|
شصت و دومین متن ترانه لری یه شووئی نصمه شووئی نیمه ده شوگار (یه شبی نصفه شبی نیمه های شب) دل گریبونم گِرِت سی دی یَنه یار (دل گریبانم گرفت برای دیدن یار) بی وفا تو نه کُشم به یل موتم بیا (بی وفا تو نکشم بگذار مرگم بیاد) نازنین حُشکم کردی چی تلی گیا (نازنین خشکم کردی چون شاخه گیاه) عزیزم مه وا تونم واتونم تونی حکیمم ( عزیم من با توام با توام تویی حکیمم) غم و غصه اِی دونیا نکو نصیوم غم و غصه این دنیا رو نکن نصیبم) غم و غصه اِی دونیا کردی نصیوم (غم و غصه این دنیا رو کردی نصیبم) بی وفا تو نه کُشم به یل موتم بیا (بی وفا تو نکشم بگذار مرگم بیاد) نازنین حُشکم کردی چی تلی گیا (نازنین خشکم کردی چون شاخه گیاه) نکنی کاری که مرغ دل بَمی ره (نکن کاری که مرغ دل بمیره) تا قیامت آهم دامونت بیی ره (تا قیامت آه من دامنتو بگیره) بی وفا تو نه کُشم به یل موتم بیا (بی وفا تو نکشم بگذار مرگم بیاد) نازنین حُشکم کردی چی تلی گیا (نازنین خشکم کردی چون شاخه گیاه) |
|
شوگار(shogar):شب ، سرتاسر شب به یل(BEIL ): بگذار ، فعل امر دوم شخص گذاشتن تل (TALL) : شاخه درخت |
شصت و یکمین متن ترانه لری
ترانه دوسی و دس براری
خواننده: حشمت اله رجب زاده
شاعر: غلا م رضا سبزعلی
آهنگساز: درویش رضا منظمی
دَسِ نامحرم می گُشه دِ شرق ایرُو
بلایی ون دِ جُون نُوجِوونُو
بیائید درده درمونش بَکی مو
دس نامحرَمُونِه بَشکنی مو
چی دریا مِه کشه نابود میکه
چی تژگاه زِنه ای نِه دی میکه
وری تا که دسِ همت وِراریم
وری تا ریشه افیون دراریم
ستی نِم لُرسُونی اِکسونِم
بیا اِ هُم ولاتی هُم زِوُنِم
بیا تا لُرسُونه دِ دل و جُو
بکی مو باغ و بیشه چی گلِسو
بیا تا وا تلاش و همت و کار
زمین یانِه بکیم آباد و پربار
وری تا که دس همت وِرآریم
بیا وایگ برار باغی بکاریم
یه حرفی دُ قدیمو یادگاره
مُواَن که جوهر مردی وه کاره
یه حرفی سی ایمانا افتِخارَه
که بُواَن نُوم نیکش یادگارَه
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| ||||||||||||||||||
|
|
|
| |||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| ||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||
|
پنجاه و نهمین متن ترانه و نغمه های لری شیردوشی یکی از دوستان پرسیده اند این واژه «نوم خدا نوم علی چَش حَسید پُقه بَلی » در ابتدای وبلاگ و همچنین ابتدا تیتر ویدیوها را از کجا آورده اید؟ در پاسخ این دوست عزیزمان یادآور می شوم که : در روستاهای لرستان فعلی و کلیه مناطق لرستان سابق زنان هنگام دوشیدن شیر برای مصارف روزانه خانه؛ اشعار موسیقیایی غنی را در طلب شیر از دام خود زمزمه می کردند که مضامین غنی آن( از جمله عبارت مورد اشاره ) به شرح زیر بوده و هست: | |||
|
بی بی جونم بی بی عمرم تو دالکه گوونم و خیر بیایی بور گِلیل لولو ورآیی چم چم در آیی و خیر آیی تو نُور نادونم بایی همیشه و دونم بایی بارور گرونم بایی مال و حال حونمون بایی گوه خومی خوم دوشمت شیرت وم به نفروشمت دالکه خومی خوم دوشمت مه مت کتو می پوشمت گاوم اوما دِ دولی شیرش پر کمولی گاوم اوما دِ بالا پات هیز به ژیر بالا غَزگون بیاری شیرپالا شیرکت کنم شیرپالا نوم خدا نوم علی چش حسید پوقه بَلی نوم علی نیر آورد جونکه دلم شیر آورد نوم خدا خواوم اوما نوم خدا خوشم اوما دس وِ گوشش بیاری ارعلی نه دوس داری توتو کردم گاوم اوما کس سیش نرت خوشم اوما جو وِ دس و پام اوما |
بی بی جونم بی بی عمرم تو مادر گاو های من بخیر بیایی گوساله زرد با خیر و شگون جمع و جور درآیی به خیر بیایی گوساله نادونم باشی همیشه شیردِه ام باشی باربر گرونم باشی زندگی و خونمونم باشی گاو منی خودم می دوشمت شیر بهم بده تا نفروشمت عزیز منی تو رو می دوشم شیرت و میدم ، کتان می پوشم گاوم اومد تو مزرعه شیرش پر شد تو کاسه گاوم اومد از بالا پاتو بگیر رو بالا دیگ رو بیار شیر صاف کم شیرت پالایش کنم شیرصاف کن به نام خدا و بنام علی علیه سلام بترکه چشم حسود چون بلوط تو آتش نام حضرت علی نور آورد جون دل من شیر آورد نام خدا خوابم اومد نام خدا خودش هم اومد دست به گوشش بیارید اگر علی رو دوست دارید صداش زدم گاوم اومد کسی پی اش نرفت خودش اومد جون به دست و پاهایم اومد | ||
|
بورگلیل = گوساله زرد |
کموله = کاسه چوبی |
نور(Noer) = گوساله تازه بدنیا آمده | |
|
غَزگو(Ghazgo) = دیگ و پاتیل مسی |
پوقه = منفجر شدن و ترکیدن |
دول( Dul) = قطعه زمین صاف و هموار
| |
|
پنجاه و هشتمین متن ترانه لری خورموَه شاعر : اسفنديار غضنفري امرائي آلبوم «مقام موسيقار» عليرضا نادري | |
|
خورموَه خير بَوارَه دِ حونه مونِت (خرم آباد خيربباره به خانمانت) خاكِ پاكِت پُر گُلَه باغِت بِهشتَه (خاك پاكت پر گل و باغت بهشته) تاش مخمل كُو تو جاي آهُونَه (قله مخمل كوه تو جاي آهوانه) گيژ گَردآوت مِدوني پُر دِ آوه (عمق گردابت هميشه پر ز آبه) خورموَه شهرزيبابرزوبون پر لاله زاره (خرم آباد شهر زيباي پرلاله زاره) تاُو تش گِرته دِ وَر دَنگ گورُوني (سازوآواز مثل آتش همه جا برده نشونه) بارالها درد و غم هرگز نوينَه (اي خدا درد و غمي هرگز نبينه) |
بادِ شادي بَزَنه هر صُو وِ جونِت (باد شادي بوزد صبحها به جانت) تا چَشِت كار ميكِنه گُلزارو كِشته ( تا كه چشم كار مي كنه گلزار و كِشته) كَل كُشِت كِل مي زِنَهَ گُل مي نِشُونَه (شكارچيت شادی کنان گُل مي نشونه) يا گِلاله يا گُلِسّو يا كِياوَه ( از گلال يا گلستان يا كيومملوآبه) باغ شهوا و سِرآو كَس مَه داره (سرآب و باغ شاه آبادش را جائي نداره) كُر و دُختِر دس ودس سي دسگِروني (پسرودختر دست بدست نامزديشونه) هر كه دل وِش به ونه دِش بِنشينه (كسيكه دل بش ببنده توش بشينه) |
|
۵۷مین متن ترانه های لری دی بوه(ای بابا) دی بوه نزدیکترین تصنیف لری به « دایه دایه» است . داستان این ترانه مربوط به فرهاد خان از حاکمان شهر خرم آباد در دوره قاجار است که اسبی بنام منجوله (هم نام اسب محمد خان فیلی در ترانه دایه دایه ) داشته است . نقل است فرهاد خان که فردی خودرای؛ سرسخت و قدرتمند بوده در روز مرگش به همراه مجیرالسلطنه قصد حرکت به سوی قلعه فلک الافلاک را می نماید و در مسیرش به سوی قلعه به تنی چند از مغازه داران خرم آباد دستور می دهد تا هنگام بازگشتش از قلعه دکان هایشان را تخریب کنند. مغازه دارها بدنبال این فرمان پس از مدتی شروع به تخلیه مغازه های خود می کنند که ناگهان جارچی های خان جار می زنند که فرهاد خان کشته شده و آنها نیز دست از تخلیه مغازه ها می کشند. از متن ترانه و وقایع تاریخی نقل شده چنین برمی آید که فرهاد خان به محض ورود به قلعه خود را در کمین و محاصره خوانین ساکی می بیند و تنها راه نجاتش را توسل به «منجوله» اسب خود می پندارد ؛ متن ترانه نیز شرح محاصره او در قلعه فلک الافلاک است که ... | |
|
متن لری ترانه |
ترجمه فارسی |
|
منجوله جون دلم دی قی درآرِم نالته طلا می رِم جون بَرارِم نالته طلا بیرِم تند پاته ورچی خانیا دورم میرن و صد تفنچی ساکی دُ ساکیو قلا گِرِته لو بالینم نشس دِلِمه سوخته زین برگم بَوَنیت وِ اُ اسبِ زردم موهونم کُشتنه هه آه سردم اسب زرد جو خوت دی قلا درآرم زینه ته نقره زنم ارواح برارم |
منجوله جونم از این جنگ دراورم نعلت رو طلا می گیرم بجون برادرم نعلتو طلا میگیرم چارنعل و تند بتاز خانها باصدتفنگچی محاصره ام می کنند یکی از ساکی ها قلعه رو گرفته کنار بالینم نشسته و دلم رو سوخته زین و برگم رو ببندید به اسب زردم مادیونم رو کشتند هی آه سردم اسب زردم جون خودت ازاین قلعه درآورم زین ات را نقره می زنم ارواح برادرم |
|
بعدها به مرور زمان و وقوع جنگ های مختلف در لرستان متون زیر نیز به اشعار مذکور اضافه شد: | |
|
علی مه خون علی مه خون اِ خدا مُردم دُ زندون چی قلا بال بال کنم ها روم وِ طهرون بکُشم وزیر جنگ خین علی مه خون دی بوه هو کو دوآره هر لُری واکپنک ری صد سواره چل ماشین چل طیاره چل تا زره پوش وش گُوتم اِ کُر نرو دِم نَگِرت گوش طیاره دِ آسمو چی خور داری کُشتنه چار تا سوار دُ بختیاری |
علی محمد خان علی محمد خان ای خدا مردم توی زندان چون کلاغ بال بزم میخوام برم به تهران بکشم وزیر جنگ بخونخواهی علی مردان خان ای بابا هی کن اسبت رو دوباره هر لری با کپنک برابر صد سواره چل ماشین چل طیاره چل تا زره پوش بهش گفتم پسر نرو حرفم رو نکرد گوش طیاره تو آسمون ازچی خبرداری کشته اند چهارتا سوار از بختیاری |
|
مخمل کو خرمووه گُله بارونه نونم یه مردونه یا غلامعلی خونه آساره دِ آسِمو ماهی دِ آوه لطیفخو کُر شیخه مری قصاوه
گلار گلار هو کُو دواره لُرِسّو دِ موقع جنگ که گِل میاره اسبش رشه دل خوش چی بای قوش قی یداله خان توپچی دولت کُش دی بوه هُو کو دواره انگلیس جراتی ناره هر لُری وا کپنک ری صد سواره |
مخمل کوه خرم آباد گلوله بارانه نمی دونم جنگ مرداست یاغلامعلی خانه ستاره تو آسمون ماهی تو آبه لطیف خان پسر شیخ (در کشتن)انگار قصّابه برگرد اسبت رو هی کن دوباره لرستان موقع جنگ کی نوبت میاره اسبش رعشه دل و خودش شکاری چون قوش نبرد یداله خانه توپچی دولت کش ای بابا هی کن اسبت رو دوباره انگلستان جراتی نداره هر لری با کپنک برابربا صدتا سواره |
|
بیرانوندهای لرستان سالها با حکومت مرکزی اواخر دوره قاجار و اوایل دوره رضاخان در ستیز و نبرد بودند. در زمان رضا خان بدستور سپهبد امیراحمدی جهت ترور روسای مهم ایل بیرانوند سه تن از جاسوسان نظامی در لباس نوکر و خدمه وارد ایل بیرانوند شده و موفق به ترور ولی اله ؛ همت علی و اسداله بیرانوند در هنگام خواب آنها در رختخوابشان می شوند. روز بعد دو نفر از 3 جاسوس نظامی امیراحمدی توسط عشایر دستگیر و پس از انتقال به خرم آباد توسط مردم سنگسار می شوند. لطیف خان پسر شیخ علیخان رئیس ایل بیرانوند می باشد که به همراه 12 تن دیگر از روسا و خوانین ایل بیرانوند همزمان با ورود قوای سرلشگز حسین خزاعی در سال 1304 در بروجرد به دار آویخته شدند. لُرِسّو دِ موقع جنگ که گِل میاره : کنایه از آن است که در لرستان هنگام جنگ کسی به بهانه نوبتی بودن از جنگ واهمه ای نداشته و فرار نمی کند.
| |
|
در دوره حکومت رضا خان که گروهی از مردم لرستان توسط نظامیان به تبعید در مناطقی چون خوار ورامین ؛ گرمسار ؛ قزوین و ... وادار می شدند و یا بزور به مراکز آموزش عشایری برده می شدند از جابجائی اجباری لرها به عنوان «کُر گرگووئی» یا همان گروگان گیری نیز در ادبیات و اشعار لری یاد شده است . در اشعار لری ابیات بسیاری در وصف مسیر تبعیدها یا لحظات جدائی آنان از زادگاه خود سروده شده است : | |
|
دالکه نظامی اوما رولکه میحا بورنمو دالکه خدا نکه رولکه وِ شُو بورنمو |
ای مادر نظامی ها اومدند فرزندم می خواهند ببرنمون ای مادر خدا نکنه فرزندم به شب ببرنمون |
|
پنجاه و ششمین متن ترانه های لری *لرسّو* نوار «گل رنگین» بهمن اسکینی | |
|
یارِم هُوکارِه گوشتِ شکارَه (یارم دیوونه گوشت شکاره) قد و بالاکَش چی گُل رنگینه (قد و بالاش چون گل رنگینه) دُوتره دُولا بُفتَن وانِها ( تا دستار دولایه ها بیافتند براه) مِه گرفتار سَرساوِه رنگینِت ( من گرفتار روسری رنگینت) دِلِ غم زِیَم تا دِ غم دِرا (تا دل غم زده ام از غم درآ) دِ شوق یارِم بیمَه دیوونَه (از شوق یار شدم دیوونه) |
کُویا لُرسّو شیِش مَغارَه (کوهها لرسون دیواره بلندی داره) یاران وری سیت یارِم بَشینَه (دوستان پاشید تا یارم بشینه) سازِنَه بیا بَزه وِ دوپا (مطرب بیا بنواز رقص دوپا) بیا تعریف بَکو سیم قصه شیرینت (بیا تعریف کن برام قصه شیرینت) سازِنه بیا بَزِه وِ دوپا (مطرب بیا بنواز رقص دوپا) بَزِه وِ دوپا کِل کِل ریزونَه ( بزن دوپا که وقت هلهلونه) |
|
|
پنجاه و چهارمین متن ترانه لری لرسّو خواننده : نظری (آلبوم بهار مالگه ) شاعر : رمضان پرورده
|
|
پنجاه و سومین متن ترانه لری کوه یافته خواننده: بهمن اسکینی (آلبوم آرزو) شاعر رمضان پرورده
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اسبی کو (سفید کوه) شاعر:ایرج رحمانپور - خواننده : فرج علیپور
|
|
|
|
چهل و سومین متن ترانه لری - ترانه بهارم
|
|
|
کلنجه نوعی پالتوی مخمل زنانه در ایام قدیم بوده که بیشتر زنان خوانین و بزرگان به تن می کردند . کلنجه را در رنگ های مختلف قرمز ، صورتی ، سبز و زرد می دوختند . در این ترانه کلنجه زرد اشاره به زنی دارد که پالتوی مخمل زرد به تن کرده است . در لرستان لباس های مختلف زنانه و مردانه ای وجود دارد . بال کول ( بال = آستین = کول = کوتاه ) همانگونه که از نامش مشخص است ، نوعی پالتوی مخمل کوتاه زنانه با آستین کوتاه است و سرداری نوعی پالتوی مخمل بلند بوده که زنان مشهور طوایف و قوم ها در گذشته به تن می کردند .
|
|
چهلمین متن ترانه های لری - ترانه زنگ زنگ
|
|
فیلبان و چم مهر = نام دو منطقه گرمسیری در جنوب لرستان است |
|
سی و هشتمین ترانه لری - ترانه «بزمیری»
|
در این موقع سردسته بقیه ابیات را مصرع به مصرع بتنهایی می خواند و دیگران فقط به سینه می زنند تا زمانی که دوباره نوبت تکرار بیت اول ترانه برسد .
در این زمان همه حاضران با هم می خوانند:
و سر دسته دوباره ادامه می دهد:
|
|
۳۶ امین متن و آهنگ ترانه لری «شو سالم که رسس » خواننده : ميرزاوند سی شنفتنه ای آهنگ ، ری متن شو سالم که رسس ده بخش ویدیو کلیپ وبلاگ کلک بکید
|
|
|
مایه آهنگ این ترانه لری که از بخش چگنی لرستان است با آهنگی دیگر از بخش بالاگریوه تلفیق و تنظیم شده است . مقام این آهنگ در چهارگاه با ضرب دو چهارم است
|
|
|




