHANEM SHIR) = مخلوط گندم و كشمش، كنجد، شاهدانه، گردو  و فندق درست می كنند.
  • چل سرو( CHEL SERU)=  فال چهل سرود که در آن  یكنفر تسبیح می اندازد و هر كدام از حاضرین یك شعر به زبان لكی می گویند و چهلمین شعر نیت اصلی گیرنده فال است
  • افسانه اَمیل و مَمیل(AMIL & MAMIL) = امیل و ممیل دو برادر زمستانی هستند و دو نفس دزد و آشکار دارند. "امیل"  برادر بزرگتر و دارای نفس "دزد" روز چهل و پنجم زمستان در اثر سرمای زیاد هویدا می گردد و "ممیل" برادر كوچكتر دارای نفس "آشكار"  روز پنجاه و پنج زمستان كه هوا كمی بهتر می شود خود را نشان می دهد .چهل روز كه از زمستان می گذرد "امیل" (چله بزرگ) به كوه می رود و زیر سنگ سیاه و  بزرگی می نشیند. در این موقع سنگ سیاه بر روی او می افتد و "امیل" قادر به بلند  كردن سنگ و بیرون كشیدن خودش نیست. پس همانطور زیر سنگ می ماند.پس از سپری شدن پنجاه روز از زمستان "ممیل" (چله كوچك) بفكر برادرش می افتد و  پیش خود می گوید نكند در كوه برای برادرم "امیل" اتفاقی افتاده باشد؟ از این رو برای پیدا كردن برادر خود به كوه می رود.در این زمان(روز چهارم تا شانزدهم بهمن ) مردم می گویند: هوا خیلی سرد شده و اكنون درست در وسط "ششلهششله" shashela_ shashela  رسیدیم. یعنی تلاقی بین شش روز بعد از رفتن "ممیل" به دنبال برادرش كه این دوازده روز هوا بسیار سرد می شود.

          "ممیل" بعد از جستجوی فراوان برادرش "امیل" را در حالیكه تخته سنگی بر  رویش افتاده پیدا می كند. خود را به كنار او می رساند و هر كاری می كند نمی تواند تخته سنگ را جابجا نماید تا برادرش را نجات دهد.از آنجا كه "امیل" دارای قدرت سرمای زیادی است، "ممیل" این قدرت را حس می كند. از این رو به برادرش "امیل" میگوید: اگر من جای تو بودم كاری می كردم

"دایا د ور تاوه هشكش بزنه ریش اسبی د لو تژگاه"

        امیل در جواب می گوید : خودت چرا کاری نمی کنی که در اثر سرما پیرزن در کنار ساج و پیر مرد در کنار آتش یخ ببندد و خشک شوند . ممیل می کوید : آخر « لم شوره بهار دوممه» (باران بهار دنبالم است) و هر کاری بکنم بی فایده است . ممیل هرچه تلاش می کنه امیل را نجات بده نمی تواند و چون امیل سرمای زیادی از خود بوجود می آورد از این رو ممیل طاقت سرمای او را ندارد و مریض می شود . 

           هر دو برادر در کنار هم چند روزی را سپری می کنند تا اینکه بعد از 60 روز از زمستان هر دو می میرند و بعد از چندی مادرشان داشو (DASHO)  که پیر زنی کهن سال است بالای سرشان می آید و همین که با جسد مرده دو پسرش روبرو می شود فریاد می زند:

امیل مرد و ممیل مرد دل وه کی کنم خوش ؟ چومتی بیرم عالمی بزنم تش

        سپس مشعل روشنی برداشته و عالم را آتش می زند و این کار سبب گرم شدن زمین می گردد. لذا در لرستان زمانی که هوا رو به گرمی می رود مردم می گویند : داشو (مادر امیل و ممیل) در حال چرخاندن مشعل روشن در هوا می باشد .

       یلدا و زوج های جوان :

        تازه عروس ها و داماد ها نیز در شب یلدای لرستان از قلم نیافتاده و با هدایای ویژه مورد لطف و عنایت خانواده ها و فامیل قرار می گیرند ،اگر دختری تازه عروس باشد خانواده او هدیه ای با مقداری آجیل گندم برشته و میوه و شیرینی جهت شب یلدا به منزل داماد می آورند و اگر پسر و دختری با هم نامزد باشند، خانواده پسر در شب یلدا هدیه ای برای این دختر به منزل پدرش می برند.

۲- بازی های لری شب یلدا

      رسم و بازی شال دُر کنی (شال آویزان کردن ) یا  چارشو دُر کنی  (چادر شب  آویزان کردن ) یا گلونی دُر کنی (سربند آویزان کردن) از محبوب ترین و متداول ترین بازی های کودکانه شب یلدا در لرستان است که بچه ها با گره زدن شال،روسری یا چادر شب های زنانه به طناب چله ، و آویزان کردن آن از بالای پشت بام  خانه همسایه ها با خواندن اشعاری لری درخواست شیرینی شب یلدا  از صاحب خانه می نمایند :

  • امشو اول قاره _ خیر د حونت بواره 
  • نون و پنیر و شیره _ كیخا حونت نمیره
  • زنت دو کُر بیاره   چی ئی به علی كوشكه بیاره

      صاحبخانه نیز معمولا مقداری آجیل گندم برشته و میوه و شیرینی در چادر شب یا شال آنها می گذارد و بچه ها ضمن بالا كشیدن آن درمقام تشکر از صاحب خانه با هم می خوانند:

امشو اول قاهاره   نون و پنیر و شیره     كیخا حونت نمیره

        بعضی اوقات صاحبخانه ها برای شوخی و خنده ابتدا مقداری سنگ بجای شیرینی و آجیل و میوه شب یلدا داخل شال آویران بچه ها می کنندو بجه ها هم که معمولا اماده این شوخی و تفریح اند با دیدن ان با هم دم می گیرند که :

  • امشو اول قاهاره    خیر ده حونت نواره
  • نون و پنیر و حلوا    كیخا حونت لنگ والا
  • نون و پنیر و شیره      كیخا حونت بمیره


      به امید روزی که شب یلدا با عنایت به فلسفه وجودی ، شایستگی ، زادگاه و خاستگاه ایرانی اش با ثبت جهانی  در یونسکو بعنوان شب جهانی « مهر و عشق  و صلح ورزی» به همه جهانیان شناسانده شود 



موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

شعرها و ترانه های لری ممسنی

ترانه ها و شعرهای لری ممسنی

  • ای خدا بارون بزن میشُم بزایه
  • (خدایا بارون بیار تا میشم بزاید)
  • بره ش نرذی کُنُم یارُم بیایه
  • (بره اش رو نذر بکنم یارم بیاید)
  •  
  • پَلَلِت سرخ ایزنه سر بُرگ شونِت
  • (موهات سرخی می زنه رو سر شانه ات)
  • عزارئیل شرم ایکونه بوسونه جونِت
  • (عزرائیل شرم می کنه بگیره جانت)
  •  
  • خوت گفتی ، خوت خندسی ، خوت وعده دادی
  • (خودت گفتی خودت خندیدی خودت وعده دادی)
  • سر وعده مُو اومَدوم بوس وم ندادی
  • (سر وعده من اومدم بوس بهم ندادی)
  •  
  • دل ایخواه تُو بُکُنُم اما نَمیرُم
  • (دل می خواد تب بکنم اما نمیرم)
  • گل بیا بالای سرُم دارِشَ بِبینُم
  • (عزیزم بیاد بالا سرم قد و بالاش رو ببینم)
  •  
  • دووَرو وِی سر جو مَشکِش نهاده
  • (دختره سر جوی مشک آبش را گذاشته)
  • بوسه بازیش بوی مُو بید جوم اِشکناده
  • (بوسه بازی می کردیم که جامش شکست)
  • ای خدا کاشکی مو بیدم اوسای زرگر
  • ( خدایا کاشکی من بودم استاد زرگر)
  • تا زَنُم گنگو طِلا وه جوم دووَر
  • (تا زنم بند طلا به جام دختر)
  •  
  • دووَرو سر چایَلون مَشکِش نهادِه
  • (دختری سر چاه ها مشکش نهاده)
  • بوسه بازی بوی کُرهِ جومش گُمآوِه
  • (بوسه بازی می کرد با پسری جامش گم می شه)
  • کُرَکو زَهلَت نَره پَچِه وابید؟
  • (پسره اصلا نترس مگه چی شده؟)
  • خوم ایرُم سی دِیم ایگوم جومُم گُم وابید
  • (خودم می رم بمادرم میگم جامم گم شده)
  •  
  • حوزه سربازگیری اومَد اَ تهرون
  • (حوزه سربازگیری آمد از تهران)
  • گُلَکو زحمت بِکِش طلاقِ ته بوسون
  • ( محبوبم زحمت بکش طلاقت را بستان)
  • طلاقُم وَت نیسونُم برو سَلُومَت
  • (طلاقم رو نمی گیرم برو به سلامت)
  • دو سالِت خِذمَت بُکُن بیو بخونَت
  • (دو سالت رو خدمت بکن بیا بخونت)
  • دو سالُم 24 ماهه قِرنِش دِرازه
  • (دو سال ام بیست و چهارماهه مدتش درازه)
  • ایترسومی دی جا دوم واتو نَسازه
  • (می ترسم اینجا مادر من باهات نسازه)
  •  
  • کُر- دوورو ویی ره ایری نومت ندونُم
  • (پسر- دختره از این راه می ری اسمت ندونم)
  • ماچت قیمت بکن تا وَت بوسونُم
  • (بوسه ات رو قیمت بذار تا ازت بستونم)
  • دوور- ماچم قیمت نیکم تا تو بوسونی
  • (دختر- بوسه ام رو قیمت نمی کنم تا تو بستونی)
  • ایروی طی بچیل شعرم بخونی
  • (چون می ری به بچه ها موضوع را میگی)
  • کُر – قرونی سر بغلت بزنه اَ جونم
  • (پسر- قران تو بغلت بزنه بجونم)
  • ار صد سال ماچت کنم شعرت نخونم
  • (اگه صد سال هم ماچت کنم بکسی بگویم)
  • دوورـ ار می خوای ماچت بدم بیو دس راسم
  • (دختر – اگه می خوای ببوسمت بیا دست راستم)
  • دس بیذار سر شونم خوم راس ایواسم
  • (دست بگذار سر شونه  ام خودم راست میایستم)
  •  
  • شو سلام روز هم سلام حونه دووَردار
  • (شب سلام روز هم سلام خونه دختردار)
  • قول دووَرت بدُم تا سیت کُنُم کار
  • (قول دخترت بهم بده تا برات کنم کار)
  •  
  • مِن مَردم سیلُم نکُن مردم شک ایبو
  • (بین مردم نگاهم نکن موجب شک میشه)
  • عاقلن فهمیده ین سیمون بد ایبو
  • (مردم عاقل و فهمیده اند برامون بد میشه)
  •  
  • اومَدُم مِن حونَتون هیشکه ندیدُم
  • (امدم تو خونتون کسی رو ندیدم)
  • نِشِسُم پَس چالَتون آه ور کشیدُم
  • (نشستم کنار اجاقتون آهی کشیدم)
  •  
  • اِشنُفتُم تو ناخشی سر دس دُکتر
  • (شنیدم تو ناخوشی می ری نزد دکتر)
  • شاه قاسم خَشِت ایکونم بضرب کُنجُر
  • (به شاه قاسم قسم خوبت می کنم بضرب نیشگون)


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 10- شعرهای لری، 27-لرهای بختیاری
لُرِسّو

شصت و سومین متن ترانه های لری

گل آتش

شاعر و خواننده : ایرج رحمانپور

گل آتش رحمانپور

بیا باد پریشون خاطر دل تنگ تو دل تنگ و مِه دل تنگ

(بیا باد پریشون خاطر دل تنگ تو دل تنگ و من دل تنگ)

مِه اَنو بار ایواریا دِلالِ سون شهر سنگ

(من اندوه بار غروب های دلگیر سوداگران شهر سنگ)

تو شَکَت گذر دِو شهرکه ژاری دِش مُحُونَه بیت بد آهنگ

(تو خسته ی گذر از شهری که فقیری  در آن می خواند بیت بد آهنگ)

هوار هی داد هی بیداد هنی بو زلف سُختَه دِت میایه باد

(هوار ای داد از این بیداد هنوزم بوی زلف سوخته میاد ازت باد)

هَنی هم دو دس رُوشِه بِلیز خینه گرمینه میکَه فریاد

( هنوزم  دو دست روشن آتش خون گرمی را می کشد فریاد)

هوار هی داد هی بیداد هنی بو زلف سُختَه دِت میایه باد

(هوار ای داد از این بیداد هنوزم بوی زلف سوخته میاد ازت باد)

هَنی هم دِو گل اَزگل دو چش انتظار تنگ

(هنوزم دو گل آتش دو چشم انتظار تلخ)

دِو داغ ننگ وِه پِشنی مُلک ناآباد

(دو داغ ننگ بر پیشانی  ملک ناکجاآباد)

هوار هی داد هی بیداد هنی بو زلف سُختَه دِت میایه باد

(هوار ای داد از این بیداد هنوزم بوی زلف سوخته میاد ازت باد)

هَنی هم لُرسّو دل تنگ هَنی هم دِهلُرو غم بار

(هنوزم لرستان دل تنگ ، هنوزم دهلران غم بار)

خَوَر به باد نیآیه میرنوروزی که نارَه طاقت دیدار

(خبر بده باد که نیآید میر نوروزی چونکه ندارد طاقت دیدار)

هوار هی داد هی بیداد هنی بو زلف سُختَه دِت میایه باد

(هوار ای داد از این بیداد هنوزم بوی زلف سوخته میاد ازت باد)


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 10- شعرهای لری
لُرِسّو

 شصت و دومین متن ترانه لری

یه شووئی نصمه شووئی نیمه ده شوگار

(یه شبی نصفه شبی نیمه های شب)

دل گریبونم گِرِت سی دی یَنه یار

(دل گریبانم گرفت برای دیدن یار)

بی وفا تو نه کُشم به یل موتم بیا

(بی وفا تو نکشم بگذار مرگم بیاد)

نازنین حُشکم کردی چی تلی گیا

(نازنین خشکم کردی چون شاخه گیاه)

عزیزم مه وا تونم  واتونم تونی حکیمم

( عزیم من با توام با توام تویی حکیمم)

غم و غصه اِی دونیا نکو نصیوم

غم و غصه این دنیا رو نکن نصیبم)

غم و غصه اِی دونیا کردی نصیوم

(غم و غصه این دنیا رو کردی نصیبم)

بی وفا تو نه کُشم به یل موتم بیا

(بی وفا تو نکشم بگذار مرگم بیاد)

نازنین حُشکم کردی چی تلی گیا

(نازنین خشکم کردی چون شاخه گیاه)

نکنی کاری که مرغ دل بَمی ره

(نکن کاری که مرغ دل بمیره)

تا قیامت آهم دامونت بیی ره

(تا قیامت آه من دامنتو بگیره)

بی وفا تو نه کُشم به یل موتم بیا

(بی وفا تو نکشم بگذار مرگم بیاد)

نازنین حُشکم کردی چی تلی گیا

(نازنین خشکم کردی چون شاخه گیاه)

شوگار(shogar):شب ، سرتاسر شب

به یل(BEIL ): بگذار ، فعل امر دوم شخص گذاشتن

تل (TALL) : شاخه درخت


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 17- کلیپ لري
لُرِسّو

شصت و یکمین متن ترانه لری

ترانه دوسی و دس براری

 خواننده: حشمت اله رجب زاده

شاعر: غلا م رضا سبزعلی

آهنگساز: درویش رضا منظمی

لرسو گلسونه

دَسِ نامحرم می گُشه دِ شرق ایرُو

بلایی ون دِ جُون نُوجِوونُو

بیائید درده درمونش بَکی مو

دس نامحرَمُونِه بَشکنی مو

چی دریا مِه کشه نابود میکه

چی تژگاه زِنه ای نِه دی میکه

وری تا که دسِ همت وِراریم

وری تا ریشه افیون دراریم

ستی نِم لُرسُونی اِکسونِم

بیا اِ هُم ولاتی هُم زِوُنِم

بیا تا لُرسُونه دِ دل و جُو

بکی مو باغ و بیشه  چی گلِسو

بیا تا وا تلاش و همت و کار

زمین یانِه بکیم آباد و پربار

وری تا که دس همت وِرآریم

بیا وایگ برار باغی بکاریم

یه حرفی دُ قدیمو یادگاره 

مُواَن که جوهر مردی وه کاره

یه حرفی سی ایمانا افتِخارَه

که بُواَن نُوم نیکش یادگارَه


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اِیمشو دِلِم وِ وير تو صد گِل وه دريا مي زِنَه

    اِیمشو چَشِم دِ ديريِ ات صد ره وه صحرا مي زِنَه

ایمشو میهام تاگه سحر دِ کیچَه تو بَکَم گذر

شايد كه وا باد گيجه اي گيس سيات بُوفته به در

وه تاري دِ زلفون خُوت بستي مَنه اي نازنين     

هر چي گريزم دِ غَمِت نارم خلاصي نازنين

صد گِل دلم گُوت وا غمِت

بَنشي كه شايد مرهمي

بَني وِه زخم كاري ام

اي مونس راز دلم


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 17- کلیپ لري
لُرِسّو

پنجاه و نهمین متن ترانه و نغمه های لری

شیردوشی

یکی از دوستان پرسیده اند این واژه «نوم خدا نوم علی  چَش حَسید پُقه بَلی » در ابتدای وبلاگ  و همچنین ابتدا تیتر ویدیوها را از کجا آورده اید؟ در پاسخ این دوست عزیزمان یادآور می شوم که  :

در روستاهای لرستان فعلی و کلیه مناطق لرستان سابق زنان هنگام دوشیدن شیر برای مصارف روزانه خانه؛ اشعار موسیقیایی غنی را در طلب شیر از دام خود زمزمه می کردند که مضامین غنی آن( از جمله عبارت مورد اشاره ) به شرح زیر بوده و هست:  

بی بی جونم

بی بی عمرم

تو دالکه گوونم

و خیر بیایی بور گِلیل

لولو ورآیی

چم چم در آیی

و خیر آیی

تو نُور نادونم بایی

همیشه و دونم بایی

بارور گرونم بایی

مال و حال حونمون بایی

گوه خومی خوم دوشمت

شیرت وم به نفروشمت

دالکه خومی خوم دوشمت

مه مت کتو می پوشمت

گاوم اوما دِ دولی

 شیرش پر کمولی

گاوم اوما دِ بالا

پات هیز به ژیر بالا

غَزگون بیاری شیرپالا

شیرکت کنم شیرپالا

نوم خدا نوم علی

چش حسید پوقه بَلی

نوم علی نیر آورد

جونکه دلم شیر آورد

نوم خدا خواوم اوما

نوم خدا خوشم اوما

دس وِ گوشش بیاری

 ارعلی نه دوس داری

توتو کردم گاوم اوما

کس سیش نرت خوشم اوما

جو وِ دس و پام اوما

بی بی جونم

بی بی عمرم

تو مادر گاو های من

بخیر بیایی گوساله زرد

با خیر و شگون

جمع و جور درآیی

به خیر بیایی

گوساله نادونم باشی

همیشه شیردِه ام باشی

باربر گرونم باشی

زندگی و خونمونم باشی

گاو منی خودم می دوشمت

شیر بهم بده تا نفروشمت

عزیز منی تو رو می دوشم

شیرت و میدم ، کتان می پوشم

گاوم اومد تو مزرعه

شیرش پر شد تو کاسه

گاوم اومد از بالا

پاتو بگیر رو بالا

دیگ رو بیار شیر صاف کم

شیرت پالایش کنم شیرصاف کن

به نام خدا و بنام علی علیه سلام

بترکه چشم حسود چون بلوط تو آتش

نام حضرت علی نور آورد

جون دل من شیر آورد

نام خدا خوابم اومد

نام خدا خودش هم اومد

دست به گوشش بیارید

اگر علی رو دوست دارید

صداش زدم گاوم اومد

کسی پی اش نرفت خودش اومد

جون به دست و پاهایم اومد

بورگلیل = گوساله زرد

کموله = کاسه چوبی

نور(Noer) = گوساله تازه بدنیا آمده

 

غَزگو(Ghazgo) = دیگ و پاتیل مسی

پوقه = منفجر شدن و ترکیدن

دول( Dul) = قطعه زمین صاف و هموار

 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

پنجاه و هشتمین متن ترانه لری

خورموَه

شاعر : اسفنديار غضنفري امرائي

آلبوم «مقام موسيقار» عليرضا نادري

خورموَه خير بَوارَه دِ حونه مونِت

(خرم آباد خيربباره  به خانمانت)

خاكِ پاكِت پُر گُلَه باغِت بِهشتَه

(خاك پاكت پر گل و باغت بهشته)

تاش مخمل كُو تو جاي آهُونَه

(قله مخمل كوه تو جاي آهوانه)

گيژ گَردآوت مِدوني پُر دِ آوه

(عمق گردابت هميشه پر ز آبه)

خورموَه شهرزيبابرزوبون پر لاله زاره

(خرم آباد شهر زيباي پرلاله زاره)

تاُو تش گِرته دِ وَر دَنگ گورُوني

(سازوآواز مثل آتش همه جا برده نشونه)

بارالها درد و غم هرگز نوينَه

(اي خدا درد و غمي هرگز نبينه)

بادِ شادي بَزَنه هر صُو وِ جونِت

(باد شادي بوزد صبحها به جانت)

تا چَشِت كار ميكِنه گُلزارو كِشته

( تا كه چشم كار مي كنه گلزار و كِشته)

كَل كُشِت كِل مي زِنَهَ گُل مي نِشُونَه

(شكارچيت شادی کنان گُل مي نشونه)

يا گِلاله يا گُلِسّو يا كِياوَه

( از گلال يا گلستان يا كيومملوآبه)

باغ شهوا و سِرآو كَس مَه داره

(سرآب و باغ شاه آبادش را جائي نداره)

كُر و دُختِر دس ودس سي دسگِروني

(پسرودختر دست بدست  نامزديشونه)

هر كه دل وِش به ونه دِش بِنشينه

(كسيكه دل بش ببنده توش بشينه)


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

۵۷مین متن ترانه های لری

دی بوه(ای بابا)

      دی بوه نزدیکترین تصنیف لری به « دایه دایه» است . داستان این ترانه مربوط به فرهاد خان از حاکمان شهر خرم آباد در دوره قاجار است که اسبی بنام منجوله (هم نام اسب محمد خان فیلی در ترانه دایه دایه ) داشته است . نقل است فرهاد خان که فردی خودرای؛ سرسخت و قدرتمند بوده در روز مرگش به همراه مجیرالسلطنه قصد حرکت به سوی قلعه فلک الافلاک را می نماید و در مسیرش به سوی قلعه به تنی چند از مغازه داران خرم آباد دستور می دهد تا هنگام بازگشتش از قلعه دکان هایشان را تخریب کنند. مغازه دارها بدنبال این فرمان پس از مدتی شروع به تخلیه مغازه های خود می کنند که ناگهان جارچی های خان جار می زنند که فرهاد خان کشته شده و آنها نیز دست از تخلیه مغازه ها می کشند.

      از متن ترانه و وقایع تاریخی نقل شده چنین برمی آید که فرهاد خان به محض ورود به قلعه خود را در کمین و محاصره خوانین ساکی می بیند و تنها راه نجاتش را توسل به «منجوله» اسب خود می پندارد ؛ متن ترانه نیز شرح محاصره او در قلعه فلک الافلاک است که  ...   

متن لری ترانه

ترجمه فارسی

منجوله جون دلم دی قی درآرِم

نالته طلا می رِم جون بَرارِم

نالته طلا بیرِم تند پاته ورچی

خانیا دورم میرن و صد تفنچی

ساکی دُ ساکیو قلا گِرِته

لو بالینم نشس دِلِمه سوخته

زین برگم بَوَنیت وِ اُ اسبِ زردم

موهونم کُشتنه هه آه سردم

اسب زرد جو خوت دی قلا درآرم

زینه ته نقره زنم ارواح برارم

منجوله جونم از این جنگ دراورم

نعلت رو طلا می گیرم بجون برادرم

نعلتو طلا میگیرم چارنعل و تند بتاز

خانها باصدتفنگچی محاصره ام می کنند

یکی از ساکی ها قلعه رو گرفته

کنار بالینم نشسته و دلم رو سوخته

زین و برگم رو ببندید به اسب زردم

مادیونم رو کشتند هی آه سردم

اسب زردم جون خودت ازاین قلعه درآورم

زین ات را نقره می زنم ارواح برادرم

بعدها به مرور زمان و وقوع جنگ های مختلف در لرستان متون زیر نیز به اشعار مذکور اضافه شد:

علی مه خون علی مه خون

اِ خدا مُردم دُ زندون

چی قلا بال بال کنم ها روم وِ طهرون

بکُشم وزیر جنگ خین علی مه خون

دی بوه هو کو دوآره

هر لُری واکپنک ری صد سواره

چل ماشین چل طیاره چل تا زره پوش

وش گُوتم اِ کُر نرو دِم نَگِرت گوش

طیاره دِ آسمو چی خور داری

کُشتنه چار تا سوار دُ بختیاری

علی محمد خان علی محمد خان

ای خدا مردم توی  زندان

چون کلاغ بال بزم میخوام برم به تهران

بکشم وزیر جنگ بخونخواهی علی مردان خان

ای بابا هی کن اسبت رو دوباره

هر لری با کپنک برابر صد سواره

چل ماشین چل طیاره چل تا زره پوش

بهش گفتم پسر نرو حرفم رو نکرد گوش

طیاره تو آسمون ازچی خبرداری

کشته اند چهارتا سوار از بختیاری

مخمل کو خرمووه گُله بارونه

نونم یه مردونه یا غلامعلی خونه

آساره دِ آسِمو ماهی دِ آوه

لطیفخو کُر شیخه مری قصاوه

 

گلار گلار هو کُو دواره

لُرِسّو دِ موقع جنگ که گِل میاره

اسبش رشه دل خوش چی بای قوش

قی یداله خان توپچی دولت کُش

دی بوه هُو کو دواره

انگلیس جراتی ناره

هر لُری وا کپنک ری صد سواره

مخمل کوه خرم آباد گلوله بارانه

نمی دونم جنگ مرداست یاغلامعلی خانه

ستاره تو آسمون ماهی تو آبه

لطیف خان پسر شیخ (در کشتن)انگار قصّابه

برگرد  اسبت رو هی کن دوباره

لرستان موقع جنگ کی نوبت میاره اسبش رعشه دل و خودش شکاری چون قوش

نبرد یداله خانه توپچی دولت کش

ای بابا هی کن اسبت رو دوباره

انگلستان جراتی نداره

هر لری با کپنک برابربا صدتا سواره

      بیرانوندهای لرستان سالها با حکومت مرکزی اواخر دوره قاجار و اوایل دوره رضاخان در ستیز و نبرد بودند. در زمان رضا خان بدستور سپهبد امیراحمدی جهت ترور روسای مهم ایل بیرانوند سه تن از جاسوسان نظامی در لباس نوکر و خدمه وارد ایل بیرانوند شده و موفق به ترور ولی اله ؛ همت علی و اسداله بیرانوند در هنگام خواب آنها در رختخوابشان می شوند. روز بعد دو نفر از 3 جاسوس نظامی امیراحمدی توسط عشایر دستگیر و پس از انتقال به خرم آباد توسط مردم سنگسار می شوند.

      لطیف خان پسر شیخ علیخان رئیس ایل بیرانوند می باشد که به همراه 12 تن دیگر از روسا و خوانین ایل بیرانوند همزمان با ورود قوای سرلشگز حسین خزاعی در سال 1304 در بروجرد به دار آویخته شدند.

لُرِسّو دِ موقع جنگ که گِل میاره : کنایه از آن  است که در لرستان هنگام جنگ کسی به بهانه نوبتی بودن از جنگ واهمه ای نداشته و  فرار نمی کند.

 

      در دوره حکومت رضا خان که گروهی از مردم لرستان توسط نظامیان به تبعید در مناطقی چون خوار ورامین ؛ گرمسار ؛ قزوین و ... وادار می شدند و یا بزور به مراکز آموزش عشایری برده می شدند ‌‌از جابجائی اجباری لرها به عنوان «کُر گرگووئی» یا همان گروگان گیری نیز در ادبیات و اشعار لری یاد شده است . در اشعار لری ابیات بسیاری در وصف مسیر تبعیدها یا لحظات جدائی آنان از زادگاه خود سروده شده است :

دالکه نظامی اوما

 رولکه میحا بورنمو

دالکه خدا نکه

 رولکه وِ شُو بورنمو

ای مادر نظامی ها اومدند

فرزندم می خواهند ببرنمون

ای مادر خدا نکنه

فرزندم به شب ببرنمون


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

پنجاه و ششمین متن ترانه های لری

*لرسّو*

نوار «گل رنگین» بهمن اسکینی

یارِم هُوکارِه گوشتِ شکارَه

(یارم دیوونه گوشت شکاره)

قد و بالاکَش چی گُل رنگینه

(قد و بالاش چون گل رنگینه)

دُوتره دُولا بُفتَن وانِها

( تا دستار دولایه ها بیافتند براه)

مِه گرفتار سَرساوِه رنگینِت

( من گرفتار روسری رنگینت)

دِلِ غم زِیَم تا دِ غم دِرا

(تا دل غم زده ام از غم درآ)

دِ شوق یارِم بیمَه دیوونَه

(از شوق یار شدم دیوونه)

کُویا لُرسّو شیِش مَغارَه

(کوهها لرسون دیواره بلندی داره)

یاران وری سیت یارِم بَشینَه

(دوستان پاشید تا یارم بشینه)

سازِنَه بیا بَزه وِ دوپا

(مطرب بیا بنواز رقص دوپا)

بیا تعریف بَکو سیم قصه شیرینت

(بیا تعریف کن برام قصه شیرینت)

سازِنه بیا بَزِه وِ دوپا

(مطرب بیا بنواز رقص دوپا)

بَزِه وِ دوپا کِل کِل ریزونَه

( بزن دوپا که وقت هلهلونه)


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

پنجاه و پنجمین متن ترانه لری  

هر کجا عشقی بُوه رنجی نِهاشه

شاعر : غلام رضا سبزعلی

 خواننده : حشمت اله رجب زاده

(آلبوم دس براری)

 

لری

 ترجمه فارسی

 

هُم ولاتی واتُونِم اِ لُرِ عاشق

تک سُوارِ عاشقِ دشت شقایق

بالِ چّش وا کُ به ین دُنیا چطوره

کس دِ دُنیا گنجِنِه بی رنج نِمورّه

پیچ و تاو ماه نو دِ آو چّشمّه

رقص گُل وختی دِرا وارنگُ و رّشمّه

شوق هر کموتری وِ  عشق پرواز

شاق شاق کُوک نّر دِ عشق آواز

ها مُوانّ که زنِه ای کارو تلاشّه

هر کجا عشقی بُوه رنجی نِهاشه

همشهری با توام ای لر عاشق

تکسوار عاشق دشت شقایق

گوشه چشم باز کن ببین دنیا چطوره

کسی تو دنیا گنجی رو بی رنج نبرده

پیچ و تاب ماه نو تو آب چشمه

رقص گل وقتی میاد با ناز و کرشمه

شوق کبوتران به عشق پرواز

صدای کبک نر به عشق آواز

جملگی می گن زندگی کار و تلاشه

هر کجا عشقی باشه رنجی باهاشه


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

پنجاه و چهارمین متن ترانه لری

لرسّو

 خواننده : نظری (آلبوم بهار مالگه ) 

شاعر : رمضان پرورده

متن لری

ترجمه فارسی

دِلِم کِردَه هَوای لَُرِسونم

هوای مردِم شیرین زِوُنِم

دِ ای غُروت مِه تا روزی بَمیرم

نِمِرَه عشق لرسو دِ ویرِم

میحا روئِم و پابوس بهارش

بئوسِم لاله یاکِه داغدارش

سیقه او کیچَه باغیاکِه قِشنگش

گلیاکِه وحشی و خوش آو رنگش

زَنونِ گُلونی وِ سرِ شونِش

هَزارگو وُ دِرختیا گِردکونش

سیقه او لاله یا کِه سر وِ حارِش

نسیم باغ و دشت و چشمه سارِش

دل بیمار مِه هِه میرَه بُونَه

مُواَه دَرمُونِ دردِم لرسونه

سیقه اُ خاک پاکِت اِ لرسو

کِه داموِگیرَه خاکِت اِ لرسو

دلم کرده هوای لرسونم

هوای مردم شیرین زبونم

تا روزی که در این غربت بمیرم

عشق لرستان نمیره از ویرم (یادم)

می خوام برم به پابوس بهارش

ببوسم لاله های داغ دارش

فدای اون کوچه باغای قشنگش

گلهای وحشی و خوش آب و رنگش

زنان روسری بسر تا سر شونه هاشون

تاب بازی با اون درختها گردو هاشون

قربون اون لاله های سربزیرش

نسیم باغ و دشت و چشمه سارش

دل بیمار من همش میگیره بهونه

میگه درمون درد من تو لرسونه

فدای اون خاک پاکت ای لرستان

که دامن گیره خاکت ای لرستان

 

 

 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

  پنجاه و سومین متن ترانه لری

کوه یافته

خواننده: بهمن اسکینی (آلبوم آرزو)

شاعر رمضان پرورده

متن لری

ترجمه فارسی

اِ دِله ار عاشقی رِم سیل یافته

پیچ و تاو حرده وِ یَک چی گیسِ بافته

زی بَشی و قاچ زین تا رِم وِ قیقاچ

اِسپی کو دونِم تونِه مُورَه و تاراج

زی سَروُ دِ اُ  هروُ دس دِ مِلِ یار

زو سَر و لیسک افتاو بَکَت خَوَردار

تخت سینه کِه هِرور کُل لاله زارَه

اُ چله زمِسُونِش هِه چی بهاره

سیل بَکو هشتاد پلی ، پلی و پلی

هر جایی که سیل میکی کُل دارِ بَلی

ای دل اگه عاشقی بریم دیدن (کوه)یافته

پیچ وتاب خورده بهم چون گیس بافته

زود بشین رو زین اسب تا بریم سواری

می دونم که سفید کوه می برد ترا بتاراج

چوغروبها در دره هرور دست در گردن یار

اونطرف صبح ها باآفتاب بیدار میشی وخبردار

دامان دشت هرور پر از لاله زاره

اون چله زمستونش عین بهاره

ببین کوه هشتاد پهلو ، پهلو به پهلو

هرجا نگاه میکنی همه درخت بلوط

 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

 پنجاه و دومین متن ترانه لری

دلم تنگه (آلبوم ستین اشکسه)

شاعر و خواننده: ایرج رحمانپور

به یاد و همدردی با کسانی که در منجلاب خاتمانسوز اعتیاد غوطه ورند

 متن لری

 ترجمه فارسی

ِدلِم تّینّ ِدلِم تّینّ

دواره هم ِدلِم تّینّ

دِ دسه اُ دله سختی

که یا مرده یا دِ سّّینّ

دِ ای دیر وخت ایواره

نه تاریکی نه روشنایی

زنی پشتِ سرش تاریک

براور رنجیا بی بر

دیار پشت سر حالی

زنی دل ناگرو می رّت

گونایاش ِرفت خینالی

دِ لیل و ویلِ یادِ زن

ایلی وا تال و وا تمک

دِتِ دایم ِبووی می حن

سواری کج کلو و گُرج

حِلو تا اوریا می وّن

براوّر رنجیا بی بر

دیار پشتِ سر حالی

زنی دل ناگرو می رّت

گونایاش ِرفت خینالی

براور شو، شووی هی چی دوار سی

ایلی نی و سُواری نی

دِ حالی پشت سر ایسه

خرآوه بی صحاوی هی

سِتین اِشکِسه یه لا

حونمو پشکِسه یه لا

پیا دردِ گرو زّشه

چنو بی دس ،چنو بیمار

که نتونه جنازه خوشه بکشه

ِدلِم تّینّ ِدلِم تّینّ

دواره هم ِدلِم تّینّ

براور رنجیا بی بر

دیار پشت سر حالی

ملوله آسِمو امشو

برف و بارو و بیماری!؟

دلم تنگه دلم تنگه

دوباره هم دلم تنگه

ز دست این دل سخت

که یا مرده یا از سنگه

در این غروب دیر وقت

نه تاریکی و نه روشنایی

زنی پشت سرش تاریک

در برابرش رنج های بیهوده

دیار پشت سرش خالی

زنی دل نگران می رفت

گونه هایش سراسر خون آلود

در تاریک و روشن خاطره زن

ایلی با تار و تمبک

ترانه عروسی را می خواندند

تکسواری کج کلاه و قبراق

تا بال ابرها اسب می راند

در برابرش رنج های بیهوده

دیار پشت سر خالی

زنی دل نگران می رفت

گونه هایش سراسر خون آلود

شب پیش رو شبی همچون سیاه چادر

نه ایلی بود و نه سواری

از خاطرات گذشته اکنون

خرابه ای بی صاحب مانده بود

ستون شکسته یک طرف

خانمان ویران شده یک سو

مرد گرفتار دردی ناعلاج  شده

آنچنان بی دست و آنقدر بیمار که

توان کشاندن جنازه خودش را هم ندارد

دلم تنگه ، دلم تنگه

دوباره هم دلم تنگه

در برابر رنج های بیهوده

دیار پشت سر خالی است

آسمان ملول است امشب

برف و باران و بیماری!؟


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

 

 پنجاه و یکمین متن ترانه لری

ترانه تونه می نویسم(سفر امید)

خواننده: ایرج رحمانپور

شنیدن یا دانلود ترانه

 متن لری ترانه

 ترجمه فارسی

تونه می نویسم تونه می نویسم تونه می نویسم

و ری سین و ری چو مینّ تنه دسم

تونه می نویسم

دِ چالی و برزی   دِ کو و بیابو و هرجا برسم

تونه می نویسم  تونه می نویسم تونه می نویسم

دِ رّتِه  دِ منه دِ بینه دِ نوینه

 دِ خآو و بیاری

تونه می نویسم تونه می نویسم تونه می نویسم

اگر پا پیا بام  یا دِ  زیر پام با اُزین طلایی

مینه نوسواری

تونه می نویسم

و هر جا که سوزه و هر جا ریینه

و ری بازو او یل  که سر دل جمنه

که سایه ش سنینه

که زور دار رمنه

لارش آهنینه

تونه می نویسم

و هر جا که پاکّ 

 و هر جا سفیده

و ری پشنی اسبی که

 حوگه سوارش سفرِ امیده

و ری بال پرواز و ری اوج آواز

و اُچه که دسی درینه میکه واز

تونه می نویسم

تورا می نویسم تورا می نویسم تورا می نویسم

 

بروی سنگ بروی چوب میان کف دستم

تورا می نویسم

تو گودی رو بلندی تو کوه و بیابان هر جا برسم

 تورا می نویسم تورا می نویسم تورا می نویسم

هنگام رفتن و زمان ماندن تو بودن و نبودن

تو خواب و بیداری

تورا می نویسم تورا می نویسم تورا می نویسم

اگر پای پیاده باشم یا سوار بر زین طلایی

روی اسب تازه زین شده

تورا می نویسم

به هر جا که سبزه و هر جایی که رنگینه

بر روی بازوان پهلوانی که  مدعی است  

وسایه اش سنگینه ( کسی را تحویل نمی گیره)

که زورداران را زمین میزند

و هیکلش آهنینه

تورا می نویسم

به هر جا که پاکه

به هرجا که سفیده

بروی پیشانی اسبی که

آخرین دور میدانش سفر امیده

بر روی بال پرواز بر روی اوج آواز

بر آنجا که دستی دری را می گشاید

تورا می نویسم


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

پنجاهمین متن ترانه لری  

سرزمینم

شنیدن یا دانلود ترانه

شاعر و خواننده : ایرج رحمانپور

لری

 ترجمه فارسی

سرزمینم سرزمینم

کُت کُت اّنو نشینم

چی کویا با(۲)

زخمی امٌا  سر وه بالا(۲)

چی دِنا اّفتو ِبیرِ

بّر کو و یارو

چی گهِرِ

بسپار وه خاطر شُرِ بارو

چی گِری

 طاقت بیار برف نسارو

چی  کوور

 بو وِ پناه بچه میارو

سرزمینم سرزمینم

 چی بلی با

کُت کُت انو نشینم

چی بلی با

 چومت ر ون د شوگار

تش تژگاه حونه یا ژار

سا خس شکت گویار

ترم ریا دیر بیمار 

یار دیر سفره حالی سال نه وار

.لیز گرم مل زخمی د زمسو
رم رم رامشگرونه سینه برگ و بنجه بارو
دار صد جا برسم هم میکه وا نو
باد دورو میزنش د برزی

سرزمینم سرزمینم

تکه پاره شده غمگین نشینم

چون کوهها باش

زخمی اما سربلند

چون کوه دنا آفتاب را بگیر

و بین یاران تقسیم کن

مانند گهر

بخاطر بسپارشر شر باران را

چون گرین

طاقت بیاربرفهایی را که آفتاب نمی گیرند

مانند کبیرکوه

پناهگاه زنان نازا باش

سرزمینم سرزمینم

چون بلوط باش

تکه پاره غمگین نشینم

چون بلوط باش

مشعل راه شبگرد های گمگشته

آتش آتشگاه خانه های فقرا

سایه پرپشت برای زمان خستگی گاویار باش

.....

دوست کهنه سفره های خالی سالهای قحطی

....

.....

سرزمینم درخت صد تکه تکه شده ام

.....


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

 

49امین متن ترانه لری – ذّسِمه بیر و بوحو سیم بیت کوچ

شاعر و خوانندهایرج رحمانپور

دانلود یا شنیدن ترانه         

  تلاشم اینست تا قبل از آنکه لینک چهار آلبوم (شامل 20 آهنگ لری  ) آماده شده از ترانه های  بسیار زیبا و پر معنای ایرج رحمانپور را برای دانلود در وب  قرار دهم تا آنجا که بتوانم با ارائه متن اشعار این شاعر و خواننده  ابتدا شما را نیز در لذت درک مفاهیم و  معانی اشعار این شاعر بزرگ لرستانی  با خود شریک نمایم . کثرت استفاده رحمانپور از واژه های بسیار اصیل لری در اشعارش  و تلفظ و ادای سنگین واژه های لری در قالب ترانه های این خواننده  از جمله ویژگی ها و مشکلاتی است که کار پیاده نمودن متن اشعار وی از طریق ترانه هایش را (در مقایسه با دیگر ترانه سرایان و خوانندگان لر) کمی دشوار و در عین حال کندتر نموده است.     

متن لری

ترجمه لری

ّدسمِه بیر تا بّکّه گل دو تّل حُشکِ دار دّرد

 

تو چی میلِ زنه منه چی خی دِ رگیام بگرد

شو بیار تا سر بنیم زار بزنیم سیر بگریوام

 

ره بونم رُو رود خی وار چّین دِ چشیام

باری برف و زی باد ، باد بی رحم ُ طوفونی

شل شکت می زنم زار سر ریا سرگردونی

 

گرم دسِت یادگاری تش تژگاه یا قدیمه

مخمل صدات نشونی پیونی تونو نسیمه

نه دِ دل آز نه دِ لار جو نه دِ پایام تآو رته

دّسمه بیر و بوحو سیم بیت کوچ ِ تا بینم خآو رته 

دستهایم را بگیر تا شاخه های خشک درخت درد گل کنند

تو چون میل زنده ماندن  چون خون در رگهایم بگرد

شانه ات را بیار تا سر روی آنها بگذارم وسیر گریه کنم

رود راه بیاندازم رود خونبار از چنگ به چشمانم

برف باریده و باد وزیده باد بیرحم و طوفانی

خسته و درمانده زار می زنم سر راههای سرگردانی

گرمی دستانت یادگاری ازگرمی آتشگاههای قدیمه

مخمل صدایت نشانه ای از پیوند تو با نسیمه

نه در قلبم توان نه دربدن جان نه در پایم تاب رفتندستم را بگیرو بیت کوچ را برایم بخوان شاید خواب رفتن را بیبینم 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

 چهل و هشتمین متن ترانه لری

ترانه مل بی لیز (پرنده بی آشیان )

خواننده -ایرج رحمانپور

شنیدن یا دانلود ترانه

متن لری ترانه

ترجمه فارسی

 تو که اومای آو گُشِس دِ چش چشمه

خّنِسی دار پُر دِ گل پلپیچ بیه دِ رینِ و رشمه

تو کلیل زالنه اُوریانه داری

تو تونی داغ دِ دل زِمی درآری

تو خّور داری دِ خآو بچه سویا

تو بلدی طور کوچ سی پریسکیا

پل حُشک سر دار نومِتِ دونه

مّل بی لیز مینه مُشدت میکه لونه

برگ گل راز تونه داره دِ دامو

پی زِنو دینه دِ مالگه طور پامو

تاوسو دِ زیر سایت می کنه خآو

تو تونی برف نسارِ بکنی آو

گِر گِر آوت تش تشنه می نشونه

لووه لووه دار بیمار می لوونه

صو سحر دِ شوق تو خروس می حونه

لووه لووه دار بیمار می لوونه

ایل وبار وا میل مالگت ایل می رونه

تو که آمدی آب چشمه ها گشوده شد

خنده ات گل ها و درختان را پر ازگل رنگارنگ نمود

تو کلید غل و زنجیر ابرها را داری

تو توانایی سیراب نمودن زمین های تشنه را داری

تو از خواب نوزاد بچه ها خبر داری

تو مسیر کوچ پرستو ها را می شناسی

شاخه خشک سر درخت  نامت را می داند

پرنده بی آشیان میان دستانت لانه می کند

برگ گل راز تو را در دامن دارد

ردیابها در منزلگاه قدیمی رد مان را یافته اند

تابستان زیر سایه تو می خوابد

تو می توانی برف نسار را آب کنی

جرعه جرعه آب نوشیدنت آتش تشنه را خاموش می کند

لالایی ات درد بیمار را تسکین می دهد

صبح زود خروس از عشق تو می خواند

لالایی ات درد بیمار را تسکین می دهد

ایل به عشق رسیدن به منزلگاه تو کوچ می کند


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

 

چهل وهفتمین متن ترانه لري 

ترانه تنهایی از آلبوم «سفر امید» ایرج رحمانپور 

دانلود یا شنیدن ترانه  

 متن لری ترانه

 ترجمه فارسی

وختی دُ ِکشمات و ظلمات

که کسی وا کس دیار نی

 

تونی و تنیایی و تو

 

خوت میکی وا خوت پژاره

دُ غریوه سُن خاموش

                  مه صداتِ می شناسِم

وختی که دِ بن شوگار

دّینه غریوی میایه

خوت واکو حرف خوتی

دسِ دلسوز نادیاره

بّینِ برز بی صدایی

                      گریویاتِ می شناسم

وختی که دِ پیچ کیچه

میایی وا دیار حونه

پر دِ شرمّ دسِ حالی

حونه پر دِ انتظاره

سوِزِ سازم سر وِ زیره

                     پنجریاتِ می شناسم

شاعر دل تن و تنیا

چو تره نیمسوز تژگاه

چقیاتِ  پوقیاتِ

سری که ازگل نِشینه

سری که اّسِر می واره

دفتر انو نشونِ شعریاتِ می شناسم

وختی می ری نمی آیی

گیر گردآوی دِ گنجی

تونی و دیوار و دیوار

جا پایاتِ پُر دِ ِبناره

دُ بی ِکشِ شهر ساکت

مه صداتِ می شناسم

وختی می ری نمی آیی

گیر گردآوی دِ گنجی

تونی و دیوار و دیوار

جا پایاتِ پُر دِ ِبناره

دُ بی ِکشِ شهر کشمات

مه صداتِ می شناسم

وقتی که در آن سکوت ظلماتی

که فریاد رسی نیست

تویی و تنهایی و تو

خودت با خودت زمزمه غمناک سر می دهی

توی ان غربت و خاموشی

من صدایت را می شناسم

وقتی در انتهای تاریکی شب تار

صدای غریبی می آید

تنها حرفی که می شنوی پژواک صدای خودت است

دست محبت نوازی نمی یابی

ناله های بلند بی صدایی

گریه هایت را می شناسم

وقتی که در پیچ کوچه می آیی

و دیوار خانه نمایان می شود

دست های خالی پر از شرم

خانه ی پر از انتظار

سوز سازم سر به زیره

پنجره هایت را می شناسم

شاعر دل تنگ و تنها

چوب تر نیمسوز آتشگاه

صدای تلق تلوق سوختنت

سری که آتش نشین است

سری که اشک بار است

دفتر اندوه نشان شعرهایت را می شناسم

وقتی که می روی و نمی آیی

اسیر گردابی در گوشه ای

تویی و دیوارو تنهایی

جای پاهایت پر از شیب و خستگی

در آن سکوت شهر ساکت

من صدایت را می شناسم

وقتی که می روی و نمی آیی

اسیر گردابی در گوشه ای

تویی و دیوارو تنهایی

جای پاهایت پر از شیب و خستگی

در آن سکوت شهر ساکت

من صدایت را می شناسم


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

 

۴۶ امین متن ترانه لری

ترانه آینه اشک - خواننده ایرج رحمانپور

دانلود یا شنیدن ترانه  

 متن لری

 ترجمه فارسی

تونی ها می گریوی یار 

یا نم و نول بارونه

هل و میخک می کنن کیل

 یا تو زلفات می کی شونه

تونی اِسایه دِ بّرزی

یا کّل قو زیه دِ آسمو

 

تو وا باد گوتی یه رازی

 یا ناف ُگشنه آهو

تونی ها می گریوی یار یا نم و نول بارونه

هل و میخک می ّکنن کیل

یا تو زلفات می کی شونه

ِد بُنه بیشه تاریکی چراغی وا مه دیاره

دِ آینه اسریا تو کولا وربسته آساره

تمومه آسمو امشو کفه پیچ اّسریاته

قی اوفتایه و ری دریا

 چّپوه دَُرِِ چشاته

تو گونه ت خیس دلگیری

یا مهمو کرده گل ، شونم

ِد کُمی گل تر دامو(درد) نوم تونه مه بّپُرسِم

یار تویی داری گریه می کنی

 یا نم نم بارونه

هل و میخک غربال می کنند

 

یا توزلفات رو شونه می کنی

 

تویی بر بلندی ایستاده ای

یا کل(بزکوهی) سینه بر آسمان ستبرکرده

 

تو با باد رازی درمیان گذاشته ای

 یا آهو ناف خود گشوده است

یار تویی داری گریه می کنی  یا نم نم بارونه

هل و میخک غربال می کنند

یا توزلفات رو شونه می کنی

در ته بیشه تاریک سو سوی چراغی را می بینم

در آینه اشک های تو ستاره ها آلونک ساخته اند

تموم آسمون امشب کفن پیچ اشکهایت شده

جبهه جنگی ازسوی دریا برای چپاول

مروارید چشمهایت باز شده

تو گونه هایت خیس و دلگیره

یا گل، شبنم را به مهمانی فراخوانده است

از کدامین گل تر دامن نام (درد) تو را بپرسم


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

  اسبی کو (سفید کوه)

شاعر:ایرج رحمانپور - خواننده : فرج علیپور

شنیدن یا دانلود ترانه

 لری

ترجمه فارسی 

 جومیلَه  زری ِو شونه گَری

چی کاسه همسا دِ حُونه پری

طلا یا هِنا افتآو بهار

مشتی بّرافتاو مشتی  ِو نسار

اسپی کو کِرده یّقّش برگردو

چی کُر جهالی زّ وه دستگیرو

هِرور سرداری مخمل پوشِیه

دِ مینه دامونش آهو زائیه

شُرِر ریغ و بُرد زیر آژیه

کل ها دِ پرواز تفنچی دییه

بریقُو برق برگ بّلیه

ایل بار مهمونه هشتا پلی یه

دُ لّمّن مری وعده داره واش

مالار سُز کرده دِ هوماری یاش

اشترانکو و افوج سوارش

برف آو گهر آئینه دارش

بهار مال وّته کّوّر سُزپوش بی

بارون آو شسته تژگاه کِرمی

هفت پوش کّور شورس ِو بارو

دیار دّ دِ دیر نِها زُآرو

ها هِنا میا دِ پا ِبناری

مرادی میحا بّچّه میاری

چرچی بهارو پُره خورجینش

کویا لُرسٌو هان دِ کمینش

بُردن  ِو غارت دارایی چرچی

بوری سرداری بوری گُل وّنی

کو پِلکِس دِ سوز گل پیچش دِ دشت

گل گل نازاریا اُمان وِ گِل گشت

جام زرین خورشید بر شانه های کوه گرین

چون هدیه همسایه دلپذیر است

طلا یا آوای بلند آفتاب بهاری

بخشی بر آفتاب و برخی در سایه پخش شده

سفید کوه یقه پیراهنش را برگردانده

چون تازه دامادی که نامزد کرده است

تنگ هرو پارچه سرداری مخمل پوشیده و

نوزاد آهوان در دامانش بدنیا امده اند

صدای سنگ ریزه زیر کفش چقدر دلنشین است

گویی بز کوهی از ترس شکارچی پرواز می کند

تماشا تلالو برگ بلوط زیر آفتاب چقدر دلنشین است

گویی امروز ایل بار کوچ رو به مهمانی هشتاد پهلو رفته

گویی دولتمردان  با این کوه وعده دارند

هزاران مشک دوغ در دشت او برپا کرده اند

اشترانکوه و فوج فوج سواران او

طلایه دار دریاچه  از برف آب شده گهر است

بهار تازه از راه رسیده کبیرکوه را سبزپوش کرده

و آب باران آتشگاه کرمی را خاموش کرده

هفت قله کبیر کوه را باران شسته و

قافله سالار زائران (شازده احمد) از دور نمایان اند

گویی صدای ناله ای میاد از پای کوهی

انگار زنی نازا مراد کرده و بچه می خواهد

بهار چرخچی و خورجین پر از گل و گیاهش   

به انتظار کوههای لرستان پایان خواهند داد

دارایی این چرخچی بهار را به یغما برده اند

کوههای لرستان با پارچه های زیبا و سربند مانندشان

کوهها سبزپوش شده و گلها در سراسر دشتند

دسته دسته مهرویان گویی به تماشای بهار آمده اند

 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

۴۴ امین متن ترانه های لری 

پر سیمرغ- زخم سٌهرو- خشم رََُِسَم

تیر آرش - خین سیاوش

ترانه ای از آلبوم گل آتش ایرج رحمانپور

دانلود یا شنیدن ترانه

 

  لری

 

 فارسی

آسمو وا دِنِه کویا می زنه کِل ِسفیده

 

هم ِزمی هم ِزمو وایک شورشو شور امیده

 

سوز تونی که سوز می ئینم

سوز تونی که سوز موحونم

هی چنو چی چلچراغی

روشه می کی حونه مونم(2)

قشنی و نرم و نازی چی نم  نازاره بارو

درمونی سی دشتیا حُشک

چی سر و سینه بهارو (2)

ایواره اُوری و دلگیر

 ایل میکه زٌره و زنجیر

 

تو چی شور و شوق پرواز

بالانُ میاری وا ویر(2)

آرزویا هان دِ بارت

هی چنو چی تیر آرش(2)

 

وختی دِ دل می گریوی

ُگل می که خینه سیاوش(2)

لویاکت چی پر سیمرغ

زخم سُهرو دِش می که نوش

سپری سی چَش اسفه

 خشم روسَم می کی خاموش

 

نار گونیات راز سرخ گم بیه انارسونه

 

 

لووه خنه ت تاوی تاوی افتاوه دما بارونه

وختی میآی داغیا سخت

 کل میرن دِ یاده دورو

هر چی زوره هان دِ بازوت

افتاوه می ئری واشو

سوز تونی که سوز می ئینم

سوز تونی که سوز موحونم

هی چنو چی چلچراغی

روشه می کی حونه مون

آسمون روی نوک قله کوههاهلهله و نورافشانی سر داده است

برای این نورافشانی زمین و زمان دست بیکی کرده اند

تو سبزی  که سبز می بینم

تو سبزی  که سبز می خونم

تو مثل چلچراغی  که

روشن می کنی خونه ام را

قشنگ و نرم و نازی چون نم عزیز بارون

چون سر وسینه بهاران

درمان درد دشت های خشکی

غروب ابری دلگیر که

 ایل با صدای زنگ از راه میرسد

 

تو چون شور و شوق پرواز

 بالها رو به یاد میاری

همچوتیر آرش باخود

کوله باری از امید و آرزو داری

 

گل می کند گیاه سیاوشان

 وقتی ازته دل گریه می کنی

لبات پر سیمرغ است  

نوشداروست برای زخم سهراب

همچون سپری روی پیشانی اسبت

 خشم رستم را خاموش می کنی

 

نارگونه هایت راز سرخی

 گم گشته انارستان است

 

ولبخندت تلائلو افتاب پس از بارون

وفتی تو میایی داغ های سخت

همه از یاد می روند

با بازوان پر قدرتت

آفتاب را بر روی شانه ات داری

سبز تویی که سبز می بینم

سبز تویی که سبز می خونم

ای که مثل چلچراغی و 

 روشن می کنی خونه ام را

 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

 چهل و سومین متن ترانه لری - ترانه بهارم

اگر چه تمامی آهنگ ها و ترانه های لری  واقعا زیبا و بیاد ماندنی و پربار و پر معنی هستند اما به عقیده من این ترانه بهارم از جمله زیباترین ترانه های مشهور لری (بویژه از نظر معانی شعری آن ) است که تقارن آن را با پایان آخرین متن ترانه لری ای که قبل از استراحت چندین ماهه ام تقدیم حضورتان می نمایم ، به فال نیک  می گیرم . سی شنفتن ای ترانه  ری بهارم که آقای داریوش نظری حننده شه کلیک بکید .

 متن لری ترانه بهارم

 ترجمه فارسی

تو چی نیلوفری خوش پیچ و تآوی

مه شویا نوُه دارم تو دِ خوآوی

مه چی دار بلی ریشه م دِ برده

تو سیرآو چی چناره لوه آوی

تو میرآوی مه چارک داره ژاری

تو گلزاری مه دشته شوره زاری

دَمَه صووه خوته دو هار میاری

که به ینم حاصله شو زَنده داری

چی موه ار بویی درمونه دردِم

بِه یلی ساعتی دورت بّگردم

چنو کو آخری روزه قیامت

سره رّتو نّه یی ره آه سردم

بهارم رّتی یو بی تو بهارم ، بهارم

بهاری نی که دل وش بّسپارم

به تنیایی چنو هوکاره بیمه

که وا آینه هم ناسازگارم

چی موه ار بویی درمونه دردِم

بِه یلی ساعتی دورت بّگردم

چنو کو آخری روزه قیامت

سره رّتو نّه یی ره آه سردم

بهارم رّتی یو بی تو بهارم ، بهارم

بهاری نی که دل وش بّسپارم

به تنیایی چنو هوکاره بیمه

که وا آینه هم ناسازگارم

تو چون نیلوفری خوش پیچ و تابی

من شبها بیدار و تو ، توی خوابی

من چون درخت بلوط ریشه ام تو سنگه

تو سیرآبی همچون چنار لب آبی

تو میرآب و من مزد بگیری بینوایم

تو گلزار و من دشته شوره زارم

اول صبح خودتو از اون پایین میاری

تا که ببینم زحمت شب زنده داری

چی میشه تو بشی درمونه دردم

بگذاری ساعتی دورت بگردم

کاری کن تا که در روز قیامت

سر راهتو نگیره آه سردم

بهارم رفتی و بی تو بهارم

بهاری نیست تا دل بهش بسپارم

به تنهایی چنان عادت کرده ام

که با آینه هم (من) ناسازگارم

چی میشه تو بشی درمونه دردم

بگذاری ساعتی دورت بگردم

کاری کن تا که در روز قیامت

سر راهتو نگیره آه سردم

بهارم رفتی و بی تو بهارم

بهاری نیست تا دل بهش بسپارم

به تنهایی چنان عادت کرده ام

که با آینه هم (من) ناسازگارم

شویا = شبها ، جمع شو = شب 
نوُه  دار= نوبت دار، که معمولا برای آبیاری در مزارع است  که در اینجابدلیل طولانی شدن مدت نوبت ، منظور شاعر بیدار ماندن در شب  است
میرآو = میرآب

ژار = تهیدست و بی نوا
هوکاره = عادت ، خوی 
چارک دار = یا چهار یک دار کارگر زراعی  است که طی توافقی در برابر کار مدام خود یک چهارم از محصول را بعنوان دستمزد می گیرد

 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو
 

۴۲ امین متن ترانه لری

ترانه بیا بنیش(بیا بنشین)

         آهنگ این ترانه قدیمی در دستگاه ماهور و ضرب ۸/۶ است . در ترانه بیا بنیش تکیه هایی چون « اری - آی نازار» وجود دارد که جزو ابیات ترانه نیستند.

لری

فارسی

اری، هروقت می نیمت، نازار، دو دیر میایی

اری ، دختر دلمه ، نازار ، تو می روایی

بیا بنیش همه چیت قنجه

بیا بنیش د نی ساسه پنجه

کشتی منه و سیل چشی 

 سیل تو چی خرمنه تشی

شله کشی و جونم

آی ، نازار ، بیا بو میمونم

اری امرو چن روزه نازار سیت پریشونم

اری چی آهو وحشی نازار د بیوونم

بیا بنیش حرفیات شیرینه

بیا بنیش زلفیات رنگینه

کشتی منه و سیل چشی ، سیل تو چی خرمنه تشی

شله کشی و جونم آی ، نازار ، بیا بو میمونم

اری منه وا عشقت نازار هشتی و رتی

تو هم چی روزگارم ، عزیز، چه بی صفتی

بیا بنیش بختم و چارم

بیا بنیش شو ، نی د کارم

کشتی منه و سیل چشی ، سیل تو چی خرمنه تشی

شله کشی و جونم آی ، نازار ، بیا بو میمونم

اری سیل کو وه دردم نازار بکو درمونم

اری ده دیری تنه نازار سیت سرگردونم

بیا بنیش که دوسه ت دارم

بیا بنیش سوزه نازارم

کشتی منه و سیل چشی ، سیل تو چی خرمنه تشی

شله کشی و جونم آی ، نازار ، بیا بو میمونم

هر وقت می بینمت از اون دور میایی

آخه دختر نازنین دلم را می ربایی

بیا بشین همه چیزت آراسته

بیا بشین پنجه هایت وارسته

منو کشتی با نگاه چشمی

نگاهت چون خرمن آتشی

شعله کشیده بجونم

عزیزم بیا و بشو مهمونم

امروز چند روزه که عزیزم برات پریشونم

چون آهوی وحشی عزیزم تو بیابونم

بیا بنشین حرف هات شیرینه

بیا بنشین موهات رنگینه

منو کشتی با نگاه  چون خرمن آتشت

که شعله کشیده بجونم عزیزم بیا و بشو مهمونم

عزیزم منو با عشقت گذاشتی و رفتی

تو هم چون روزگار چقدر بی وفایی

بیا بنشین شانس و چاره ام

بیا بنشین که شب نیست تو کارم

منو کشتی با نگاه چون خرمن آتشت

که شعله کشیده بجونم عزیزم بیا و بشومهمونم

عزیزم دردم رو ببین و بکن درمونم

از دوری توست که سرگردونم

بیا بشین که دوست دارم

بیا بشین سبزه نازنینم 

منو کشتی با نگاه چون خرمن آتشت

که شعله کشیده بجونم عزیزم بیا و بشو مهمونم

        


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

 ۴۱ امین متن ترانه لری - ترانه کلنجه زرد

         کلنجه نوعی پالتوی مخمل زنانه در ایام قدیم بوده که بیشتر زنان خوانین و بزرگان به تن می کردند . کلنجه را در رنگ های مختلف قرمز ، صورتی ، سبز و زرد می دوختند . در این ترانه کلنجه زرد اشاره به زنی دارد که پالتوی مخمل زرد به تن کرده است  . در لرستان لباس های مختلف زنانه و مردانه ای وجود دارد . بال کول ( بال = آستین = کول = کوتاه ) همانگونه که از نامش مشخص است ، نوعی پالتوی مخمل کوتاه زنانه با آستین کوتاه است و سرداری نوعی پالتوی مخمل بلند بوده که زنان مشهور طوایف و قوم ها در گذشته به تن می کردند .

کلنجه زرد

 ترجمه فارسی

هم کلنجه زردم کلنجه زرد

سوزه هم دردم کلنجه زرد

و داخت مردم کلنجه زرد

برس و دردم کلنجه زرد

تا کلنجه زرد و دره مچو

گل جانکم و سره مچو

تا کلنجه زرد و مای مای

کل جانکم و حاله مای

تا کلنجه زرد نونه مکی

کل جونکم ژونه مکی

آیلیل صو باره کلنجه زرد

مینکه مون کوه کلنجه زرد

هر جا دوس بوشی کلنجه زرد

هر اوره خوه کلنجه زرد

ای کلنجه زردم کلنجه زرد

سبزه هم دردم کلنجه زرد

از داغت مردم کلنجه زرد

برس به دردم کلنجه زرد

تا کلنجه زرد به بیرون میرم

جانم بدر میاد و من می میرم

تا کلنجه زرد به منزل میام

هم جونم بر گشته هم حال میام

تا کلنجه زرد خمیر می گیره

تموم جونم دردی می گیره

صبح کوچ می کنیم کلنجه زرد

کجا منزل کنیم کلنجه زرد

هر جا دوست بگه کلنجه زرد

همانجا خوبه کلنجه زرد


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

  چهلمین متن ترانه های لری - ترانه زنگ زنگ

 

      زنگ زنگ به معنی بصدا در امدن جسم یا شی است ودر لری مفهومی همچون زدن کوس رسوایی را می دهد . مطلع این ترانه همانگونه که در ترجمه فارسی آن نیز آمده است حاکی از بصدا در آمدن زنگ و کوس رسوایی عاشقی است که در به عشق و یاد معشوقش به خواندن می پردازد . برخی نیز صدای پاره شدن طلا و گوشواره و زنجیر عروس در شب زفاف را از مفاد این ترانه برداشت می کنند ، به هر تعبیر پیام این ترانه حاکی از عشقی است که کوس رسوایی آن در همه آفاق زده شده است

 لری

فارسی

 زنگ زنگه زنگم زریانه

ارا دوسکم آزم بریانه

نمای نمچی نمم چه خیره

نمم دل گرونه یا سرده میله

امشو تا گه صو شم سوزانم بی

طول شادیم دا دوس میهمانم بی

چمم چمراه ره که ور مالت

بلکم ونو با بینم جمالت

شومون تا و صو شم سوزانمه

خآو و خیاله دوس میهمانمه

بو تا بکریم دو سر یه بالشت

دو ار نوم دم انگشتر آلشت

مال مال داریم کل میم حراج کم

اراقه باریک نوم دم ماچ کم

چمیل مستت بی سرمه مسه

خدا مزانی خینی چن کسه

صدای زنگ رسوایی من را زده اند

برای دوستم تاب و توانم بریده

نمیایی؟نمی ری؟ نمی دونم چی خیره

ازم گلایه داری یا که از سردی میله

امشب تا وقت صبح شمع سوزانم بود

طبل شادی می زدیم چون دوستی مهمانم بود

چشمم به راهی بود تا دم منزلت

بلکه دیدارتازه بشه ببینم من جمالت

نیمه شب تا صبح شمع می سوزونم

تو خواب و خیال دوست رو میهمانم می بینم

بیا تا هردو سر رو یک بالشت بگذاریم

انگشترا عوض و لب رو لب بگذاریم

تموم اموالم را برای یار می خوام حراج کنم

تا بلکه توی لبهاشو بتونم ماچ کنم

چشمای مستت بی سرمه مسته

خدا می دونه خون چند نفر هسته

زریا (Zerya) = از واژه لری «زره» (Zerra) گرفته شده و به معنی بصدا در امدن زنگ ، زنگوله ، رنجیر و گوشواره و مانند آن است . کلمه «بزران» نیز از واژه «زر» گرفته شده است . ضرب المثل لری «محا تاس بوفتوا و نه زرنگه» ( می خواد تاس بیافته ولی صدای زنگ آن نیاید) ، نیز کنایه از بوقوع پیوستن اتفاقی ای دارد که قرار است زنگ و کوس رسوایی آن را مردم نفهمند ونشنوند.

آلشت ( Alesht) = عوض کردن ، بچه ای را هم که پرنده افسانه ای آل عوض می کند اصطلاحا «آلشتی » می نامند.

چمیل (Chameyl) = جمع چشم ، چشمان

شومون(Shomon) = شب مهتابی


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

 نظامی خوانی

شکر تلخ است اگر شیرین نباشد               چمن خوار است اگر نسرین نباشد

           نظامی خوانی یکی از شیوه ها و مقام های موسیقی لری است که در آن اشعار نظامی گنجوی بویژه داستان شیرین و خسرو او (به هر دو زبان فارسی و لری) با همراهی کمانچه در گوشه «شکسته » دستگاه ماهور اجرا می گردد، و از فاصله چهارم زیر تونیک دستگاه ماهور به طرف بالای صدای انسانی استفاده می شود ، به همین دلیل خواننده باید از آمادگی و قدرت کلامی و آوازی لازم برای اجرای آن برخوردار باشد . در مجلس نظامی خوانی همانگونه که اشاره شد گفت و گوی شیرین و خسرو را بیشتر می خوانند .در ایام دور علاوه بر نظامی خوانی ، نغمه های دیگری چون «داراخونی»، «مرشد خونی» و همچنین « شه نومه خونی» هم در لرستان رایج بود که متاسفانه هر چهار مقام موسیقی مذکور (البته به همراه اشعار زیبای آن) مدتی است در لرستان منسوخ و تتمه آن نیز در حال فراموشی کامل است . اجرای این موسیقی لری علاوه بر عشایر لرستان در بین طوایف  بختیاری هم مرز با لرستان نیز با همین نام نظامی خوانی معمول می باشد .

مر خسرو نداشت متاع رنگارنگ

شیرین پی فرهاد سر مدای و سنگ

هی داد هی بیداد کس دیار نیه

کس و درد کس خور دار نیه

قلنگ صد منی صد من و سنگ بو

دسش سوزاور اوساش فرنگ بو

شیرینه رتمه و فیلبان و او دیدمونی

فوته سور دو چم مهر خوش مه نمونی

 خاک کرماشاه هر توزه مکی

دلم تقاضا هر دوس مکی

مگر خسرو نداشت متاع رنگارنگ

که فرهاد برای شیرین سرش را زده به سنگ

ای داد و ای بیداد کسی  پیداش نیست

کسی از درد کسی خبردار نیست

کلنگ صدمنی که  که جنسش از سنگ بود

دسته اش کار سبزوار و استادش از فرنگ بود

ای شیرین برای دیدنت رفتم به فیلبان

خوش می نمایاند در چم مهر اون سرخی پیراهن

خاک کرمانشاه گرد و غبار می کنه

دلم دیدار دوست رو تمنا می کنه

فیلبان و چم مهر = نام دو منطقه گرمسیری در جنوب لرستان است


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

 سی و هشتمین ترانه لری  - ترانه «بزمیری»

     «بزمیری» از جمله آوازهای بجا مانده از دهه ۱۳۳۰ لری است که ریشه در زندگی کوچ نشینی و عشایری لرستان داشته و یادآور خاطرات تلخ سال های دهه 1330 این دیار می باشد . . در این سالها بر اثر کمبود علوفه ، تعداد قابل توجهی از دام ها و احشام عشایر کوچ نشین لرستان از بین رفت . چون در تلفات و لطمات مذکور، سهم بزها در این مرگ و میر بیشتر از بقیه دام ها بود، لذا این آواز در مقام موسیقی لرستان به «بزمیری» مشهور گشته است . سال 1330 را به تعبیری سال« لرمیری» (لر(Lar) = چراگاه + میری = مرگ  ویا لاغر میری( لر(Larr)= لاغر + میری = مردن ) نیز خوانده اند.

 متن لری ترانه بزمیری

 فارسی

ور کردش و بارو که بیشترش ژیله

ا محا بمیرم که سی قاطر هیله

اوریا گرته که ها برفی بونه

چوپو و سر مز که ها گیره بونه

و او بهار که رتم بوری گاو داشتم

سر بالا اومایم که چرمشون ور داشتم

چرمشون ور داشتم دو در دکو

ونگ د تاو قرض دارو که هه هایم دره کو

شو صو وریسام که دیم یه قالی

صو بیدار بیدم که دلم کوآو بی

بارونی شروع شد که بیشترش تگرگ است

می خوام بمیرم برای قاطری که طلایی رنگ است

ابر جوری اومده که برفی بگیره

چوپان سر مزدش بهونه می گیره

یاد بهاری که می رفتیم و گله ای گاو داشتیم

سربالایی که اومدیم چرم هاشون رو برداشتیم

چرمشون رو برداشتیم دم در دکان

امان از بدهی همیشه هستیم لرزان

یه قالی دیدم شب که پا شدم

دلم کباب بود صبح بیدار شدم

ژیله(Zhila)   تگرگ ریز . اصطلاحا به باران توام با تگرگ گفته می شود . برف ژیله در لری نیز به بارش برف توام با تگرگ گفته می شود . در لرستان برای هرگونه بارش و بارندگی و نزولات آسمانی واژه ها و اصطلاحات خاص خود بکار می رود ، از جمله این واژه ها می توان به موارد زیر اشاره نمود :

وشت(Vasht) = بارش باران کم                     رحیل(Reheil) = باران شدید

رفت(Reft) = باران بسیار شدید                       نم و نول(Nem - e - Nul ) = نم نم باران

پائیز پله( Paeizapala)= اولین بارش پائیزی     لف آو( Lafa ow) = سیل

هیل (Hil) = رنگ قهوه ای روشن.

 

بور(Borr)  =  گروه ، دسته

 

 

 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
 

 سی و هفتمین متن ترانه لری

 ترانه «هه نوات هه نواته»

            « هی نوات هی نواته»  از جمله  ترانه های لری است که شعر آن نیز بعضا به عنوان یک نوع بازی و سرگرمی ، توسط  زنان و دختران لرستان در شبهای مهتابی خوانده می شود . در این شب ها زنان و دختران پس از اتمام شام و فراغت از کارهای خانه به پشت بام یکی از خانه ها رفته و بصورت دایره وار گرد هم می نشینند و یکی که معمولا از دیگران خوش صداتر است ، بعنوان سر دسته انتخاب شده و بیت اول این ترانه را می خواند و به سینه می زند و بقیه هم یک صدا جواب او را می دهند.

             کلمه « نوات » یا ناوات(Nowat) در لری به معنی « نبات» می باشد اما با توجه به اشعار موجود و مفاهیم آن ، ظاهرا این کلمه اسم خاص زنان نیز می باشد . دو روایت از این ترانه و اشعار آن در لرستان وجود دارد . 

۱- روایت اول از ترانه هی نوات

 به نقل از کتاب«فرهنگ مردم لرستان» نوشته سعید شادابی 

لری

فارسی

 هی نوات هی نواته

هی نوات خین خرگوش

هی نوات جوش بر جوش

هی نبات هی نباته

هی نبات خون خرگوشه

هی نبات جوش رو جوشه

         در این موقع سردسته بقیه ابیات را مصرع به مصرع بتنهایی می خواند و دیگران فقط به سینه می زنند تا زمانی که دوباره نوبت تکرار بیت اول ترانه برسد .

لری

 فارسی

 شویی بی شو مه جستم د کلکی

دس اوورد دسم گرت کر کچلکی

گوتم ای کر کچلک تو چی اجوری

باغ مردم سروهار مر تو کوری

باغ مردم سروهار مر تو تریده

عاشق حسن تونم ای نور دیده

عاشق حسن منی بیا رمو و حونه

هر کس احوال بپرسه موام قومه مونه

یک شب پریدم رو دیوار سنگ چین

دستش و آورد و دستم رو گرفت پسر گری 

گفتم پسر کچله چرا اینجوری

باغ مردم و بی آزارم  مگه تو کوری

باغ مردم و بی آزارم مگه راهزنی

عاشق خوبیت شدم ای نور دیده

عاشق خوبی منی بیا بریم خونه

هر کس که پرسید می گم از اقوامه مونه

کلک (Kelak) =  حصار و دیوار سنگی که کودکان می سازند و خانه خود می کنند. ترید (Taryed) = همچنین «تریده» و« تریه» به معنی  طرد شده، رانده شده، فراری ، یاغی و گردنه گیر

در این زمان همه حاضران با هم می خوانند: 

لری

فارسی

 هی نوات هی نواته

هی نوات خین خرگوش

هی نوات جوش بر جوش

هی نبات هی نباته

هی نبات خون خرگوشه

هی نبات جوش رو جوشه

 و سر دسته دوباره ادامه می دهد:

لری

 فارسی

 رفتم سر پری گا مه بدوشم

زرنگه طاس پری اوما و گوشم

زرنگه طاس پری جنگ هولونه

یکی زو هولو زینه مه مد جونه

زلفاش قاو قاوی گیس چی حرزونه

هی نوات هی نواته

هی نوات خین خرگوش

هی نوات جوش بر جوش

رفتم رو بلندی گاوم رو بدوشم

صدای از ما بهتران اومد به گوشم

صدا پری زاده جنگ زنونه

یکی از اون قوی ها زنه ممد جونه

زلفاشو بافته و موهاش کمنده

هی نبات هی نباته

هی نبات خون خرگوشه

هی نبات جوش روی جوشه

  • پری(Parye)= بلندی ،ارتفاع، پری زاده  
  •  قو ـ قاو (Ghow)=  چین وشکن زلف 
  • هولو(Holo) = زن قوی هیکل
  •  زرنگه(Zerenga) = طنین صدا،
  • پیچیدن صدای زنگ در گوش 
  • حرزو =  کمند از پشم بافته 
  • با مو بافته شده ، گیسوان بافته چون کمند
  • گامه = گاوم را

۲- روایت دوم از ترانه هی نوات

از کتاب «پیشینه تاریخی موسیقی لرستان » نوشته سید محمد سیف زاده

 متن لری ترانه هه نوات

  فارسی

هه نوات هه نواته

هه نوات جو فداته

هه نوات باقلا دو پوسه

سر بیوه بتاشه که میره دوسه

نوات بیا بشی تعریف بکم سیت

غم دیریت کشتمه باریک بیمه سیت

هه نوات وش مویی نوات به یش میایه

بکینش د قاو نی جونش در آیه

هه بچو بیات کمکم

چو مه به کپنه کم

چو سآ سیش بونه م دو بلگ پینه

چشیاش د نازکی افتآو نه یینه

هه نوات میره مرده

هه نوات جل و گرده

سر کشیم دو چیت جاش دیم جومه میدوخت

آسمونم تش گرت کونج دلم سوخت

غم خوره حال زارم

غم مخور حونه مونم

جومکه پر بلند داشته خیاطه

هه مویی پروردگار وفا ناره 

هی نبات هی نباته

هی نبات جون فداته

هی نبات مثل باقلا دو پوست داره

سر بیوه تراشیده بشه که شوهر دوس داره

نبات بیا بشین تعریف کنم برات

غم دوریت کشتم و لاغر شدم برات

هی بهش نبات می گی نبات بدش میاد

 بکنیش تو قاب نی جونش در آد

بچه ها بیایید کمکم کنید

چوب و کپنک را بهم بدید

سایبونی بسازم براش از برگ پونه

چشماش از نازکی آفتاب نبینه

هی نبات شوهر مرده  

هی نبات خانه به گرده

 تو خونش سربهش زدم دیدم پیرهن می دوخت

آسمونم آتش گرفت و گوشه ی دلم سوخت

ای غمخوار این حال زارم

غم من نخور همه کسم

پیراهن بلندت را خیاطی دوخته

چرا می گی خدا وفا نداره

  • سر بیوه بتاشه = نوعی شکنجه و تنبیه که در ایام قدیم در مورد زنان اعمال می شده است ، این نوع  تنبیه که بنام  ماس ماس (Mas Mas) شهرت داشته ، عموما در مورد زنان هرزه و بدکاره بکار می رفته و در آن موی سر زنان را تراشیده و آنها را وارونه سوار بر الاغی نموده و بعد ماست روی سرشان می ریختند و در شهر می چرخاندند.
  • گرده(Gorda) = پشت             
  • گرده(Garde) = گردن
  • قآو = قاب
  • کپنه(Kepane)=  درکوهنوردی یا راهپیمایی کسی را خسته کردن و جا گذاشتن را گویند.
  • ساکت ماندن یا ساز زنی را از ساز زدن بازداشتن
  • کپنه (Kapane) = خوراکی آرد شده مانند قآووت را به دهان انداختن
  • چیت جا (Chit-e- Ja)= حجله عروسی در روستاها
  • جل(Joll) = زیرانداز        

موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

 ۳۶ امین متن و آهنگ ترانه لری

 «شو سالم که رسس »

خواننده : ميرزاوند

سی شنفتنه ای آهنگ ، ری متن شو سالم که رسس  ده بخش ویدیو کلیپ وبلاگ کلک بکید 

 متن لری ترانه شو سالم که رسس

  فارسی

  قد می یایه سرت مینه دلم درده عزیز

ار مه موردم تو سی مه اسری نریز

آخرش هر کسی باید بمیره

ده دل خاک ، یه ذره جا بگیره

شو سالم که رسس جومه که سیاتو درآر

یه گل سرخی عزیز تو ده سر خاکم بکار

می کشی سرمه د چش

 چش تو بی سرمه خووه 

افتآو لوه بونم ارکه زرده خنت نووه

تیر سیلت و دلم شوری و شوقی نشنه

سیل چشات منه وی روز کشنه

شور و شارم هه تونی

عید و بهارم هه تونی

بلگ و بارم هه تونی

شم مزارم هه تونی

شو سالم که رسس جومه که سیاتو درآر

یه گل سرخی عزیز تو ده سر خاکم بکار

نکنی کاری که مه رنج و عذآو داشته بوام

ده مینه خاک گورم دچش تو

 چش پرآو داشته بوام 

 اندازه موهای سرت توی دلم درده عزیز

اگه من مردم تو برایم اشکی نریز

آخرش هر کسی باید بمیره

تو دل خاک ذره ای جا بگیره

شب سالم که رسید پیرهن مشکی تو درآر

یه گل سرخی عزیز تو ، سر خاکم بکار

می کشی سرمه به چشم 

چشم تو بی سرمه خوبه

آفتاب لب بامم اگر که نیشخندت نباشه

تیر نگاهت به دلم شوری و شوقی نشونده

نگاه چشمات منو به این روز کشونده

شور و شادی ام همیشه تویی

عید و بهارم همواره تویی

برگ و میوه ام همیشه تویی

شمع مزارم همواره تویی

شب سالم که رسید پیرهن مشکی تو درآر

یه گل سرخی عزیز تو سر خاکم بکار 

نکنی کاری که من رنج و غذاب داشته باشم

تو دل خاک گورم از دست تو

چشم پر آب داشته باشم

 می (Mi)= مو  جومه = پیراهن  افتآو = آفتاب  سیل= نگاه
 اسر (Aser)= اشک زرده خنه= نیشخند شم = شمع، موم عسل  شار= شادی


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

 

 ۳۵ امین متن ترانه لری

ترانه هی لاینه (Hey Layena) 

 «هی لاینه » از جمله ترانه های قدیمی منطقه کوهدشت لرستان می باشد که ظاهرا  از دوران حکومت کریم خان زند بجا مانده است ، زیرا نام وی در ترانه آمده است . ضرب این ترانه ۴/۲ است . ترانه از کوچ به سوی گرمسیر و اسب زین شده  و شمشیر آویخته ای حکایت دارد که در دوران فراوانی نعمت (عدس ، نخود و گاودانه ) بسر می برد.

 متن  ترانه هی لاینه

 ترجمه

 مال و بنه بار کرد    ارای گرمسیر

تلمیت رنگین     شمشیرت لازین

هی هی لاینه     شاه کریم خانه

نوژی ، نوخوه و گاینه    هی هی لاینه

ایواره دیمت    کاشکی نیامت

نیشانم داینه    گوشه ی قیامت

هی هی لاینه    شای کریم خانه

ولله یه پریمانه    الا کرده وی بانه

تزای رانه   بچو اشانه

هی هی لاینه   نوژی ، نوخوه و گاینه

 با و بنه سفر را بمقصد گرمسیر بسته ای

زینت رنگین و شمشیرت را کنار زین بسته ای

ای ای لاینه   شاه کریم خان است

عدس و نخود و دونه گاو فراوان است

غروبی دیدمت و کاشکی نمی دیدمت

نشونم دادی گوشه ای از قیامت

ای ای لاینه   شاه کریم خانه

ولله یک پری اینجا کرده لانه

ای خستگی ! از راه هایم برو به شانه

عدس ،نخود و دونه گاو   ای ای لاینه



موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

۳۴ امین متن ترانه لری

 ترانه چش و ره(چشم به راه)

مایه آهنگ این ترانه لری که از بخش چگنی لرستان است با آهنگی دیگر از بخش بالاگریوه تلفیق و تنظیم شده است . مقام این آهنگ در چهارگاه با ضرب دو چهارم است

چش و ره دل وه تما بلکه تو بیایی

مه که رسوای دلم - دل هم رسوای تونه

نازار ، شیرین ، نازارم

هرکسی یارش تونی دی دنیا غم ناره

مه بی سامونه دلم - دل بی سامونه تونه

 نازار ، شیرین ، نازارم

روزگار سیم شیرینه ، ار یارم تو بویی

مه گرفتار دلم - دل گرفتار تونه

 نازار ، شیرین ، نازارم

غم دیریت کشتمه نازار کی می آیی

مه که شیدای دلم - دل هم شیدای تونه

شیرینی روزگارم ،آی ده دیریت بیقرارم

غم بشینه و او دلش، غم سیت دوس داره

مه پریشونه دلم - دل پریشونه تونه

شیرینی روزگارم ،آی ده دیریت بیقرارم

غمته و جو می خرم ،غمخوارم تو بویی

مه که بیمار دلم - دل هم بیمار تونه

شیرینی روزگارم ،آی ده دیریت بیقرارم

چش = چشم

تما = انتظار

ده = از

دیریت = دوری تو

تونه = توست

سیم = برایم

سیت = برای تو

جو = جان


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو
 

 ۳۳ امین متن ترانه لری - ترانه «بمیرم سی » یا « مرشد خونی»

                   ترانه «بمیرم» یا« مرشد خانی» (مرشد خونی) از جمله ترانه های لری است که در مقام « دوپا » خوانده و اجرا می شود . این ترانه در واقع به توصیف مرگ مرشد خان از خوانین منطقه چگنی لرستان و وقایع پس از آن برای خانواده وی می پردازد .

            در دوره قاجار که حکومت مرکزی و نواب ولایات ، کشور را به حال خود واگذاشته بودند، هر قلدری با گروهی از حامیانش به قدرت نمایی و زورگویی می پرداختند . مرشد خان چگنی نیز از جمله یاغیانی بود که با استقرار در دره و گذرگاه کوهستانی بین قله « یافته » و ادامه اسبی کو (سفیدکوه) که « هرور » نام دارد به باجگیری از کاروان ها ، ایل ها و طایفه هایی اقدام می نمود که قصد گذر از آن منطقه را داشتند. مزاحمت ها و شرارت های مرشد خان علیه طوایف مختلف لر، انگیزه شکل گیری پیمان و اتحاد بین  طوایف مختلف لر از جمله طایفه شه کرم با هدف جنگ و مبارزه با باج گیری مرشد خان گردید که نهایتا  در جنگی با این طوایف، مرشد خان به قتل می رسد.جنگ و مبارزه با مرشد خان در مناطق «باغله» و « هیو» اتفاق افتاده که در متن ترانه نیز به آنها اشاره شده است .

          ترانه بمیرم یا مرشد خونی در مقام موسیقیایی ترانه های روایی و هجایی و بصورت تک بیت های بدون سربیت یا ترجیع بند و تکرار  ، با ضربهای ۲/۴ بوسیله کمانچه و تنبک ، یا سرنا و دهل  خوانده  و اجرا می شود. گاهی نیز تنها با کمانچه در مقامی مرثیه گونه و کشش های یکسان آن را می خوانند. خالق ترانه مرشد خونی همانگونه که از شرح ابیاتش هویداست ،در بیتی از این ترانه  به توصیف زورگویی و باجگیری وی و در ابیات دیگر به بیان شکست و کشته شدن مرشد خان و خواری و در بدری دختران و خانواده او می پردازد.هر چند به نظر می رسد سراینده اشعار و سازنده ترانه بدلیل جایگاه منفی عمل باجگیری توسط مرشد خان سعی در محکوم نمودن این عمل و حفظ بی طرفی نموده اما نحوه مرثیه گونه اش در وصف حوادث پس از مرشد خان و توصیف حماسی  موضوع ، ضمن آشکار کردن تمایلات جانبدارانه سراینده ، بشکلی زیبا نمایانگر جمع ضدین است  .

         به کلامی روشنتر ترانه مرشد خانی تلفیقی همزمان از ذم  باجیگیری و  مدح حماسی (از نبرد منجر به قتل مرشد خان و حوادث و وقایع  پس از آن برای خانواده وی) را  بگونه ای بتصویر کشیده که شنونده ضمن تقبیح و رد فعل باجگیری مرشد خان ، بنوعی با احساس ترحم ، همدردی و جانبداری از اعتراض به مرگ وی نیز روبرو می گردد ، شاید به همین دلیل است  که  علی رغم کاراکتر منفی  شخصیت اصلی ترانه ، مرشد خونی در ادبیات مویسقیایی لری در ردیف ترانه های حماسی قرار گرفته است .  اما متن ترانه :

 متن لری 

 ترجمه فارسی

  1. مرشد خان چگنی شرش و زوره
  2. شو اتاس خرمووه روز باجگیر هروره
  3. بمیرم سی دیو خونکه دیر د مالت
  4. بمیرم سی شنگ قطارکه سر شالت
  5. بمیرم سی قیتلگاه که دم بازگیر
  6. بمیرم سی مرشید خون باج دو هرور گیر
  7. کور کوره جرمو هوره ناله نشسه
  8. دو گمون خاطرم مرشید کشسه
  9. بمیرم سی کویاکه دومه یافته
  10. بمیرم سی دخترون که جومه تافته
  11. بمیرم سی چادراکه اسبی چرخی
  12. بمیرم سی نازاری طوطی و فرخی
  13. سواری ها میایه چکمه زردی
  14. میحا روه شه کرم دوره نوردی
  15. سواری داره میا نیل رونه
  16. بلبلی دو قاچ زینش کرده لونه
  17. ریوری کی باغله ، هیو دیاره
  18. چمنیاکی سید و پرش سواره
  19. ریوری کی باغله دیارگومه
  20. یه لای چشم گرت عمرم تمومه
  21. کورکوره ها د هوا دالی نشسته
  22. وگمون خاطرم مرشد کشسه
  23. هرور سر بچمون تا دت بگوارم
  24. یه حریف نازک دلی دی دوره دارم 
  25. د هرور تا مین هرور تا تنگ مرو
  26. اسپی کو رو اور گرت چی زن قرو 
  27. کوله بارکم بونم روم و اسپی کو
  28. بیرم سر رته دم اول صو
  29. بور کله دومت بریا چپی د یالت
  30. دیمت دو ریمله نقی سوارت
  31. فچ فچ علی زمون د گوش تقی
  32. کل کل و او ریمله و دم نقی
  33. دای د دس نابراری آه د نهاتم
  34. تیغ کشیم و او دودمون د قول مردم
  35. بدبختی دو ور مال وم در اوما
  36. پا مینام و قاچ زین کاش صور میما
  37. بکشیتو بکشیتو تا روز بوه
  38. بونمشو زیر پایه اسب کیوه
  1. مرشد خان چگنی شرش با زوره
  2. شب ضعیف خرم آباد و روز باجگیر هروره
  3. بمیرم برای دیوهای خانه دور از منزلگاهت
  4. بمیرم برای قطار و فشنگ های سر شالت
  5. بمیرم برای قتل گاه دم بازگیر
  6. بمیرم برا مرشد خان باج در هرور گیر
  7. شاهین دور می زند ناله ای نشسته
  8. بگمانم مرشد خان مرده رخت بربسته
  9. بمیرم برای کوههای دور یافته
  10. بمیرم برای دختران پیرهن تافته     
  11. بمیرم برای چادر های سفید دایره چرخی
  12. بمیرم برای نازنین ها طوطی و فخری
  13. سواری میاد از طایفه چکمه  زرد
  14. می خواد بره با شاه کرم برای نبرد
  15. سواری میاد سواره اسبه
  16. بلبلی در آن زینش کرده لونه
  17. روبرو کوه باغله ، هیو معلومه
  18. چمن ها کوه سید پر از سواره
  19. کنار گنبد روبرو کوه باغله
  20.  خواب چشمم را گرفته و عمرم تمومه 
  21. شاهین تو هوا ، دال نشسته
  22. بگونم مرشد خان رخت بربسته
  23. هرور سرت رو کج کن تا ازت بگذرم
  24. حریف نازک دلی این روزها دارم
  25. از کوه هرور تا وسطش تا تنگه گلابی  
  26. سفید کوه رو ابری گرفت چون زن قهری
  27. کوله بارم ببندم برم سفید کوه
  28. سر راهت  رو بگیرم اول صبح
  29. اسب بور بریده باد اون دم و یالت
  30. دیدمت تو ریمله نقی  سوارت
  31. پچ پچ علی زمان تو گوش تقی
  32. غلغله شادی تو ریمله دنبال نقی
  33. داد از نابرابری ها و آه از نهادم
  34. از حرف مردم شمشیر کشیدم روی فامیلم
  35. بدبختی از جلو خونم به سرم اومد
  36. رو زین می رفتم ای کاش صبر میومد
  37. بکشیدبکشید تا روز بشه
  38. بندازمشون زیر پای اسب کبود

دال =  دال یا آل در باورهای قدیم  مردم لرستان خصوصا بهنگام وضع حمل زنان ، معتقد بودند که آل ، جفت نوزاد را با خود برده است لذا  زنی مسن با ریسمانی سیاه و سفید بنام چله سی اسپی (ریسمان سیاه و سفیدی که از موی بز می بافند) ،  بدور زن آل گرفته خطوط فرضی کشیده و با نوک دوک نخ ریسی به انگشتان او زده و چند بار مریم مریم می گفت . سپس جگر گوسفندی را بصورت او پی در پی  کوبیده و گیسوانش را به بالا می کشید تا به هوش آید .بعد تیری را به نشانه فرار دال یا آل به سوی آسمان شلیک می کردند . برخی نیز مقداری جو در دامن زن آل گرفته می ریختند  

صور=  صبر ، بنا بر اعتقاد دیرینه اگر به هنگام انجام کاری عطسه ای زده شود باید از این کار یا نیت دست کشید و چنانچه مجددا عطسه زده شود (دو عطسه پی در پی ) به آن جخت (jakht) گفته و می توان آن کار را انجام داد

یافته (yafta)=  نام کوهی در ۱۰ کیلومتری جنوب غربی خرم آباد است که بنوشته علی محمد ساکی ، یار و هم مسلک شاه خوشین (از بزرگان اهل حق )در قرن چهارم هجری بوده و چون مقبره او در این کوه قرار داشته به «یافته کو» مشهور شده است . 

چکمه زرد = نام طایفه ای  در لرستان است ، طایفه دیگری  نیز بنام چکمه سی (سیاه) در لرستان وجود دارند

کور کوره = پرنده ای به اندازه کلاغ سیاه با منقار خمیده که جوجه مرغ و گنجشک شکار می کند 

بور = ۱- رنگ بور و نزدیک به کرم   ۲- خجل و شرمنده

کل ( kell) =  نوایی است که عمدتا زنان در عروسی با حرکت زبان در کام سر می دهند ، آغوش و بغل

مرو = ۱- گلابی ۲- گاوی که بر پیشانی و دمش خال سفید دارد

هرور = نام دره و گذرگاهی کوهستانی

باغله و هیو = نام دو روستای منطقه

چمنیاکی = باغ درختان سپیدار و چمنزار

طوطی و فرخی = دختران مرشد خان

ریمله = منطقه ای نزدیک خرم آباد 

اتاسضعیف و مظلوم

دم بازگیر = نام مکانی در لرستان

شه کرم طایفه شاه کرم

مال = منزل ، اسب ، خانه ، ثروت

به ونم = بیاندازم

ریوری = روبرو

گومه = گنبد


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

تاریخچه و متن اصلی ترانه لری دایه دایه

همانطور که قبلا در متن ترانه لری دایه دایه ( مطلب شماره ۸۱ در بخش متن ترانه های لری ) نیز اشاره نمودم ، دایه دایه مشهور ترین ترانه لری است که در مقام « سه پا » خوانده و اجرا می گردد.

کلمه «دایه» در لری میان کوه و بالاگریوه (بخش وسیعی از میان کوه لرستان که شامل ایل های میر ، پاپی و دریکوند می باشند شامل طوایفی چون : بهاروند، کرد علی وند ، نجف وند ، کریف وند ، زینی وند، شلووند جودکی و ساکی اند) به معنی « مادر » می باشد و چون سر بیت و برگشت و ترجیع این ترانه حماسی با این نام است لذا در لرستان این مقام موسیقی نیز به نام « مقام حماسی دایه دایه » مشهور شده است .

در جنگ اول جهانی (سال های ۱۹۱۶ تا ۱۹۱۸ میلادی یا ۱۲۹۵ تا ۱۲۹۷ خورشیدی) که روسها بعنوان متحد انگلیس وارد ایران شده بودند ، در منطقه لرستان تا بروجرد و بخش هایی از غرب کشورمان پیش آمدند . گفته می شود روزی یکی از افسران روسی در بروجرد به یکی از زنان رهگذر که از کوچه ای گذر می کرده ، قصد بی حرمتی داشته است که اهالی لر شهر به دفاع از زن همشهری خود برخاسته و مانع از اجرای این عمل شنیع می شوند . پخش این خبر در لرستان در بین سران ایل ها و طوایف پیش کوه و پشت کوه سبب تحریک افکار عمومی الوار جهت هم پیمانی با یکدیگر با هدف بیرون راندن روسها از منطقه لرستان می شود و لرها موفق می شوند در نبرد و درگیری های مختلف قوای روسیه را تا قزوین مجبور به عقب نشینی نمایند. در درگیری مردم لرستان با روسها طوایفی از بیرانوند ، بالا گریوه و سگوند حضور فعال داشته اند .

در بخشی از ترانه دایه دایه ، آنجا که می گوید « نازی تو سی بکو جومه ورته » منظور از نازی خانم نازی بیرانوند مادر فاضل اسد خان از زنان متهور لرستان است که هر دو فرزندش از مردان شجاع منطقه بوده اند . برخی نیز منظور از نازی خانم را منتسب به دختر حاج عالی خان سگوند و همسر علی مردان فیلی می دانند و معتقدند ترجیع بند « دایه دایه وقت جنگه » از دهه ۴۰ به بعد به جای این بیت بکار رفته است که « علی مه خون علی مه خون ا خدا مردم دی زندون » و منظور از «مه خو» همان محمد خان فیلی فرزند علی مردان خان والی بوده که جهت جنگ و نبرد و آوردن غنایم به بدرآویی در خاک ایلام می رود و در آنجا اختلاف و درگیری با همراهانش که از بستگانش بودند منجر به قتل محمد خان فیلی فرزند علی مردان خان والی می گردد .

در منطقه ازنا لرستان به ترانه دایه دایه ابیات زیر را نیز افزوده اند که :

عروس و ناز بیا منجول و بازی

قیتل بوه سی بپوشید سی کر نازی

هرچن دم قن و چای سی روز تنگی

درویش خدانشناس نون تفنگی

نمنه شنگ دو قطار تیر د تفنگم

دسم شل و چشم کور وا تیرکه که ونم

نازی تو سی بکو جومه ورته

گیر کرده دو کوهسو شیر نرته

اسب عروس با ناز و منجول با بازی بیا

خانواده پدر خان سیاه بپوشید برای پسر نازی

اگرچه قندو چای ام را برای کمک بخشیدم

اما درویش خدانشناس گلوله ای هم شلیک نکرد

نه گلوله در قطار و نه تیر در تفنگ نمانده

دستم شل و چشمم کور با این شلیکم

نازی لباس مشکی تو تنت کن

که شیر نرت در کوهستان گیر افتاده است

عروس و منجول = نام دو نژاد برتر اسب در لرستان است که گفته می شود محمد خان فیلی نیز در اختیار داشته است . در لرستان رسم بر آن بوده که اسبان متوفی و خانواده او را در گذشته بصورت کتل (kotal) سیاه پوش می کرده و تفنگ و زین را نیز واژگون می نهادند . این رسم از آداب و سنن بسیار کهن ایرانیان است .

قیتل (ghytal) = به مجموعه خانواده و کارگزار وابسته به خان یا بزرگ ایل گفته می شود.

در هر صورت تصنیف دایه دایه از زبان پسر نازی خانم برای مادرش خوانده می شود . ضرب آهنگ ۸/۶ است و سر بیت یا ترجیع بند ترانه تکراری است و اشاره به دو نفر از رزم آوران لر است . طی سالیان گذشته علاوه بر تغییر سربیت این تصنیف ، پیش از اجرای مقام ضربی دایه دایه و یا در فاصله هر دو بیت در وصف جنگ ، یک یا دو بیت از منظومه خسرو شیرین نظامی را نیز در مقامی به همین نام می خوانند و سپس آهنگ ضربی ادامه می یابد . لذا تصنیف دایه دایه امروزی از تلفیق زیبای دو مضمون عاشقانه های نظامی و ترانه ضربی حماسی شکل گرفته است متن زیر تصنیف تغییر یافته ترانه دایه دایه است که همین متن نیز پس از انقلاب مجددا به متن دیگری تغییر یافت که شرح آن پیشتر در مطلب شماره ۸۱ در بخش متن ترانه های لری حضورتان تقدیم شده بود :

متن لری

ترجمه

حیف خوم سی بیرنون د عهد مردو

د وروگرد چول می کرد تا تخت تهرون

لرسّو و کردسون و بختیاری

بیرانون تفنگ ونه سکون سواری

هم یدالله شیر جنگی هم نصرالله خان رنگی

چه کشیم چه زخم داریم چه مین میدو

دایه دایه وقت جنگه

تفنگه بالا سرم پرش فشنگه( د شنگه)

یدالله گوت نصرالله شونکنی کی

ورم رو، پشتم کمر جا جنگو نی

یدالله گوت ملتی کی هی وگیره

تو و توپت جنگ کنی مه وی سه تیره

دایه دایه وقت جنگه

تفنگه بالا سرم پرش فشنگه( د شنگه)

آساره د آسمو و ماهی د آووه

مردان خان بیرانون منی قصووه

یدالله و نصرالله دو باز بالدار

دووه سن سی تفنگیا تا پاپی خالدار

د قلا کرده و در شمشیر و دسش

چی طلا برق می زنه لغم اسبش

بیرانوند و باجلاوند بالاگریوه

سی هزار سوار دارن سی هر چه دیوه

هم یدالله شیر جنگی همه نصرالله خان رنگی

چه کشیم چه زخم داریم چه مین میدو

حیف من برای بیرانوند که در زمان خان مردان

بیرون میراند دشمن را از بروجرد تا به تهران

لرستان و کردستان و بختیاری

بیرانوند ها شلیک می کردند وسگوندها سواری

هم یدالله شیرجنگی و هم نصرالله خان سنگین

چه بکشیم و چه زخمی بشیم چه وسط میدان

مادر مادر وقت جنگه

تفنگ بالای سرم پر از فشنگه

یدالله گفت ،نصرالله شانه ات را کوتاه نکنید

روبروم رودخانه و پشتم کوه نمیشه جنگید

یدالله گفت ای مردم گوش کنید چی میگم

دشمن با توپ می جنگه و من با این سه تیرم

مادر مادر وقت جنگه

اسلحه بالای سرم پر از فشنگه

ستاره تو آسمون و ماهی تو آبه

مردان خان بیرانوند انگار قصابه

یدالله و نصرالله چون دو باز بالدار

دویدند برای تفنگ ها تا پاپی خالدار

از قلعه بیرون اومد شمشیر به دستش

چون طلا برق می زنه لگام اسبش

ایل بیرانوند و باجلاوند و بالاگریوه

سی هزار سوار دارند برای هر چی دیوه

هم یدالله شیرجنگی و هم نصرالله خان سنگین

چه بکشیم و چه زخمی بشیم چه وسط میدان

وروگرد = بروجرد

خوم = خودم

چول = بیابان خالی از سکنه

مین = بین

مردو = مردان خان رییس طایفه

ورم = جلوم

آساره = ستاره

میدو = میدان

سکون (سگون) = سگوند

قصوو = قصاب

گی وگیره = نوبت به بویت

منی = انگاری

بیرنون ، بیرانون = ایل بیرانوند

دووه سن = دویدند

پاپی خالدار= نام منطقه ای در خرم آباد

لغم = لگام

سگوند= نام طایفه بزرگی در لرستان که بدو قسمت سگون رحیم خانی و سگون عالی خانی تقسیم شده اند . قسمت اول آن در منطقه جنوب شرقی لرستان و قسمتی از خوزستان که لرنشین اند ساکن و قسمت دوم نیز در منطقه شمال شرقی خرم آباد در بخش زاغه سکونت دارند.

بیرانوند= بنوشته لرد کرزن و دکتر کلیم فوریه (سفرنامه سه سال در دربار ایران ص ۳۷۴) از جمله قوی ترین و پر جمعیت ترین قبایل لر ایران می باشند که طی دو قرن گذشته نقشی مهم و رلی اساسی در تحولات منطقه لرستان داشته اند . در زمان نادر شاه افشار که نزدیک به ۵۰۰۰ نفر از بیرانوند ها در حوالی قزوین ، اهواز و ورامین کوچانده شده بودند توسط وی به شیراز منتقل شدند ولی بعد از مرگ نادر شاه بسیاری از آنان به لرستان باز گشتند .هانری فیلد تعداد انان را به نقل از رابینو ۲۵ هزار نفر ذکر کرده که هزار خانوار انان را ساکن بخش الشتر و خاوه می داند . ژان دمرگان بیراوند ها را ، مردمی زیبا ، چهارشانه ، سبزه و قهوه ای با ران های کشیده ، موهای سیاه ، دماغ عقابی و شبیه به کردها با روحیه ای عجیب و بی اعتنا به خطرات احتمالی توصیف نموده است .

بزرگان بیرانوند معتقدند جدشان بنام بیران به همراه فردی بنام باجلان که هر دو دارای روحیه سلحشوری و شجاعت بوده اند زمانی متولی بقعه بابای بزرگ در دلفان بوده که با هجوم ترکان آسیای صغیر به ایران ، به ارتش ایران می پیوندند . بیران در صف پیاده و باجلان در صف سواره بدلیل بروز رشادت های بسیار بوسیله فرمانده شان به شاه معرفی و شاه نیز به نشان تقدیر مزارعی در محدوده دشت سیلاخور (مابین بروجرد تا دورود) به انها اعطا می نماید . بیران و باجلان با نقل مکان از دلفان به دلکان و آبسرده منطقه، ایل بیرانوند و باجولوند (باجلاوند) را ایجاد می نمایند .

بیران صاحب دو پسر بنام آلانیان و دشانیان می شود ، آلانیان به نوبه خود دوپسر داشته که از فرزندان اسد (که تیره های کر ، مهراب ، زید علی و بارانی از این نسل اند) ایل بیرانوند شروع به تکثر تیره های مختلف می نمایند . از اولاد «کر» پسر اسد پنج پسر بجای می ماند که بنام همین ۵ پسر پنج تیره بیرانوند شکل می گیرد (سیاه ، کلات ، ایمانقلی ، یاسم ، حوزعلی) . از «مهراب »پسر دیگر اسد نیز ۶ پسر بجای می ماند (صفر ، چرمان ، کوسه ، میخک ، زنجنیل ، دارجین ) .

تا زمان کریم خان زند خوانین بیرانوند از تیره « کر» انتخاب می شدند . اجداد خوانین کنونی بیرانوند که به خوانین میرزامی یا میرزااحمدی معروف بودند در زمان کریم خان قدرت و شوکت بسیاری داشته اند . میرزا احمد از اولاد شمس الدین به دامادی کریم خان زند می رسد و اولین فرد بیرانوند است که به لقب خانی مفتخر می گردد. خلاصه کلام انکه خوانین و روسای ایل بیرانوند در زمان کریم خان به بعد به ۶ خاندان بزرگ زیر در لرستان تقسیم شده اند:

۱- بیرانوند های عزیزخانی (عمدتا به سپاهی گری روی می آورند و صاحب منصب می شوند همچون احمد خان شجاعی)

۲- خوانین مرادی ( به ریاست مرحوم سلطان مراد مرادی )

۳- خوانین زینبی (که تا سال ۱۳۰۲ بر بخش هایی از لرستان حکومت می کردند و علی مردان خان ، شیخ علی خان امیر عشایر ، امیر همایون از این تیره اند )

۴- خوانین معروف به خانم بی بی از اولاد حیدر خان برادر اسد خان

۵- خوانین بانو (که تسمیه نامشان بواسطه مادرشان و از نسل حسین علی خان ساکن در هرو می باشند) و بالاخره

۶- خوانین علی محمد خانی ( که از نسل زین العابدین بوده و در سال ۱۳۰۲ بدلایلی نام خود را از بیرانوند به سپهوند تغییر می دهند ).

به ارث گذاردن روحیه و ژن دلیری ، جنگ جویی و شجاعت بیران در بین ایل و طوایف مختلف بیرانوند سبب درگیری بلامنازع تیره های مختلف این ایل در دوران های پس از تشکیل با حکام زورگو و جابر ایران بوده است ، بگونه ای که جمع کثیری از سران این ایل بدنبال درگیری با قشون سپهبد امیر احمدی، که از سوی رضا شاه برای سرکوب عشایر اعزام شده بود به چوبه های دار در بروجرد و خرم آباد (منطقه محسن آباد آن زمان که اکنون به شمشیرآباد مشهور است ) و دیگر مناطق لرستان کشیده و کشته شدند.


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

 ۳۲ امین متن ترانه لری - ترانه کیودار(سپیدار)

(کیو= کبود ، دار= درخت)

ترانه کیودار از جمله ترانه های مشهور لری است که در مقام سنگین سماع خوانده و اجرا می شود. واژه کیودار نیز  در مقام تشبیه معشوق و دلبر بکار می رود که در آن دلبر به  درخت سپیدار بلندقد و سر سبز و رعنا تشبیه شده است . سبک اجرا آواز این ترانه بسیار شبیه به اجرای ترانه بزران می باشد .

 متن لری ترانه کیودار

 ترجمه

کیودار، کیودار، کیودارته

بیچاره چی مه گرفتارته

دته ناز نکه سیقه نازت بام

سیقه کراسکه یخه وازت بام

کیودار، کیودار ، کیودار شیشه

هر چی خال خاصه مال بی ریشه

کیودار بار کرد خوم تنیا منم

کلوه نشین بی و مسکنم

همسام بار کرد ناراضی و دل

الله یارش بو منزل و منزل

کیودار ، کیودار، کیودارمه

کیودار بارکرد رو و چارمه

کیودار ، کیو دار ، کیودار هیله

ماچی ا کیودار صد تمن پیله

شرط بو بنیشم دس و بان دس

یه ده توه بو خدمت و ناکس

خدمت و ناکس چی داره بیده

مدام باخاون لش نااومیده

کیودار، کیودار، کیو شروتی

گوشه مونگ اورهت چی بی دیر هتی

گره ماشته کت ری و هار مکی

بیچاره چی مه گرفتار مکی

آی آی نازارم شاخ نواتی

چی مونگ چارده شو ز مال ار هتی

 درخت کبود ، سپیدار ، کیودارته

بیچاره ای همچو من گرفتارته

دختره ناز نکن فدای اون نازت بشم

فدای اون پیراهن یقه بازت بشم

کیودار یار چون شیشه درخشنده

هرچی خال زیباست مال جوان هاست

یار خوش قامتم بارکرد و من موندم تنها

خرابه نشینی شده برام مسکن و ماوا

همسایه ام رفت ناراضی و غم به دل

خدایاریش کنه منزل به منزل

کیودار ،کیودار ، کیودار منه

کیودار رفت و بیچاره منه

کیودار ، کیودار ، زلفاش طلایی

بوسه از کیودار ارزشش صد تایی

شرط کردیم بنشینم دستم روی دس

توبه کنم از خدمت کردن به ناکس

خدمت به ناکس چون درخت بیده

که دائم باغبان از اون نومیده

کیودار ، سپیدار ای کبود شیرین زبان

گوشه ماه در اومد پس چرا تو دیر کردی

گره جاجیمت را رو به پایین می کنی

بیچاره ای چون منو گرفتار می کنی

ای نازنین من تو چون شاخ نباتی

مثل ماه شب چارده از منزل در اومدی

بی ریش= جوان ،در ایام قدیم غالبا پیر مرد ها ریش می گذاشتند.

کلوه نشین = کلبه نشین و خرابه نشین
صد تمن پیل = صد تومان پول ، در اواخر دوره قاجار و اوایل حکومت رضاخان صد تومان پول ارزش بسیاری داشته است بگونه ای که حتی نام برخی از دختران را در گذشته ایران « صد تومنی» می گذاشتند.

ماشته = جاجیم یا نوعی رختخواب پیچ که در خرم آباد می بافند و جنس آن از پشم و به رنگ های مختلف است.کنایه گره ماشته در این ترانه احتمالا اشاره ای به بافتن طره گیسوان معشوق یا گل سر وی است که به استعاره به گره جاجیم تمثیل شده است  

هیل = رنگ قهوه ای روشن
مونگ = ماه (لکی)

 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

  سی و يکمين متن و ترانه لری - ترانه قصه عشق من و تو

خواننده : حسين گله دار

سی ديين يا شنفتن آهنگ قصه عشق ری اسمش که حا د بخش ويدئو کلیپ يا موسيقی لری کلک بکيد

 متن لری ترانه قصه عشق

 ترجمه فارسی

قصه عشق منو تو قصه مرگ دله

هه د روز آشنايی غصه دو جرگ دله

زنه ای کردنه بی تو جور رودخونه بی آوه

بيا دس ور دا د سختی که دله مه سيت کواوه

قصه عشق منو تو قصه مرگ دله

هه د روز آشنايی غصه دو جرگ دله

تو چه کردی يه وا ای دل که به کس دل نمی بنه

بی تو هرگز ناره عشقی بی تو هرگز نمی خنه

تو عزيزی مثله مريم ، تو لطيفی مثله شبنم

تو بايد سی مه بمونی تا درآ  دی دله مه غم

قصه عشق منو تو قصه مرگ دله

هه د روز آشنايی غصه دو جرگ دله

وقتی مويی که نمويی د ای دونيا ياورمه

دله مووه خرمنه کا ، تو مويی و آتش مه

تويی چشمه منم تشنه، تويی دريا منم ماهی

مه اگر سی تو يه ننگم تو سی مه يه تاج شاهی

قصه عشق منو تو قصه مرگ دله

هه د روز آشنايی غصه دو جرگ دله

 قصه عشق من و تو قصه مرگ دله

از همون روز آشنايی غصه  تو جگر دله

زندگی کردن بی تو مثله رودخونه بی آبه

بيا دست بردار ز سختی دل من برات کبابه

قصه عشق من و تو قصه مرگ دله

از همون روز آشنايی غصه تو جگر دله

تو با اين دل چکار کردی که به کسی دل نمی بنده

بی تو هرگز عشق نداره و بی تو هرگز نمی خنده

تو عزيزی مثل مريم ، تو لطيفی همچو شبنم

تو بايد برام بمونی تا بیرون بياد از اين دلم غم

قصه عشق من و تو قصه مرگ دله

از همون روز آشنايی غصه  تو جگر دله

وقتی باشی که نيستی ، تو اين دنيا ياور من

دل ميشه خرمن کاه و تو ميشی  آتش من

تويی چشمه منم تشنه ، تويی دريا  منم ماهی

من اگر برات يک ننگم تو برام يک تاج شاهی

قصه عشق من و تو قصه مرگ دله

از همون روز آشنايی غصه تو جگر دله

 جرگ = جگر

 هه د = از همان

 مويی= ميشوی ،هستی

سی مه = برای من 

جور = مثل ، مانند

سيت = برای تو 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

۳۰ امین متن و آهنگ ترانه های لری - ترانه بی براری

خواننده: عبدالله محمدخانی 

سی شنفتن ترانه ای چه نه کلک بکید

 متن لری ترانه بی براری

 متن فارسی

بی براری بی براری کشتمه نه تش گله

هر برارت بمیره شمشیرت کله

بوه که بی کورم وه بوه بوه

خوهرکه  بی برارم

دل عالم می سوزه وه سی حال زارم

آسمو اوری گرت تیره وه تیره

خدایا کافر نه یینه دوتا برار وایک بمیره

حکیمونه درد مه خیلی گرونه

داری درد دلم ،هه رو، دو لرسّونه

مردم درد مه که گوتنی نی

پایام کم جونو رم رتنی نی

کم بو دیره هنی هم جوونم

مه تونم یه عمری هنی واتو بمونم

ای دلم که چنینه ، سه کو پر آه و خینه

بیا نرو بی تو داره آوفتو عمرم می شینه

کم بو دیره ولله تازه عروسم

یه شو می حام وجا لوآت لویای خاکه به اوسم

کم بو دیره می حام تا نفس آخر بجنگم

سی تقاص برارونم مه چی زخمی پلنگم

ای دلم که چنینه سیکو پر آه و خینه

بیا نرو بی تو داره آوفتو عمرم می شینه

بی برادری منو کشته نه آتش گلوله

هر برادرت که بمیره شمشیرت کنده

پدر بی پسرم ای بابا بابا

خواهر بی برادرم

دل عالم می سوزد برای حال زارم

آسمون را ابری گرفت سیاه و تیره

خدایا کافر نبیند دوتا برادر باهم بمیره

حکیمان درد من خیلی مشکله

داروی درد دلم، ای وای، درآن لرستانه

مردم دردم که گفتنی نیست

پاهام کم جون و راهم رفتنی نیست

نگو دیره من هنوز جوونم

می تونم یک عمری هنوز باتو بمونم

این دلم که چنینه نگاه کن پر آه و خونه

بیا و نرو بی تو داره آفتاب عمرم می نشینه

ترا بخدا تازه عروسم کم بگو دیره 

یک شبی می خواهم بجا لبات لب خاک را ببوسم

کم بگو دیره می خواهم تا نفس آخر بجنگم

برای تقاص برادرانم من مثل پلنگ زخمی ام

این دلم که چنینه نگاه کن پر آه و خونه

بیا و نرو بی تو داره آفتاب عمرم می نشینه 



موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

سی چی لُری؟

وبلاگ حاضر هدیه ای فرهنگی است با برگ هایی از دفتر تمرین مشق زبان لری نویسنده فارس زبانی که در اسفندماه سال 1384 بمناسبت تولد همسرش به نشانه ارادت و تشكر و تقدير از یار و یاور و همسر لرستانی اش و با عشق به یادگیری و درک ریشه های فرهنگ ، ادب ، اخلاق و زبان و ادبیات لري وی و در حد توان و بضاعت در راه حفظ ، تقویت و اشاعه زبان ، موسیقی و فرهنگ غنی لرستان و بالاخره ادای دِینِ خود به این سرزمین شکل گرفته است.
برچسب‌ها وب
لینک های مفید
امکانات وب



در لُرسّو
در اينترنت
تماس با ما Online User