|
فیلم سینمائی آرزوهای زمین ساخته وحید موسائیان
|
|
وحيد موسائيان كارگردان و نويسنده فيلمنامه آرزوهاي زمين: .....من دراين فيلم شرايطي را تشريح كردم كه آدم ها را به بند كشيده، درصورتي كه هيچ تأكيدي نداشتم كه آدمها اين شرايط را پذيرفته اند. طبيعي است كه در هرمنطقه واقليم محدوديت ها وخط قرمزهايي وجود دارد، هدف اصلي من اين بود كه بگويم يك عشق سالم وپاك نمي تواند مشمول آن خط قرمزها باشد. دختر درفيلم تلاش مي كند تا به آن عشق برسد واگر مي بينيم كه نمي رسد، دليل همان است كه فيلم به چالش اش مي كشد. آدم هاي اين فيلم افرادي هستند پايبند به خانواده ومحيطي كه درآن زندگي مي كنند وحتي ناخودآگاه نسبت به شرايطشان ابراز انزجار مي كنند. در فيلم ، چوپان پس از كشتن خواهرش گريه مي كند وهمين واكنش را از پيرمرد مي بينيم زماني كه از دل بستن دختر به چوپان آگاه مي شود. اين شخصيت ها هيچ كدام طبق تعريف كلاسيك منفي نيستند ومن سعي نكردم تا آنها را سياه وسفيد نشان دهم... |
|
نقد فيلم رسم عاشق كشي نقد فيلم «آرزوهاي زمين» ساخته وحيد موسائيان ....پاسكال گفته است: «دل دلايلي دارد كه عقل آن را نمي شناسد» اگر پيام اين سخن را بپذيريم، ديگر نيازي نيست درباره دليل عشق ورزي گل بانو چون و چرا كنيم و دنبال كشف رمز و راز دلدادگي اش باشيم واز فيلمساز بپرسيم، علت ايستادگي يك دخترايلياتي براي عشقي بي سرانجام چيست؟ او در وجود چوپان ژنده پوش روستا چه فضيلتي مي بيند كه چنين بي پروا آداب تبارخود را زيرپا مي گذارد وتا مرز فاجعه پيش مي رود؟ به هر حال پرسش هاي بي پاسخ پيرامون انگيزه رفتار و منش گل بانو كه قرار است نماينده نسل معترض به قراردادهاي واپسگرايانه اجتماعي باشد، در نهايت هويت اين شخصيت را از نظر قواعد درام، مبهم و خام و نارس نشان مي دهد. دختر جسور و سنت شكن، طبعاً بايد فرديت خاصي داشته باشد و درقياس با دختران و زنان مطيع و فرمانبردار، موجودي متفاوت و غيرعادي به نظربرسد اما فيلم چندان تأكيدي بر ويژگي هاي روان شناسانه اين شخصيت ندارد و فقط در مجلس شاهنامه خواني ـ اوايل ماجرا ـ با اشاره اي بسيار گذرا، اندكي وجه تمايز او را مطرح مي كند؛ گل بانو تنها دختر روستاست كه در حال تماشاي مراسم ديده مي شود و همين جا تلاقي نگاه بي اعتناي او با چشمان حريص مش كرم (خواستگار گل بانو) و… بالاخره واكنش اعتراض آميز علي يار به حضور ناموجه خواهر، بي آنكه حرفي رد و بدل شود، خيلي خوب و مختصر و مفيد پيش درآمد قصه را پي مي ريزد.... مرور کارنامه سینمایی وحید موسائیان «آرزوهای زمین" نخستین فیلم موسائیان است که سال 80 ساخته شد. همانطور که اشاره شد این فیلم بیش از هر چیز ریشه های بومی فیلمساز و نوع نگاه او را به سنت های منطقه در قالبی دراماتیک به تصویر می کشد. عشق ممنوع یک دختر روستایی به نام گل بانو به یک چوپان که وقتی از پرده برون می افتد، بنا به سنت قومی مورد مخالفت قرار می گیرد و دو عاشق را قربانی سنت می کند. این فیلم هم مانند مجموعه آثار ناصر غلامرضایی مانند "خون بس" که سنتهای منطقه لرستان را نشانه می روند، نگاهی نقادانه به این سنت ها دارد و در بطن خود پیام بازخوانی آنها را همگام با زمان ارائه میدهد. پیامی که به نوعی پاسداشت عشق در زمانهای است که دیگر نام عاشقان و قربانیان عشق زبان به زبان نمیگردد و آنچه حرف اول را می زند فرصت زندگی و تجربه عشق است. فیلم پس از نمایش در جشنواره فجر، از اکران محدودی برخودار شد.... |
|
افزودن بخش فیلم های سینمائی لری به وبلاگ لرسو بمناسبت شو اول قاهاره (شب یلدا) فیلم سینمائی آرزوهای زمین ساخته وحید موسائیان |
|
وحيد موسائيان در سال 1348 در خرم آباد متولد شد. او فعاليت در عرصه فيلمسازي را از سال 1365 در انجمن سينماي جوان خرم آباد آغاز كرد. و فيلم هاي هشت ميليمتري «روزيكه آن مرد رفت»، «روزگار نو»، «اشكي بر خاك» را در انجمن سينماي جوان خرم آباد ساخت. پس از آن فيلم هاي شانزده ميليمتري «پايان يك روز»، «ياسهاي آشفته در باد» و «صداي باد» را در مركز گسترش سينماي مستند و تجربي و انجمن سينماي جوان تهران كارگرداني كرد و موفق به اخذ جوايز داخلي و خارجي گرديد. موسائيان فعاليت حرفه اي خود را با فيلم «خون بس» به عنوان دستيار دوم كارگردان آغاز كرد و بمدت هفت سال به دستياري پرداخت. او اولين فيلم بلند سينمايي خود را در سال 1380 با نام «آرزوهاي زمين» كارگرداني كرد و هم اكنون مراحل فيلم برداري چهارمين فيلم بلند وي به نام "خانه روشن" با مشاركت حوزه هنري به پايان رسيده است.
موسائیان در مصاحبه ای در مورد آرزوهای زمین تاکید می کند: ....فضايي كه در فيلم مشاهده مي كنيم ، داستاني كه روايت مي شود ، شخصيت هايي كه اثررا به پيش مي برند… همه و همه برخاسته از شرايط طبيعي همان مكان است . در واقع من در محيطي كار كردم كه بدان تعلق داشتم و در آنجا زندگي كرده بودم. از زماني كه وارد سينما شدم ـ با ساخت آثار كوتاه ـ احساس كردم كه نزديكي غريبي به اين مكان (خرم آباد) دارم. اين فضاها از كودكي آن قدر برايم ملموس بود كه ناخواسته به سويش گرايش پيدا كردم. دراين جا بايد از تلاش ناصر غلامرضايي (كارگردان سينماي ايران وصاحب آثاري چون «خون بس» و «نامزدي») تقدير كنم كه دراين سينما جايگاه ويژه اي دارد مصاحبه های کارگردان و فیلم ساز لرستانی آرزوهای زمین را در لینک های زیر دنبال کنید: مصاحبه وحید با روزنامه ایران پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۱ مصاحبه وحید موسائیان با سايت اطلاع رساني سازمان تبليغات اسلامي
|
|
نقد فیلم در مكاني كه همه چيز حتي عشق فقط به مردان تعلق دارد، دختري به نام گل بانو به شرايط نه مي گويد و مي خواهد زندگي اش را آن گونه كه دوست دارد بنا كند؛ اما او را از خشم مردان گريزي نيست. گل بانو عاشق چوپان جوان روستايي مي شود و اين حركت او خشم اطرافيانش را برمي انگيزد؛ پايان اين قصه بسيار غم انگيز و خونبار است.... قصه دلدادگي و شيدايي گل بانو و مراد به عنوان هسته دراماتيك «آرزوهاي زمين» اگرچه بار رمانتيك و احساساتي دارد و تكرار داستان هميشگي عشق و ناكامي است اما اين حديث مكرر در بافت مستندگونه اثر درست جا مي افتد. علت ايستادگي يك دختر ايلياتي براي عشقي بي سرانجام چيست؟ او در وجود چوپان ژنده پوش روستا چه فضيلتي مي بيند كه چنين بي پروا آداب تبار خود را زير پا مي گذارد و تا مرز فاجعه پيش مي رود؟ ....نگاه دوربين فيلمبرداري روي جاده آسفالت و حركت ماشين متوقف مي ماند و سلطه زمان حال را هشدار مي دهد و بدين ترتيب كشمكش گذشته و حال به عنوان جان مايه فيلم معنا مي گيرد. امتداد جاده همچون گذرگاه زمان، ما را به سرزميني مي برد كه قلمرو قومي ميراث دار آداب و آيين و فرهنگ كهنسال است و در آغوش خود مردمي را مي پروراند كه براي دوام و بقاي حياتشان ناگزير بايد پيرو قراردادهاي برآمده از ژرفاي تاريخ باشند و راه و رسم پيشينيان را پاس بدارند و برحكم سنت هاي نياكان گردن بنهند. نقد فیلم را در لینک زیر دنبال نمائید: رسم عاشق كشي- روزنامه ایران دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۱
|
مقام های موسیقی لری : شاهنامه خوانی، نظامی خوانی، دایه دایه ، میری، بزمیری، قدم خیر، گنم خر ، ای ای
|
وری چل سُرو بِو فال حافظ واکو شاعر: ایرج رحمانپور |
|
وری ریم وری ریم که وختی نَمَنَه (پاشو بریم ، برخیز که وقتی نمونده) شور و شوق رَتَن وِ دُنیا شوه نَه ( شور وشوق رفتن دنیا رو بهم ریخته) وری چل سُرو بِو فال حافظ واکو ( پاشو چل سرود بگو و فال حافظ را بازکن) وری ریم بایسی مو وِ پشت دیوار حونه قوم و خیشو (پاشو بریم پشت دیوار خونه قوم و خویش ها بایستیم) همه تش رَتِه می زنن وه دامو (همه آتش رفتن را دامن می زنند) سی کُه توز رَتِه دِ دُنیا وریسا (نگاه کن که غبار رفتن از دنیا برخاسته) وری ری وه راه با وری ری وه راه با ( برخیز و تو هم آماده رفتن شو ، بلندشو) وری رَه و ره ون رفیقی تِن میحا (برخیز که رهروان و راه همراهی ات را می طلبند) وری تا که واردِت دِ شُو بَگُوآرِم ( برخیز تا با تو از سیاهی شب بگذرم) کِوه یا ناهُمارِن وِ زُونی دِرآرِم (تا کوه های ناهموار را به زانو درآورم) وری ریم وری ریم که وختی نَمَنَه (پاشو بریم ، برخیز که وقتی نمونده) شور و شوق رَتَن وِ دُنیا شوه نَه ( شور وشوق رفتن دنیا رو بهم ریخته) |
|
مناجات نامه بی نقطه لرستان مرحوم محمود قبادی فرزند مرادبگ حکیم در سال 1303 شمسی در کوهدشت لرستان بدنیا آمد . این شاعر لک زبان لرستان خود در مورد زندگی اش می گوید : «...در سال 1329 پس از جدا شدن از پدر ازدواج کردم و مدتی به کسب پرداختم اما چون از فن کاسبی اطلاعی نداشتم در مرحله اول شکست خوردم و مبلغی که بر دوشم سنگینی می کرد بدهکارشدم . در مقابل نه وجه و نه کالائی در دست داشتم که جوابگوی طلبکار باشد ، بسیار ناراحت و نگران بودم تا اینکه با قلبی شکسته به درگاه خداوند متعال پناه بردم که دین مرا از خزانه غیبش ادا فرماید و چنین نیز شد.» مناجات بی نقطه مرحوم محمود قبادی برگرفته از« دیوان محمود »که شامل مجموعه اشعار لکی این شاعر لرستانی است و توسط فرزندش محسن قبادی جمع آوری و به چاپ رسیده است. |
|
دل و لاله لال آل و طاهاکم و عصرو طور دائم دعاکم مطالعه حمد، رعد و اعلی کم و صاد و خود سوره اسرا کم و درگاه الله و طور گداکم درد دل ار در مال مولا کم مدام و دعا دس او سماکم وو درگاه او کمر دولا کم راحل وار دائم دس و عصامن وصحرا عمل دو سل صدا کم اگر مهر دهر و دل سوا کم سمع و صدا آل رسول الله کم حرص و طمع و مال اکر رها کم ما وراه اسلام اوسا ادا کم سر و مال داده راه الله کم و دور مکه کامم روا کم عمرم ار و حد سال صدهاکم رو و محکمه کامم روا کم عمل صالح مه و همرا کم و درگاه داور مولا مولا کم وی طوره اگر دردم دوا کم ادا مهرا و مگر اوسا کم هرگاه که لحدمه و ماواکم اوسا و ارحام دوسل وداکم ار در مال دوس و طور گداکم وارد و محل آدم حوا کم محمودم دعا ارا صدها کم واولاد طاهر اسدالله کم |
از موزه فلک الافلاک لرستان تا British Museum انگلستان
بخش دوم- پاسخ ها به پرسش های مفرغ لرستان
پسرم هنگام بازدید از موزه فلک الافلاک سئوال های بسیاری در مورد اینکه چرا چگونه و چه کسی این موزه و اشیا داخل آن را جمع آوری کرده را نیز در لابلای دیگر پرسش هایش مطرح می کرد که از حوصله این مقال خارج است و تنها به یاد معلم و استاد و محقق والای لرستان حمید ایزدپناه با نقل گفتاری از این بزرگوار در پاسخ به پرسش های رضا بسنده می کنم :
قلعه فلک الافلاک را چه کسی و چه زمانی تبدیل به موزه کرد؟

پاسخ حمید ایزدپناه صفحه های ۹۶-۹۷کتاب لرستان در گذرگاه تاریخ موضوع «موزه دژ شاپورخواست» :
«.....در سال ۱۳۴۸خورشیدی نگارنده این مطالب کسوت معلمی را با مسئولیت اداره فرهنگ و هنر جا به جا کردم .پس از تشکیل اداره فرهنگ و هنر مهمترین هدف و برنامه ام تعمیر این دژ برای ایجاد موزه ای در خور تاریخ ایران و لرستان بود. برای اینکار در سال ۱۳۴۹ خورشیدی با واگذاری آن از سوی ارتش این دژ در اختیار فرهنگ و هنر قرار گرفت . نخست جزو فهرست بناهای تاریخی به ثبت رسید . با تلاشی پیگیر و با همکاری معماران بومی و مهندسان سازمان حفاظت از آثار باستانی تعمیر اساسی آن تا جائی رسید که بتوان آن را موزه کرد. در سال ۱۳۵۵ بخش مردم شناسی و مرکز اسناد و در سال ۱۳۵۶ بخش موزه مفرغ آن گشایش یافت و به نام « موزه شاپور خواست» نام گذاری شد.اینک.... )
مفرغ چیست ؟
پاسخ :از 109 عنصر شناخته شده دنیا 87 عنصر آن فلز است. از 87 فلز کشف شده جهان به جز 7 فلز آن (مس ، طلا (زر) ، نقره (سیم) ، آهن ، سرب (آبار) ، اقلع (ارزیز) و جیوه (سیماب) و پلاتین ) ، 2 فلز در قرون وسطی ، 15 فلز در قرن دوازدهم هجری ، 43 فلز در قرن سیزدهم هجری و 20 فلز در قرن چهاردهم هجری (قرن معاصر) کسف شدهاند .از فلزها هم معمولا بندرت به شکل خالص استفاده میشود و عمدتا آنهارا با مخلوط کردن با فلزهای دیگر یا غیرفلز بشکل آلیاژی در می آورند.
اغلب دایره المعارف ها مفرغ یا برنز(bronze) را قدیمی ترین آلیاژ شناخته شده دست بشر (با عمر 1 تا 6 هزار سال قبل از تولد عیسی مسیح) خوانده اند که از ترکیب دو فلز مس و قلع (TIN ) بدست می آید و اذعان دارند کلمه برنر از کلمه ایرانی برنج (BRASS) اقتباس شده که خود آلیاژی از مس وقلع و روی و بعضا سرب است و در صنایع سینی و سماور سازی (صنعت در حال نابودی بروجرد ) مورد استفاده قرار می گیرد .
چرا مفرغ لرستان مشهور است ؟
پاسخ :قدمت و ارزش صنایع مفرغ لرستان بر اساس تحقیقات و نوشته های سه استاد باستان شناس مشهور فرانسوی ( گریشمن – گدار – شفر)به جهانیان معرفی و مورد تایید قرار گرفته است.
الف –رومن میخایلویچ گریشمن (, Roman Mikhailovich Girshman1895-1979) – باستان شناس و ایرانشناس مشهور اکراینی الاصل فرانسوی متولد خارکف روسیه که در سن 22 سالگی به فرانسه مهاجرت نموده بود با انتشار بیش از 20 کتاب که ماحصل تحقیقات میدانی او در سایت های باستان شناسی مهم ایران (بویژه شوش {تحقیقات وی در مورد شوش هنوز منتشر نشده }، نپه سیلک کاشان و چغازنبیل ، مسجد سلیمان و ایذه) است .معتقد است مفرغ لرستان هنر حقيقي ايران است .
![]()
(گریشمن - نفر اول نشسته سمت راست)
گریشمن در کتاب «به جستجوی سیلک» صفحه 72 جلد دوم هنر لرستان را به كيميريان (سومريان) منصوب ميداند و تحقيقات دانشمندان شوروي به نام پتروسكي ماليكيشويلي و دياكونوف را مويد نظر خود ميداند گيرشمن چنين ميگويد:«از نخستين دهههاي قرن هشتم قبل از ميلاد مسيح كيمريها را كه با اورارتوئيها متفق بودند ، اقوام ديگري را كه مزدور آسوريها بودند و برخي ديگر را كه با مديهاي ياغي همدستي ميكردند در آسور ميبينيم .پس ميتوان فرض كرد كه اين قوم از دو گروه متشكل بودهاند . يك قسمت به آسياي صغير روي آورده است و ديگران به شرق آشور رفتند تا زميني به دست آورند . اين سرزمين بعدها نام كاسيان را به خود گرفت و همان لرستان است....»
ب- اندره گدار(ANDRE GODARD1881-1965) – باستان شناس و مهندس معمار فرانسوی طراح ساختمان موزه ملی ایران و دانشگاه تهران در کتاب خود (برنز لرستان هنر آسیا – چاپ 1931) مفرغهاي لرستان را با تاريخ كاسيان ، يعني آن گروه از آسيائيهائي كه خيلي زود منطقه زاگرس را اشغال كردند مربوط ميكند . در قرن شانزدهم قبل از ميلاد مسيح اين قوم كوه نشين در سراسر دشت بينالنهرين متفرق شدند و در بابل يك سلسله كاسي بر روي كار آمد . سلطة اين قوم چند قرني دوام يافت اينها در سال 1168 قبل از مسيح به دست شتروك نخونته پادشاه ايلام از آن سرزمين رانده شدند به عقيدة گدار ميتوان از اين واقعه براي تعين تاريخ مفرغهاي لرستان استفاده كرد .
![]()
گدار تاکید می کند تا زمان حال هرگز يك نمونه قطعه از مفرغ لرستان در سرزمين بينالنهرين به دست نيامده است و نتیجه می گیرد مفرغهاي لرستان در دوره اي كه كاسيان بابل را اشغال كرده بودند هنوز وجود نداشته است و اين اشياء بعدها يعني هنگامي كه متجاوزين باز در كوههاي خود مستقر شده بودند ايجاد شده است. گدار در کتاب دیگر خود (هنر ایران صفحه 71) به نقل از اهالی لرستان جهت یافتن گنج می نویسد : «...بوميها براي دست يافتن به اشياء عتيقه فرمولي ساده و آسان دارند «بدنبال چشمه اي بگرد ، همينكه آنرا پيدا كردي گورستاني هم در كنارش هست ».
ج – کلاد فردریک آرمن شفر (1898- 1982 Claude Frédéric-Armand Schaeffer )- کارمند فرانسوی ساده موزه استراسبورگ که در 31 سالگی به یکباره تصمیم به کاوش در خرابه های شهر باستانی راس الشمرا (اگاریت یا اغاریت ) متعلق به عصر برنز فنیقی ها در سوریه گرفت و سرنوشت زندگی اش تا هنگام مرگ (53 سال بعد از این تصمیم تا اتمام نوشتن کتاب خود در زمینه کاوش های باشتان شناسی اش در زمینه برنز) به ان گره خورد

وی دلیل شباهت برخی از قطعات مفرغ لرستان با یافته هایش در اگاریت را انتقال انها به عنوان هديه و پيشكش به لرستان می داند و تاکید دارد مفرغهاي اصل لرستان بسيار زيباتر و پرشكوهتر (از مفرغ های بین النهرین )هستند و گويا پس از بازگشت كاسيان به كوهها يعني پس از قرن دوازدهم ساخته شده باشند و معتقد است اين هنر در اوايل هزاره اول به حد اعلاي خود رسيد و پس از زوال كاسيان به دست نيروهاي آسوري در قرن هفتم قبل از مسيح به كلي از بين رفت .
ادامه دارد
گفتگوی گزارشگر رادیو زمانه با فرج علیپور در منزل فرج در یوسف آباد تهران در مورد کمانچه و موسیقی لری
برای شنیدن این مصاحبه از طریق سایت این رادیو روی عنوان بالا و یا روی پادکست مصاحبه فرج علیپور کلک بکید
از موزه فلک الافلاک لرستان تا British Museum انگلستان
بخش نخست- پرسش های پسرم از مفرغ لرستان
طی سه ماه گذشته (شهریور تا آبان 1387) بر اساس قول و قراری که با رضا (پسر 12 ساله ام) بمنظور آشنایی و آگاهی بیشتر با فرهنگ و هنر سرزمین مادری اش گذاشته بودم ، باتفاق یکدیگر سری به دو موزه فلک الافلاک در خرم آباد لرستان(شهریور1387) و British Museum انگلستان (موزه بریتانیا در آبانماه 1387) زدیم .
مقدمه
دیدار از دو موزه یادشده که با هدف مشترک نگاهی از نزدیک به آثار تاریخی فرهنگی – هنری لرستان (با نگاهی به صنعت مفرغ لرستان )صورت می گرفت بهانه ای شد تا برای پاسخ گوئی به سئوالات احتمالی رضا قبل و هنگام دیدار از موزه ها و حفظ ظاهری قیافه و ژست پدری ( احساس و بهانه مشابه نگاه دوباره بعضی از معلم ها به موضوع دروس قبل از ورود به برخی از کلاس ها ) نگاهی هم به اطلاعات مربوط به مفرغ لرستان جهت حفط آمادگی های لازم قبلی بیاندازم . گزارش مصور و فیلم های پیش رو ماحصل بازدید من و پسرم از این دو موزه است:
سوال های پسرم رضا در مورد مفرغ لرستان:
1- مفرغ چیست ؟
2- چرا مفرغ لرستان مشهور است ؟
3- این علامت ها و شکل های سر و بدن حیوانات و موجودات عجیب و غریب در مفرغ لرستان از کجا امده اند؟
4- ارزش و قیمت این مجسمه ها و اشیا مفرغی چقدر است؟
5- آیا آثار تاریخی مفرغ لرستان در موزه های دیگر کشورها هم وجود دارد؟
6- چرا خارجی ها این همه پول برای خرید این آثار می دهند و چرا ما آنها را می فروشیم؟
7- چرا شما و اغلب بزرگ ترها اطلاعات کمی در مورد ارزش و بهای آثار تاریخی ایران دارید؟
همین سئوال صادقانه و کودکانه تلخ آخری رضا در عین اینکه بمزاج من بنوعی می توانست پاسخی مشترک برای اکثر سئوالات او تلقی شود ، بهانه و دستمایه ای شد تا ماحصل بازدید و اطلاعات و برداشت ناچیز مشترک مان از مفرغ لرستان در قالب گزارش مصوربازدید « از موزه فلک الافلاک لرستان تا موزه بریتانیای انگلستان » را در معرض دید شما نیزقرار دهیم.
× طرز پخت آبگوشت لری (دوگوله دودار)
× بهارم رتی و بی تو بهارم - داریوش نظری
× رقص دوپا لری - رضا اسکینی
× گویش های لری - گویش حسنوند الشتر
× نماهنگ لری بالابرزان و حالوگنم خر سیمابینا
× دالکه - داریوش نظری
× مفهوم کله باد از لابلای اشعار شاعران لرستان
× طبیعت و سیاست در شعر میر نوروز
× رضا اسکینی
× موسیقی پاپ لری - امیر رحمان
× بابا طاهر
× رقص دو پا لری کاری از سیفی و دهکردی
× صدا و سیمای لرستان - طنز شوگار
× گویش های لری









