لُرِسّو(لرستان)
فرهنگ،هنر،شعر ،داستان، تاريخ ، فیلم ، ویدئو کلیپ و موسیقی لری  
آخرين مطالب


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

 طنین موسیقی لرستان در تاجیکستان

    گروه موسیقی آوای زاگرس با سرپرستی و خوانندگی سیف الدین آشتیانی ، کمانچه رضا عباسی، تمبک شهاب خاکسار و سرنای احسان عبدی پور طنین موسیقی دلنشین لرستان را روز شنبه اول فروردین 1394 در سالن اپرا باله شهر دوشنبه ( پایتخت تاجیکستان ) در معرض نمایش و استقبال پرشور ایرانیان مقیم تاجیکستان ، سفرا و دیپلمات های کشورهای حوزه نوروز (افغانستان ، ترکمنستان ، چین و...) مردم فرهنگ دوست و فرهنگ شناس تاجیکستان  قرار دادند . 

     اجرای زیبای موسیقی لری و لکی گروه با ترانه های زیبای ؛ شو عید ، گلونی ، بارو بارو ، سوزه سوزه ، حالو گنم خره ، بالا برزان، آمان گلیا و....با تشویق ممتد و شور شعف نوروزی حاضران ایرانی و خارجی سالن اپرا باله شهر دوشنبه ، حال و هوای مراسم نوروز سنتی دیدنی هر ساله در تاجیکستان را عطر و بوئی تازه بخشید.

      حضور فی البداهه تمبک زیبای شهاب خاکسار در همراهی با گروه موسیقی تاجیکستان و چیرگی و غلبه ماهرانه نوای تمبک وی در همراهی تنبور و دف تاجیکی ، علاوه برتحسین و تمجید حاضران موجب اذعان رهبر موسیقی تاجیکی بر زیبائی و تردستی ساز ایرانی در غنای موسیقی تاجیکستان گردید .

    ضمن درج برخی از عکس ها و فیلم آماتوری تهیه شده از اجرای گروه آوای زاگرس ، در اولین فرصت فیلم کامل طنین نوروزی موسیقی لرستان در تاجیکستان پس از آپلود در یوتیوب در وبلاگ لُرسّو تقدیم خواهد شد.  

همنوائی تمبک شهاب خاکسار با گروه موسیقی تاجیکی

جمعی از فرزندان ایرانیان مقیم تاجیکستان با لباس های محلی ایران

فیلمی از نوروز 1394 گروه موسیقی زاگرس در تاجیکستان

 


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

 


موضوعات مرتبط: 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو
 

1- جهت دیدن فهرست و انتخاب ویدئوها روی کلمه  PLAYLIST  کلیک کنید.

2- سی سیل کُل فیلم ها  ری  PLAY ALL کِلِک بَکید.

3- برای رفتن به صفحه یوتیوب روی عنوان فارسی یا انگلیسی ویدئو کلیک کنید.


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

 

 

«ماه پرست»

گسستی از من و من هیچم ازتونگسستم     به هرچه یاد ترا ،بی بهانه پیوستم

چگونه نقش تو در بستر خیال بر آرم            گلبهاری ومن چون خزان خار بدستم

شکوه آینه در رمز و راز چشم تو دیدم            ز غمغبار رهت ،در بروی آینه بستم

توخود بشیوه ماهی مرا چو شعله آه       نشستی و بنشاندی مرا که ماه پرستم

ردای مستی با اشک نازداری و بینی      که من به بزم نگاهت چگونه باده بدستم

به بزم هستی و مستان عبوس آینه بشکن   که سر به راه تو شادم کنون که مستم و هستم

شبی به بزم خیالت  نوید  صبح نخواهم  که در به روی بغیراز«صفای»دوست ببستم

                                                                                                          24 اسفند 1393

                                                                          حمید ایزدپناه (صفای لرستانی)

 


موضوعات مرتبط: 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري
لُرِسّو

1- جهت دیدن فهرست و انتخاب ویدئوها روی کلمه  PLAYLIST  کلیک کنید.

2- سی سیل کُل فیلمها  ری  PLAY ALL کِلِک بَکید.

3- برای رفتن به صفحه یوتیوب روی عنوان فارسی یا انگلیسی ویدئو کلیک کنید.


موضوعات مرتبط: 12- رقص های محلی لری، 17- کلیپ لري، 32- دانلود ترانه لری و لکی
لُرِسّو
 

 

      در میان نوازندگان شهری کسی هم مانند شادروان علی‌رضا حسین‌خانی بود که در آهنگ‌سازی و ترانه‌سرایی استعدادی منحصر بود. اما در یک زمان دراز دچار مشکلات روحی روانی شد. بعضی از ترانه‌های او هنوز بر زبان نسل امروز باقی است. ترانه‌ي دیگر که بسیار کهن بوده و مانند شادیانه سرودی که مظهر قومی و قبیله‌ای به خود گرفته و یا جنبه‌ي ملی پیدا کرده و زنان و مردان لرستان در عروسی‌ها به صورت تک‌صدایی و یا گروهی اجرا می‌کنند. ترانه‌ي «سیت‌بیارم» که من تحلیلی بر آن نوشته‌ام.
          ترانه‌ها به دلیل شرایط شهری و روستایی و محیطی که رخدادی حماسی یا عاشقانه و یا طنز با زبان لکی یا لری و ساختار کلامی آن متفاوت بودند. ترانه‌هایی در «میان‌کوه و بالاگریوه» ترانه‌هاي خاوری، حماسی و یا حماسی قومی و ایلی داشت، مانند: «قدم‌خیر» و یا ترانه‌ای که من آن را «میری» نام نهادم و یا ترانه‌ي «مرشدخان»  از چگنی و «دایه‌دایه» از شمال لرستان از ایل بیرانوند و سکوند که زمینه‌ي نیمه‌ملی نیز پیدا کرد به دلیل رخدادی شوم در بروجرد که یکی از بیگانگان اعمال قدرتی نسبت به یکی از زنان بروجرد انجام داده بود و خیزشی تند به‌دنبال داشت و موجب خلق آن موسیقی و آن کلام ساده ولی پر از احساس شد. (آگاهی بیش‌تر به جلد نخست آثار باستانی و تاریخی لرستان مراجعه شود).

     اما آن‌چه به‌نام حماسه عنوان شد در واقع سرکشی و گریز از حکومت و قانون بود که عصر تازه‌ای پدیدمی‌آورد ولی آن‌ها که عمری در فضای بی‌رحم ملوک‌الطوایفی به‌سر برده و به آن عادت کرده بودند، عاشقانه‌های دشت و کوهسار و کوه‌پایه‌های گوه «گری» الیشتر که هم تعبیر و بیان عاشقانه دارد و قابل تغییر بیان حرکت ایل و حشم که می‌گوید «شقی تیلا ای برا مال بارکردنه» یعنی شکستن تیلا یا چوبی که از زمین برمی‌کَنی، نشانه‌ي جدایی است یا جدایی دو دل‌داده. با ضرب‌آهنگی همانند رقص سه‌پا و تکراری و یک‌نواخت ولی دل‌نشین خاطره‌ساز به‌ویژه آن‌گاه که آرشه‌ای توانا بر سیم بم کمانچه می‌نشیند و قصه‌سرا می‌شود. یا زمانی که با همان شیوه‌ي آفرینش در بداهه و بداهه‌نوازی گویی کلام در سیم پچیده و می‌سراید. مانند گوشه‌هایی از کارهای شادروان علی‌رضا در ضرب‌آهنگ‌های سه‌ضربی و کشش‌های کوتاه و آزاد در فضای موسیقایی نام بزران و هی‌لو هی‌لو و مانند آن و سایر عاشقانه با ضرب‌آهنگ‌های متفاوت.

       آرزوی نخست و همیشگی من گردآوری این آهنگ‌ها و ترانه‌ها بود. آرزویی که برایم بی‌تابی و رنجی به همراه داشت من نه دارایی و پولی داشتم که دستی برآرم و نه افزار و امکانات فنی همانند ضبط صدا در دسترس همگان در ایران بود چه رسد به شهر و دیار من که هنوز مشکلات فرهنگی و اقتصادی به‌ویژه اجتماعی در رابطه با خواسته و ناخواسته‌های خانوادگی خودش را داشت. برای نمونه هنوز سازنوازی و یا داشتن ساز را جز برای طبقه‌ي خنیاها و رامش‌گران چه در شهر و چه در روستاها، مناسب ندانستند. یا حتا دون‌شان خود می‌دیدند و آن را کار مطربی می‌دانستند؟!!  اما مادران برای خوابانیدن فرزندان‌شان نوای دل‌نشین لالایی سرمی‌دادند. زنان ده نیز به هنگام کار دوشیدن گاوان شیرده که برکت خانه به حساب می‌آمدند نوای دل‌نشین گاو‌‌رام‌کن می‌خواندند. و هنوز مردان ده چه در همیاری‌های ایلی و طایفه‌ای مانند کاشت یا دروکردن و یا خرمن‌کوبیدن، نواهای خودساخته را با ضرب‌آهنگ‌های روستایی و بومی سرمی‌دادند.

       نوازندگان کمانچه‌ساز هم بودند. اما خوش‌بختانه این خنیاگرا‌ن حماسه‌ها و طنزها و ترانه‌ها بودند که می‌توانستند با آزادی ایراد و اندیشه‌های هنری جامعه‌ي کوچک خود را در مایه‌های موسیقایی بومی بسازند و بنوازند و هنوز هرچیزی ممکن بود. ولی هنوز رادیو ترانزیستوری به همه‌جا نرسیده بود و هنوز برق شهر شبانه‌روزی نبود. اما یادآور شوم که نخستین‌بار که ویولون دیدم و با ویولون‌نوازی آشنا شدم در زمانی بود که کلاس دوم یا سوم ابتدایی دبستان شاپور بودم.

        مدیر آن شادروان دعوتی بود و معلمم همسر ایشان خانم عشقی- خواهر شاعر مشهور عشقی-  بود. در آن سال در دبستان‌ها موسیقی به‌صورت سرود به دانش‌آموزان یاد می‌دادند. معلم موسیقی و سرود ما پیرمرد خوش‌سیمایی به‌نام «پدر» بود که شنلی بر دوش داشت و هرهفته سرکلاس می‌آمد شنل و جعبه‌ي ویولونش را روی میز جلو ما در ردیف اول می‌گذاشت و سپس روی تخته‌ي خط‌‌کشی‌شده نُت موسیقی را می‌نوشت و به ما نت یاد می‌داد و سپس سرود را می‌زد و ما می‌خواندیم. در آن روزگار دبستان شاپور آخر خیابانی که  به میدان سعدی می‌رسید آخرین ساختمان بود.
      در همین شهر خرم‌آباد می‌دانستم کسانی می‌خواستند فرزندان‌شان با دانش و هنر موسیقی آشنا شوند، اما کمانچه‌نوازی نبود که آشنا با نت موسیقی باشد تنها بخت یار چندنفر یکی آقای محمد احمدیان، خویشاوند سببی من بود از خانواده‌های سرشناس شهر و دیگری آقای ایرج کاظمی که پدرش از اهل قلم سرشناسان بخش دلفان و مقامی در فرمانداری خرم‌آباد بود.

     مهم‌تر از این‌ها پیداکردن معلمی موسیقی‌دان و موسیقی‌شناس بود. در آن زمان تنها دسته موزیک ارتش لشکر خرم‌آباد بود با نت و خط موسیقی آشنایی داشتند. از آن گروه جوانی برومند با چهره‌ای آرام به نام آقای علی‌محمد صالحی معلم موسیقی شناخته شده‌ای بود که در ساعات غیراداری به کسانی که علاقه‌مند به ویولون بودند با روش علمی و نت موسیقایی آموزش می‌داد. نوجوانان آن روزگار که نام بردم آقایان احمدیان و کاظمی این فرصت را یافتند که از درس و دانش استاد علی‌محمد صالحی بهره‌مند شوند. بعدها کسانی دیگر هم از حضور معلم‌هایی بهره‌مند شدند که من از نام‌شان بی‌خبرم، ولی آقای صالحی گفتند افراد علاقه‌مند زیادی را آموزش داده‌اند. نخستین کسان، همان‌ها بودند که شرح داده شد. در سال‌های بعد این علاقه‌مندی بیش‌تر شد و نکته‌ي قابل توجه این‌که نواختن ویولن را به‌عنوان یک نوآوری وضع تازه‌ي اجتماعی و تجدد می‌پذیرفتند. از فرهنگیان مشهور آن زمان یکی نیز شادروان حسن کشمیری بود كه ویولن می‌نواخت و شعر هم می‌سرود. اهل شمال ایران بود. بیش‌تر ناظم دبستان 15 بهمن بود. آقای محمدحسن ضیا نیز کمانچه‌نوازی می‌کرد.
                                                          ادامه دارد 


موضوعات مرتبط: 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو


گرینِ خَم منم یخچالِ سردِم      سنئینَ چی دماوند بار دردِم
مگر الون بِنِم ار سر شُترکو       که شاید هُمطرازی بو وَگردِم


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

اهمیت آتش در فرهنگ روزمره لُری و بختیاری

«نسيم خواجه زاده»

1- فایده

  • دِ دیت کور بیم وا تَشت روشَه نویم

برگردان:از دودت کور شدم، با آتشت روشن و گرم نشدم.

کنایه: اشاره به افرادی که بی فایده هستند و زیان می رسانند.

2-فرصت طلبی

  • یکی تَش دِ حونش رتی، یکی ترگنم زدوده می کرد

برگردان:خونه ­ی یک نفرآتش گرفته بود، فرد دیگری با آن آتش گندم برشته درست می­ کرد.

کنایه: هر کسی به فکر خودش است.اشاره به عدم کمک به دیگران و فرصت طلبی

  • تَش دِ ریش یکی رته بی، یکی زوُرده واش می برشت

برگردان:ریش یکی آتش گرفته بود، دیگری با آن گندم نارس برشته می­کرد.

کنایه: افراد فرصت طلبی که از هر موقعیتی سوء استفاده می­ کنند.

3-تناقض

  •  دی ایلا موه تَش، دِ اولا موه وش(دِ ایلا موئه تَش ، دِ اولا موئه باران)

برگردان:این طرف می­ گوید آتش، آن طرف می گوید باران.

کنایه:به افراد سخن چین و دو به هم زنی که در جاهای مختلف صحبت های متناقضی می­ کنند و  یک حرف را در هرجایی به یک صورتی می­ گویند

4-ظاهر بینی

  • بی کشه، تَش نیا دِ ویشه!

 برگردان:آدم بی سر و صدا بیشه را به آتش کشید.

کنایه: قضاوت درباره ی ماهیت و نقش واقعی افراد نباید از ظاهر آن ها باشد.آدم بی سر وصدا و ساکت که درمراسم ها و محافل ساکت نشسته ولی این ساکتی نشان دهنده ادب او نیست بلکه در جمع آوری اطلاعات برای شایعه و سخن پراکنی است.

  •  تَش ور میکم پری نزنم، مردم و خیال خوشو هرشو پلو می پزم

برگردان: پری مرا نزند(نوعی نفرین رایج، پری نوعی جن است جن ماده، شرور و زیبا). آتش روشن می کنم ، مردم خیال میکنن من هر شب پلو می پزم .

کنایه: یعنی هیچی ندارم.مردم فکر می کنن هرشب غذا پلو می خورم

  •  دسم به گردنت ، تَشم به خرمنت

برگردان: در حالی که دست در گردن تو دارم، خرمنت را به آتش می­ کشم. کنایه: برای افرادی به کار می­ رود که تظاهر به دوستی می کنند اما در اصل دشمن هستند.
 5-خودستایی

  •  تَش تووهه نُونِه میکه، نُو دِ خوش تعریف میکه

برگردان:از آتش و تابه است که نان درست می­شود ، ولی نان از خودش تعریف می کند.

کنایه: خودستایی
 6-عجله

  • سی تَش اوویدیه ؟؟

برگردان: برای اتش آمده ای؟

کنایه: برای افراد عجول به کار می رود.

7-سازش با شرایط

  • میر صیاده شو گرد به کمر کول، تَش سور سیخس کباب آوس به مشکول

برگردان: یعنی صیادی که به کوه می­ رود و شب می­ شود و نمی تواند به خانه یا چادر برگردد در چنین شرایط سختی،آتش درست می­ کند و صیدی رو که شکار کرده کباب می­ کند و می­ خورد تا از گرسنگی نمیرد.

کنایه: کنار آمدن با شرایط سخت.

8-اهمیت دستاورد فردی

  • فرزند تَش خاکستره

برگردان: فرزند آتش،خاکستر است.

کنایه: برای کسی کاربرد دارد که خودش فردی خوبیست اما فرزند نه .یعنی فرزند در حد پدر خود نیست

9- زرنگی

  • فلانی تَش سوریه

برگردان: تش سور یعنی آتش قرمز و رسیده .

کنایه از افراد زرنگ است.

اعتقادات در مورد آتش

روشن نگه داشتن آتش مقدس

میان مردمان بختیاری، آتش از چنان جایگاه رفیعی برخوردار است که بی حرمتی به آن گناهی بزرگ و نابخشودنی شمرده می شود که خشم خداوند را درپی خواهد داشت. جایگاه قدسی آتش در نزد بختیاری ها باعث می شود که همیشه آن را روشن نگاه دارند و خاموشی آن را مگر در پاره­ای اوقات،پسندیده نمی دانند.

  • آتش دارای مقامی است که به هنگام خاموش کردن آن از نام خداوند استفاده می­ کنیم.
  • هر وقت یکی از اعضای خانواده فوت می­ کنه اتیش تو خونشون مثل تنوری که تو خونشون باش نون درست می کنن رو خاموش می کنن به نشونه این که اینا عزادارن، به اصطلاح اجاق خونه­ ی مرحوم یا خونه پدری مرحوم رو کور می کنن.
  •  دیر روشن کردن اجاق خونه عیب دونسته می شده.زنای روستایی قبل از تاریک شدن هوا، باید چاله رو روشن کنن .

برکت:

  • وفتی می­گن تنور حونت همیشه روشن و نونت گرم. یعنی همیشه خونت برکت داشته باشه.
  • قدیما معتقد بودن که خورشید یه آتیش بزرگه که با هیزم مشتعل میشه

تحسین:

  • تَش دِ کِلت

برگردان: آتش به وجودت. ولی در واقع یک نوع تعریف و تمجید از کسی است که کاری را به نحو احسن انجام می­دهد.مشابه ای والله و احسنت است.

  • تَش د کارت

برگردان:آتش به کارت. کنایه در معنای مثبت: یعنی عجب کار جالبی انجام دادی

وضوح:

  • تَش که خوش بلازه نیاز به چو نداره

برگردان:آتشی که خودش برافروخته است نیاز به چوب یا سوخت ندارد.

کنایه:حرفی که واضح است نیاز به توضیح و دلیل ندارد.

نیروی زایندگی:

  • توی عروسی هم آتیش نقش مهمی داره، عروس وقتی از خانه ی پدرش داره میره خونه­ ی شوهر، سه بار  دور آتش می گردوننش .

ذهن نا­آرام:

  • تَش منه سرس اِسوسه

برگردان:آتش در سرش می سوزد.

کنایه: در مورد فردی به کار می­ رود که درگیری فکری و گرفتاری دارد.

خطاکاری:

  • اَو به چاله ریز

برگردان:آب به آتش اجاق ریز.

کنایه: فردی خطاکار و بی لیاقت با کردار نادرست.

آتش چاله را بایدبا خاک، خاموش کرد نه  و آب. چون دو عنصر روشنی به ستیزه با یکدیگر نباید بپردازند.

آتش عشق

  • بین بختیاری ها آتش و عشق خیلی با هم به کار می­رن مثلا:"تیه کال تش وند مین دلم "که کنایه از سرمستی عشقه که آتش تو دل میندازه
  • شعرهای لری عاشقانه که توشون آتیش به کار رفته خیلی زیادن.

واتونم م واتونم ای جومه آویی       پر جومت تش گرت مر تو د خاویی

کنایه از مستی عشق است: با تو هستم ای پیرهن آبی دامان پیراهنت دارد آتش می گیرد مگر در خوابی؟

وجه منفی و ویرانگر آتش

  •  تَش به کارت

برگردان:آتش به کارت بسته به موقعیت و لحن گوینده دارد.

کنایه در معنای نفرین: یعنی گند کارت در بیاید

  • تَشِت کور

برگردان:آتشت کور.

کنایه: اشاره به بی عرضگی فرد دارد.

  • او دِ تَژگات

برگردان:آب به آتشگاهت.

کنایه از آدم بی عرضه  است و برای نفرین هم به کار می­ رود. وقتی هم که بین عشایر یک مصیبت سخت گرفتار خانواده ای می­ شود، خود صاحب خانه آب روی تژگاه(آتشگاه) می­ریزد

  • تش د جونت

برگردان:آتش به جانت بیفته.

کنایه : یعنی نیست و نابود شوی

  • تش به حونَت روئه

برگردان: آتش به خانه ات بیافتد.

کنایه : از هستی ساقط شوی

  • تَش وست به جونم

برگردان: آتش به جانم افتاد.

کنایه: اشاره به بیان فردی است که دچار مصیبت می شد و عزیزی را از دست می داد

  • تش وست به حونم

برگردان: آتش به خانه ام افتاد.

کنایه: وقتی فرد دچار ضرر و زیان مادی شود به کار می ­برد.


نقش آتش در زندگی 

مراسم عروسی:

گرداندن عروس به گرد آتش برای زایا شدن وی
برقراری چاله و آتشدان و آتش در خیمه یا خانه برای دور کردن شیطان و اهریمن

خانه و خانواده:

نگه داشت آتش بعد از غروب آفتاب در خانه برای روشنی اجاق خانه

اهمیت فرزند پسر در خانواده:به دلیل این­که مرد برپاکننده­ ی آتش دانسته می­ شود، در اصطلاح به کسی که پسردار نمی­ شد،می گفتند: اجاقش کوره (یعنی اجاقش کور است).
مرگ:
نشستن بر "چُل سرد" و خاموشی اجاق خانواده برای زمانی به کار می­ رود که بزرگ خانواده­ ای فوت می­ کرد و به نشانه­ ی عزا آتش خانواده خاموش می­ شد.

بختیاری ­ها بعد از مرگ شخص ،تا چند روز بر سر مزار او آتش روشن می­ کنند و اگر بزرگ خاندان باشد که روزگاری آتش خانواده را زنده نگه می­ داشته است، شیر سنگی روی مزارش می­ گذارند چون شیر نگهبان آتش است .


موضوعات مرتبط: 3- ضرب المثل های لری، 27-لرهای بختیاری
لُرِسّو

1-جهت دیدن فهرست فیلم ها و انتخاب آنها روی کلمه  PLAYLIST کلیک کنید.

2- سی سیل کُل فیلمها  ری  PLAY ALL کِلِک بَکید.

3- برای رفتن به صفحه یوتیوب روی عنوان فارسی یا انگلیسی ویدئو کلیک کنید.

 


موضوعات مرتبط: 14- فیلم های سینمائی لری
لُرِسّو

1- جهت دیدن فهرست و انتخاب ویدئوها روی کلمه  PLAYLIST  کلیک کنید.

2- سی سیل کُل فیلمها  ری  PLAY ALL کِلِک بَکید.

3- برای رفتن به صفحه یوتیوب روی عنوان فارسی یا انگلیسی ویدئو کلیک کنید.


موضوعات مرتبط: 36- آموزش هنرهای دستی لرستان
لُرِسّو

آموزش  تزیین سطل و سبد با ماشته

1- سطل پلاستیکی یا فلزی مورد نظر را روی پارچه ماشته (جاجیم)  گذاشته و به اندازه طول سطل پارچه را برش می زنیم.

2-  با چسب ماشته را به سطل می چسبانیم و اضافه های پارچه را برش می زنیم.

3- دور زیر سطل مورد نظر را اندازه گرفته و پارچه را به اندازه آن بریده و چسب می زنیم.

4- با روبان تزئینی سطل آماده شده را تزئین کرده و  برای دسته سطل هم از دسته های سطل های مختلف استفاده می کنیم.


موضوعات مرتبط: 36- آموزش هنرهای دستی لرستان
لُرِسّو

از گذشته های سرودها و ترانه ها و نواهای کهن لُری

     برپایه‌ي آگاهی‌هایی که در مدت بیش از شصت‌سالی که بررسی همه‌ جانبه‌ي تاریخی و هنری فرهنگی در لرستان انجام داده‌ام، این بخش از ایران یعنی لرستان از هر نظر پُربار و غنی است. عمری و فرصتی دراز می‌خواهد تا از این دیار و میراث فرهنگی، هنری و تاریخی آن آگاهی یافت و از آثار پررمز و راز آن پرده برداشت. من با همه‌ي سختی‌ها به بخش کوچکی از آن بسنده کردم.

      اما در مورد ترانه‌سرایی در زمان قاجار، با همه‌ي کوشش‌هایی که داشتم آگاهی کمی یافتم زیرا به‌جز گروه نوازندگان یا خنیاگرها در شهر یا روستا کسی مانند کار آقای پرورده، ترانه نمی‌سرود. این نوازندگان روستاها بودند براساس طنز و یا کردار نامناسب و شایعات عشقی و حوادث بیت می‌بستند یا ترانه می‌ساختند. دیگران اگر هم توانایی سرودن داشتند، در شأن خود نمی‌دانستند. چون کار مطربان بود!!

       ضرب‌آهنگ یا ریتم ترانه‌ها ضربی بود که در روزهایی مانند سیزده‌بدر و یا شنبه‌بدر، در باغ و صحرا یکی سر بیت می‌گفت و رقصندگا‌ن گروهی سر بیت را تکرار ‌کرده،‌ می‌رقصیدند. دیگر بیت‌ها یا عاشقانه‌های تکراری بود. مانند، سوزه‌سوزه، با ضرب‌آهنگ رقص سه‌پا و هی‌دز هی‌دز، یا کیودار کیودار، رقص سنگین‌سما. اما شعرها گاهی کمی بی‌محتوا و کم‌بها بودند هرچه کردم از سراینده‌ي آن‌ها نشانی نیافتم.

        همان‌طوری که اشاره کردم و بارها شنیدم  در لرستان نیز ترانه‌سرایی را «بیت‌بستن» می‌گفتند. یعنی برای کسی که رفتار اجتماعی درستی نداشته بیت بستن و از او به ناشایست نام برده‌اند. بیت‌بستن بیش‌تر کار خنیاگرها چه در شهر و یا خنیاگرهای روستاها بود و با نوای کمانچه و تنبک آن‌را می‌خواندند.

      در لرستان هر پژوهشی درباره‌ي نواها و سرود و ترانه‌ها بشود‌، بخش  مهمی از آن شامل سرودها و نواها و ترانه‌های یارسان خواهد بود، زیرا در این اندیشه‌ي آیینی موسیقی  نقشی بسیار مهم و ارزنده دارد. یعنی از تولد و زادن تا رفتن و مردن. در چنین آیین اعتقادی هنر و فرهنگ پرورش برای چگونه‌زیستن در دفتری نانوشته ولی سینه‌به‌سینه و روایتی و گفتاری تاروپود بخشی از آیین است. سهم عمده‌ي آن در اجرا و انجام به عهده‌ي مردان است. از دعای سرسپردگی تا در حلقه‌ي جم خانه‌نشستن و آموختن و آموزش‌دادن. بانوان در این‌باره مسئولیتی به اندازه‌ي مردان ندارند .

     آن‌چه درباره‌ي موسیقی یارسان می‌آید همه از گفت‌وگویی است که حدود نیم‌سده پیش با شادروان امام‌قلی امامی استاد تنبورنواز یارسان درحالی‌که بیش از نودسال از عمر پربارش می‌گذشت انجام شده که نوار صدایش در اختیارم هست. همه‌ي نکات مهم این گفت‌وگو و نیز مطالب در مورد موسیقی لرستان که از کتاب «تاریخ جغرافیایی و اجتماعی لرستان» یا مقدمه‌ای بر آثار باستانی و تاریخی لرستان، سلسله انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی فصل سیزدهم از صفحه‌ي 265 به بعد، نوشته‌ي نگارنده، نقل شده است که خواننده‌ي گرامی در صورت نیاز به آن مراجعه خواهند کرد.

     آثار آهنگين و موسیقایی یارسان که دارای ضرب‌آهنگ موسیقایی همراه با کلام یا بی‌کلام، شامل سه بخش آیینی، سوگ و روایی می‌باشد که در این‌جا به اختصار به نام آن‌ها که پیشوند مقامی هم دارند اشاره می‌شود پیش از آن به تعریف مقام می‌پردارم.

    مقم یا مقام: در موسیقی بومی لرستان، هر ترانه یا قطعه‌ي آهنگین موسیقایی آوازی یا سازی که دارای ضرب و آرایش ضربی باشد و یا در قالب اصوات و نغمه‌ها با کشش‌های بلند یا کوتاه و بامتر آزاد و بدون ضرب جای گرفته باشد، «مقم یا مقام» نام دارد. از این‌رو در تعریف و معرفی قطعه یا ترانه و نغمه، نام آن قطعه و ترانه به واژه‌ي مقام اضافه می‌شود. مانند مقام طرز یا مقام یاری.
مقام‌های آیینی 

    کلام: پیام‌ها و دستورهای آیین در قالب سرود و ترانه و نواهایی است که نسک‌های آیینی را بیان می‌کند و رفتارها و گفتار وظیفه‌ها و آن‌چه یک فرد سرسپرده یارسان باید بداند شامل هستند که در جم‌خانه وسیله‌ي تنبورنوازان سرودها را به‌صورت تک‌صدایی و یا با هم با ضرب‌آهنگ با تنبور و معنا و دستوری به نام: «کلام» به‌وسیله‌ي یک یا چندنفر تنبورنواز اجرا می‌گردد.

مقام‌های، حقه و حقه‌های دووت دووت‌ خدا مولا

مقام‌های سوگ آیینی

    یاری یا سحری، شیونی، خانکم رار، هانای ممد بک، های دووت گیان دووت، پووه ،مور ، مقام‌های روایی و شادیانه‌ها. طرز، شاره ره‌قطار، فرنگی رضاقلی، نقاره، گله خاک، فرنگی‌خان میرزایی خریوی هل پرکه، قنه‌قنه، ماله ژیری برزه کوی.

    همه‌ي این‌ها دارای هویت موسیقایی کلام شعر یا ترانه و سرودند و قابل بررسی علمی است. آن‌چه بر این میراث و گنجینه باید افزود نام و هویت آهنگ‌ها و ترانه‌های لری و لکی است. موسیقی مقامی با بار احساسی به شکل ترانه‌ي حماسی  یا عاشقانه و یا طنز و روایی است. مانند: دایه‌دایه، میری، مرشدخانی، قدم‌خیر، سوزه‌سوزه، بزران، هی‌دز هی‌دز.

     آهنگ کهن سیت‌بیارم آهنگ‌های شادروان علی‌رضا حسین‌خانی سرون‌شل، درخت نارون، چوپان، مریم‌مریم، و آهنگ‌های منسوب به دوره‌ي کریم‌خان زند، مانند هی لاینه‌لاینه، باریکی شتیلا، هروایه و سپس آهنگ‌ها بومی طنز کوش طلا، گندم‌خر، کشکله‌شیرازی و نیز همه‌ي سروده‌های هجایی یارسان که آن‌ها نیز مجموعه‌ای از آیینی، و سوگ و روایی جم خانه‌ای که آن‌ها هم در فضای اعتقادی پایدار و جاودانه می‌باشند.

     از گذشته ترانه‌سرایی همین چند نوا و آهنگ و ترانه که شادروان امام‌قلی امامی یا «عزیزی» و نوا و ترانه‌ي دیگر که باقی مانده‌ي پشتوانه‌ي گران‌بهایی هستند که ما را  با پیشینه و سرگذشت و محتوای ترانه‌ها و ریتم‌های لرستان آشنا می‌سازد.

     به یاد دارم که در عروسی‌ها و پیشاپیش عروس، وقتي او را به‌سوی خانه‌ي داماد مي‌بردند، ترانه‌ي «امیر و هوشنگ هر دو پیشاهنگ» را می‌خواندند. در حالی‌که پیش از آن در بزم خانه‌ي داماد ترانه‌ي «سیت‌بیارم و یا ترانه‌های روز به لری را اجرا کرده بودند و این ترانه تحت تأثیر دگرگونی‌های تازه‌اجراشده بودند آن هم به شکل ناقص و از واژه‌ي تازه‌ي «پیشاهنگ» بهره گرفته شده بود. پیشاهنگی دوره‌ای بود که دانش‌آموزان با لباس فرم در مدارس دوره‌ي آمادگی خدماتی می‌دیدند از جمله علت و دلیل کندی یادگیری، نبودن افزار و سازهای مورد نیاز بود.

     در شهر خرم‌آباد تنها یک خراطی داشت که با گاهی برای کمانچه و یا تنبک بسازد. به علت  دیدگاه‌های اعتقادی و پرهیز از پاره‌ای نکات، از سازسازی دوری شود. تنها خود نوازندگان سازهای مورد نیاز خود را می‌ساختند و مشکل مهم بعدی نبود معلم و پیداشدن دل‌مشغولی‌های تازه در این زمان است که گاه از به‌کاربردن واژه‌ها و آهنگ‌ها و نوع عاشقانه‌ها و یا طنز و برخوردهاست.

    چون نواها و سرودهاي یارسان سینه‌به‌سینه نقل شده نه کتابی. و تنها تنبورنوازان باید آن‌ها را به خاطر بسپارند نه الزامی همه‌ي مردم که تعداد کسانی هم که یاد گرفته‌اند باید بخش‌هایی از کلام که دستورهای به صورت شعر هجایی حفظ باشند، از این نظر آسیب‌پذیر هم نیستند و از هر نسل به نسل دیگر روایتی به زمان ما رسیده و آگاهی‌های زمان ما اگر درست اجرا و ارزیابی شود هم از نظر ترانه و سرودسرایی حفظ میراث به درستی انجام شده است هم از نظر واژه‌های شعری.

      اما در مورد ترانه و سرودها، حفاظت آن‌ها به این دقت نبوده و هم  ممکن است برخی از شعرها به علت بدفهمیدن و یا فراموش‌شدن در اصالت آن‌ها تردید کرد. با تأسف در لرستان، کسانی به دلیل ندانستن دست به درهم‌ریختن بعضي از ترانه‌های لری و یا لکی زده و به دلیل بدفهمیدن شکل یا محتوا و معنای یک ترانه در آن تغییراتی داده و یا در حرکات رقص‌ها نیز جابه‌جایی‌هایی را انجام داده‌اند. هیچ‌کس نمی‌تواند و مجاز نيست چنین کاری را انجام دهد. اگر لازم می‌شد و لازم می‌داند و صلاحیت دارد اعلام کند و خود شعر و یا حرکات تازه‌ای را بر قبول مردم قرار داده و به قبول یا رد آن از سوی مردم بپذیرد. گرچه خود را به حفظ این میراث ملزم می‌داند، برای نگه‌داری و حفاظت آن‌ها اقدام خواهد کرد. 

     اشاره کردم که از کودکی به نواها و آهنگ‌های لری و لکی علاقه‌مند بودم اگر می‌توانستم در هرجا با کمک بزرگ‌تری به تماشا و دیدن و شنیدن بزم شادیانه‌های عروسی می‌رفتم. از شنیدن نوای کمانچه و تنبک و یا سرنا و دهل سیر نمی‌شدم. گوشم به ضرب‌آهنگ‌های ترانه‌ها و رقص‌ها آشنا شده بود و می‌شناختم. و اغلب ترانه‌ها را نیز که بیت‌های تکراری داشتند می‌نوشتم. دلم می‌خواست کمانچه‌ای داشتم و یاد می‌گرفتم. اما آمدن این خیال و فکر به عمل، کار ساده‌ای نبود. تنها مطرب‌های محلی می‌توانستند کمانچه داشته باشند و بنوازند. این طبقه‌ي شورآفرینان بودند که شادی و نشاط را به بهانه‌ي عروسی و یا سنت پسران، به میان مردم ببرند. اجرای رقص‌های بومی و گروهی زنان و مردان در این آیین‌ها معمول بود. اما رقص دیگری هم بود که یکی از مردان که همراه نوازندگان آمده بود پیراهن زنانه می‌پوشید و رقصی مانند رقص مجسمه یا باباکرم اجرا می‌کرد و در ضمن رقص سر به زانوی مردان مجلس می‌گذاشت و بایستی اسکناسی به هرمبلغ در دهان او می‌گذاشتند. گاهی هم صاحب مجلس اجازه چنین کاری را نمی‌داد ترانه‌هایی هم که اجرا می‌کردند اغلب تکراری‌های عاشقانه و یا انتقادی و طنز و مانند این‌ها بود...

ادامه دارد


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو

بهار بارونَه عزیزِم عزیزِم مه دِ تو دیرِم

تو که میآئی بخدا بخدا بخدا آرُوم مِئیرم

تئنگ دستاکَت عزیزِم عزیزِم تئنگ مَرُوَ


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 3- ضرب المثل های لری
لُرِسّو

ایزدپناه


موضوعات مرتبط: 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو

اِی مَشکَهَ مشکه/ ای رولَه مشکه/ ای دایه مشکه/ یَه مَنِت رِغو/ شَش منت کَشکَه...
ای مشک با ارزش من (که مثل فرزندم مثل مادرم همراهم هستی و برایم با ارزشی) یک من ات روغن است شش مَن ات کشک است...


       «مَشك» وسيله اي از پوست بزاست كه آنرا به يك سه پايه به نام «مالار» مي آويزند (مشكه را پر از دوغ مي كنند و آنقدر آنرا تكان مي دهند تا كره اش جدا شود)
       آواز مَشكه گذشت ساعات پر زحمت کار را برای مشکه زن آسان مي سازد، در آوازهاي مشك زني ،‌طبيعت ساده و بي آلايش زن ايلیاتی را بخوبی مي توان يافت. اين آوازها كه با حركت رفت و برگشت مشك هم خواني دارند،‌از لطيف ترين نواهاي بومی و عاميانه لرستان اند،‌ در حقيقت صداي بهم خوردن دوغ درون مشک ، موسيقي زيركلام زناني است كه تمام توان خود در كتف هايشان را ارزاني مَشكی مي كنند،‌ تا اعضای خانواده از حاصل آن بهره مند شوند.


موضوعات مرتبط: 7- غذاهای لری، 17- کلیپ لري
لُرِسّو

 حمید ایزدپناه

موسيقي در زمان حکومت  قاجار

       دوره قاجار براي موسيقي ايراني با همه تعصب‌هاي مطرح ، عصر تحول و رشد بود.  با آنكه از ترس تكفير سازها را كوچكتر ويا به اصطلاح، زيرعبايي ساخته بودند، طرفداران اين هنر، بيشتر، شاهزادگان و خانواده‌هاي اشراف و وابسته به آنها بود. دراين سالهاست كه زمينه رشد و اعتلاي هنر موسيقي و موسيقي دانان رونق گرفته و تقويت مي‌شود. اما شاخه ديگر اين هنر، نواها و آهنگ ها و ترانه‌هاي بومي بود كه  درهمان بستر فرهنگي قبيله و قوم‌هاي ايرانی به وسيله نوازندگان وابسته و زير چتر حمايت سركرده ايل، راه خود را ادامه داده و در سور و سوگ، هنر خود را نشان مي‌دادند . سرانجام ، در سال هاي آخرين اين سلسله با ارتباط شاهان و بزرگان با رفتن به فرنگ ، هنرهای مدرن هم به ایران  رسید.

نهضت مشروطه و موسیقی

        ادامه سرگذشت موسیقی و ترانه سرایی ، با غوغا وجنبش وانقلاب مشروطیت آغاز یک دگرگونی همراه بود که با روی کار آمدن رضا شاه هنر موسیقی نیز دانشگاهی و آکادمیکی شد و موجب توسعه شهر و راه ارتباطی میان پایتخت و شهرها ، و ایجاد مدارس و مراکز هنری و فرهنگی گشت و پدیده های آموزش وانتقال آنها به سایر  نقاط ، به ویژه پس از خاموش شدن آتش جهانیان ادامه یافت.

     ظهور مدرنیته  در کشورما و ایجاد رادیو وآمدن کتاب و « جعبه آواز » یا گرامافون  مدل (هیس مستر ویس ) روزنامه و ارتباط اجتماعی، خوانندگان زن ومرد چون قمرالملوک و یا روح انگیز بدیع زاده ، و موسیقیدان ها چو درویش خان کلنل وزیری و بسیاری دیگری به ویژه در نواها وترانه های مانند « ماشین مشدی ممدلی» و « یکی یک پول خروس » که در کشور هند ویا کشور های دیگر بر روی صفحه گرامافون ضبط شده بود ، به دیگر شهر ها از جمله به خرم آباد نیز رسید و نواگران بومی شهر ما نیز به تقلید و اجرا پرداختند. شادروان امامقلی امامی از آمدن قمر به خرم آباد خاطراتی داشت. درنهضت مشروطه  و آگاهي‌هاي مردمي و خيزش عدالت و آزادي خواهي شكل گرفت ، موسيقدانان وترانه سراياني چون عارف قزويني و شيدا و ديگران سهمي بسار مهم و ارزنده دربيداري مردم به عهده داشتند. ترانه سرايي زمان مشروطيت، افقي تازه در بيداري و آگاه كردن مردم شد و با اجراي برنامه‌هاي، موسيقي به ميان جامعة تازه بيدار شده برده شد. ترانه‌هاي عارف قزوینی نشاني از اين فصل تازه بود عارف خود هم آهنگساز بود هم ترانه سرا و هم خواننده وهم اجرا كننده. از جمله ترانه‌هاي او:

  1.  از خون جوانان وطن لاله دميده
  2.  اي امان از فراقت.(كه براي ورود مشروطه خواهان به تهران گفته است.)
  3.  چه آذرها به جان از عشق آذربايجان دارم. (به ياد ستار خان و باقرخان كه تحول پرباري از ترانه سرايي را مطرح كرد.)

       ترانه‌هاي شيدا و يا ترانه‌ي مرغ سحر با كلامي از ملك الشعراي بهار وآهنگي از ني داوود باصداي قمر، ادامه اين حركت رو به رشد در فضاي همآهنگ سياسي فرهنگي بود. اين تحول ، موجب ظهور و حضور نسل تازه‌اي از موسيقي دانان قديمي و يا جوانان شد. مانند صبا و شاگردانش. زنان نيز در اين حركت ، كوشش‌هاي چشمگيري داشتند.

      با آغاز زمامداري رضاشاه پهلوي ، و حضور کسانی چون کلنل وزیری موسيقي به شكل علمي و دانشگاهي دنبال شد . در دگرگوني‌هاي پس از جنگ جهاني دوم و وجود راديو باز هم ، موجب علاقمندي جوانان در زمينه دانش و هنر و اعتلاي موسيقي و ترانه سرايي گرديد. اين كوشش‌ها هرگز ايستايي نداشت . ترانه سرایی هم  آفرینش تاره ای یافت . امیر جاهد، رهی معیری ، معینی کرمانشاهی و بيژن ترقي نواب صفا و سیمین بهبهانی ، نوذر پرنگ ، تورج نگهبان و دیگران پرورش يافته اين روزگارند كه در زمينه شاعري و ترانه سرايي رشد كردند ، و از استعدادي سرشار، برخوردار بودند که  تاكنون نيز ادامه داشته وخواهد داشت. اغلب ترانه‌هايشان پراز انگيزه واحساسي است كه همواره در زندگي آنها جلوه گر بوده است. از اين جهت ترانه‌هايشان از تازگي و طراوت پايداري ، برخوردار است. چند مشكل اساسي در كار آهنگ سازي و ترانه‌گويي وخوانندگي وجود داشت ويا هنوز ادامه دارد ازآن جمله:

  از آنجا كه اساس شعر و غزل در زبان پارسي برپايه شکوه و شكايت از معشوق و بي وفايي‌ها و دوري وجدايي از اوست ، از اين جهت بيان شكوه‌آميز در شعر ما اغلب ، مردانه است. از اين رو ، وقتي يك آهنگساز ساز با صرف وقت زياد و تحت تاثير احساسش آهنگي را آماده مي‌كند ، شاعري هم بر پايه احساس مردانه و وضع روحي خود، ترانه‌اي در قالب آن آهنگ مي‌سرايد. پس از اين همه كوشش، در جامعه آن طور كه بايد حق عاطفي و احساسي شاعر و آهنگساز ، مشخص نمي‌شود زيرا اغلب همه اين كوشش‌ها ، بيشتر به نام خواننده معرفي و به حساب مي‌آيد. ديگر اينكه ترانه‌اي كه بار احساسي مردانه دارد ، وقتي خواننده زن آن را اجرا مي‌كند، دور از تناسب‌هاي احساسي زنانه است. در ترانه‌هاي آقاي ترقي اغلب رعايت اين تناسب‌ها شده است وگاه دوسويه است يعني به گونه‌اي در بافت كلام ، دقت كرده‌اند كه بيان آن از زبان زن و مرد خواننده، دور از ذهن نيست، مانند ترانه صبرم عطا كن. البته گاهي نيز ترانه‌هايي كه بار شکوه و شكايت از معشوقه را دارد، به جاي خواننده مرد، آن را زنان هنرمند اجرا كرده‌اند كه روالي در اجراست.
    اين شيوه كار به هر دليلي از جمله تنگناهاي كاري يا نبودن ترانه سراي زن، در ترانه سرايي موسيقي ماست.

    يكي از فرازهاي خوب دوره‌هاي ترانه سرايي بيژن ترقي ، زمان همكاريش با پرويز ياحقي، هنرمند نامدار بود كه اساس شهرت اين دو شخصييت جوان نيز از آن روزها پي گرفت و به خلق آثاري از جمله ترانه « به رهي ديدم برگ خزان » يا « بيداد زمان» ، مي زده ، سراب آرزو و به زماني كه محبت شده همچون افسانه ، پرداختند كه هنوز پس ازچند دهه ، زمزمه ذهن و زبان جوانان امروز است و خاطره خوش ميان سالان ، از جمله ترانه های سازشکسته و بکنارم بنشین که آهنگ های آن از شادروان خالدی با ترانه رهی معیری بود.

    با ایجاد برنامه های گل ها بود که نوعی همکاری میان استادان موسیقی و آهنگ سازان و شاعران ترانه سرا گسترش یافت و مجموعه شامل  گل های جاویدان ، رنگارنگ ، تازه و گل های صحرایی است که تلفیقی ازشعر و ترانه و موسیقی است. در گل های صحرایی آهنگ ها و ترانه ها یا دو بیتی ها یا پهلوانه های عاشقانه به زبان ها و گویش های بومی ایرانی است که بخش بسیار مهمی از فرهنگ و منش و هنر اقوام ایرانی را بیان می کند.

ازگذشته های سرودها و ترانه ها و نواهای کهن لری

ادامه دارد...


موضوعات مرتبط: 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو
«هوای بوم وبر»

مجموعه سروده های حمید ایزدپناه به پارسی و لری است که به تازگی درکتابی تدوین و همینطور با صدای شاعر به همراهی موسیقی ضبط شده است .
یکشنبه ۲۵ژانویه ساعت ۱۸ درشب شعر خواتی انجمن «ایرانیان ول دو مارن» حمید ایزدپناه به دکلمه چند بیتی از این مجموعه خواهد پرداخت. 
به همراهی سه تار بهکامه ایزدپناه واجرای چند ترانه لری از سروده های وی با صدای حسن بهنام 
(L'Association des iraniens en France (Val de Marne
M° 8, Station Pointe du Lac
Créteil 94000 / 54 Rue Falkirk 
Tel: 0143773535  
لُرِسّو

ترانه و ترانه سرایی (بخش دوم)

 

پيشينه ترانه سرايي در ايران

در هر شرايطي چه با بينش‌هاي اعتقادي يا كارهاي بدني و چه گاه تنهايي، موسيقي در روح و روان و جان انسان جاري بوده و هست. كهن نشانه‌ها از جمله بجز سرودهاي مذهبي زرتشت، از آن همه سرود نيز هرچه بوده ، به دست ما نرسيده است زيرا ادبيات شفاهي بود و گوسانان كه شاعران و موسيقي دانان دوره گردي بودند ترانه و داستان‌ها را از حفظ مي‌گفتند و به ديگران نيز منتقل مي‌كردند. (همان مأخذ ،ص٧٦ ) شايد گروه عاشقان آذربايجاني نمونه‌اي از آن‌ها باشند.

اما قرينه‌ها نشان‌مي‌دهد هر زماني، ترانه وسرودهاي ويژه خودراداشته ، ترانه‌هايي كه در نواي لالايي براي كودكان مي‌سرودند شايد نخستين جلوه‌هاي ترانه سرايي بوده كه مادران در كنارگهواره ، آنهار ا در گوش فرزندان زمزمه مي‌كردند . نمونه ديگر از آن، ترانه‌ها و نواهايي است كه زنان به هنگام دوشيدن گاو و گوسفندان و يا كوبيدن چيزهايي مانند برنج، گندم و آن سرمي‌دادند و يا مردان كه به هنگام كارهاي سختي چون درو كردن و خرمن كوبي سرمي‌دادند تاسختي كار را بر خود آسان كنند. چنانكه هنوز هم اين شيوه ترانه سرايي و ترانه خواني هست و انجام مي‌شود و امروز موسيقي كار، نام گرفته است.

شكل ديگر از اين ترانه سرايي‌ها ، تك بيت يا دوبيتي‌هايي بوده كه در قالبِ ملودي‌هاي كوتاه ساخته مي‌شد كه با ساز و يا بي‌همراهي ساز اجرا مي‌گرديد . پيشينه اين ترانه‌هاي دوبيتي يا تك بيتي، همانطوري كه در بالا آوردم ، به نام پهلويانه ( فهلويات )را از زمان اشكانيان مي‌دانند و چون خطي براي يادداشت كردن مطالب، وجود نداشته، اغلب به روش شفاهي حفظ و يا نقل مي‌شد، كه تا حال، سندي نوشتاري در اين باره دردست نيست .ادبيات در دوران پارت‌ها همانند ادوار ديگر پيش از اسلام به صورت شفاهي حفظ و يا همانطور كه اشاره شد ، وسيله همان گروه‌ها به نام گوسان سينه به سينه نقل مي‌شد. گوسانان ،شاعران و موسيقي دانان دوره‌گردي بودند كه داستان‌ها را به ويژه  با شعر نقل مي‌كردند. گوسانان اين ميراث ملي را به ساسانيان ، منتقل كردند. (تاريخ ادبيات پيش از اسلام نوشته شادروان دكتراحمد تفضلي .ص ٧٥و٧٦ ).

پهلويانه‌ها در موسيقي دوره ساسانيان نيزادامه يافتند. از جمله ترانه‌هايي ديگركه نامي ازآن‌ها به جاي مانده است،  سي لحن باربد است كه به قول نظامي گنجه‌اي ، آنها را از ميان صد لحن برگزيده كه هر لحن و آهنگي، ترانه و كلامي داشته است. اين ترانه‌ها را گاه با رود يا با بربط و چنگ مي‌خواندند و مي‌نواختند.
از آن جمله سرود گفتن باربد از زبان خسرو و پاسخ دادن نكيسا از زبان شيرين است، كه نظامي در داستان خسرو شيرين به شيوايي و رواني آورده است :

نكيسا چون زد اين افسانه بر چنگ         سه تاي باربد برداشت آهنگ

عراقي وار بانگ از چرخ بگذاشت          به آهنگ عراق،اين بانگ برداشت

مگر وقت شدن طاووس خورشيد             پر افشان كرد بر گلزار جمشيد

مگر شيرن زلب افشاند نوشي               كه از هر گوشه اي خيزد خروشي

و نيز پاسخ باربد از زبان شيرين به خسرو:

چو برزد باربد زين سان نوايي              نكيسا كرد از آن خوشتر ادايي

چو رود باربد اين پرده پرداخت            نكيسا زود چنگ خويش بنواخت

گاه در بيان اين ترانه‌ها، پيامي و يا خبري گنجانيده مي‌شد .از جمله داستان مردن شبديز اسب خسروپرويزاست که ثعالبي آنرا چنين نقل كرده است: (خسروپرويز چنان ياد كرده بودكه هركس خبر مردن شبديز را به او بدهد ،او را خواهد كشت. روزي كه  شبديز مرد،  ميرآخور ، هراسان به باربد پناه برد. باربد درضمن آوازي واقعه مردن شبديز را با اشاره و ايهام گوشزد خسرو كرد. شاه فرياد زد:

اي بدبخت مگر شبديز مرده است؟ باربد در پاسخ گفت:  شاه خود چنين فرمايد.

نام چند لحن از آن ميراث به جاي مانده ،اكنون بخشي و يا گوشه‌اي از موسيقي ملي كنوني ما به شمار مي‌رودوبخش‌هايي در موسيقي عربي نيز هست.

اين پهلويانه‌ها (فهلويات ) كه وزن هجايي دارند ، در آثار دستنويس تا سده هشتم هجري قمري ديده مي‌شود. اگر چه امروز  و هنوز در لرستان با همان وزن و شكل سروده‌هاي عاشقانه و حماسي و يا سرود‌هاي مذهبي يارسان يا اهل حق ، رواج دارد و اجرا مي‌گردند.

دو بيتي‌هاي كهن يا پهلويانه‌ها ،ترانه‌هاي شورانگيز عاشقانه و يا غمبار سوگ و شاديانه‌هاي سور در زير و بم‌هاي مقام‌هاي موسيقايي هر يك حال و هواي زمان و مكان ايل وقوم و قبيله‌هاي سرزمين ايران را بيان مي‌كنند. درواقع ، نوازندگان و ترانه سرايان، در هر زماني ركني اساسي در ساخت و پرداخت و ميراث داري و پاسداري فرهنگ موسيقايي بومي و سرزمين و كشور خود بودند و اينك هم هستند. در تاثير اين ترانه و ، سروده‌ها نيز، نكته‌هايي از تعريف و تمجيد و يا انتقاد و سرزنش و شكايت آمده است.از جمله در باره رودكي.

رودكي چنگ بر گرفت و نواخت        باده انداز كو سرود انداخت

يا داستان اميرساماني و تاثير شعر مشهور.

بوي جوي موليان آيد همي         ياديار مهربان آيد همي

يا اين نكته كه سعدي در پيام اندرزين به ترانه خواني ملاحان اشاره مي‌كند.

چو دخلت نيست خرج آهسته تر كن      كه مي گويند ملاحان سرودي

سرايندگان پرآوازه ايراني اغلب با نواهاي موسيقايي و نام و نشانه‌هاي مقامي ايراني آنها آشنايي داشته‌اند. از جمله مولانا كه غزل‌هاي پر شور و حالش همراه با ضرباهنگ و يا ضرباهنگ هايي است كه در شعر ايقاع و در موسيقي كهن ضرب يا ( تن ) ناميده مي‌شوند. تنانين در غزل‌هاي مولانا با ايقاعات عروضي چنان درهم تنيده شده‌اند كه حتی در حال عادي شعر‌هاي مولانا نيز در قالب ضربآهنگ‌هاي موسيقايي آن بر زبان جاري مي‌شوند.

در همه رساله‌هايي كه در مورد مقام‌هاي موسيقايي ايراني از جمله جامع االاحان و يا مقاصدالالحان نشانه‌ها و حرف‌هايي به نام تنانين (مانند نت امروزي ) به كار گرفته شده ،كه حكايت از اهميت و توجه به پايه‌هاي علمي و اجرا و پاسداري از آن را دارد. گاهي بي توجهي و يا دشمني با اين هنر ، پراكند گي هنرمندان و  بي ساماني هنري را به دنبال داشته است.

يكي از سخت ‌ترين اين زمان ها، روزگار پادشاهي شاه طهماسب صفوي است كه زير نفوذ تني چند از روحاني‌هاي جبل عامل و شامات كه به دعوت شاه براي تقويت و تبليغ مذهب شيعه دعوت شده بودند، به دشمني با اجرا و رواج اين هنر و هنرمندان پرداخت و در نتيجه موسيقي از توجه و عنايت شاه افتاد و به قول صاحب عالم آراي صفوي ،(....حضرت جنت مكان آن را از مناهي دانسته واز آن اجتناب تمام مي‌نمود. ارباب طرب را در نظرشريعت، وقعي و اعتباري نمانده بود و جمعي كه ملازمت اشراف داشتند، اخراج فرمود.
(عالم آراي صفوي به كوشش يدالله شكري ، بنياد فرهنگ ، تهران ،١٣٥٠، صفحه ١٩٠).

در چنين شرايطي نواي موسيقي در پستوخانه‌ها طنين انداز مي‌شد و هنرمندان مجبور به مهاجرت مي‌شدند و يا به انزوا كشيده مي‌رفتند. مي‌دانيم كه نهضت شاه اسماعيل صفوي و گسترش مذهب شيعه، براي رهايي و جدايي ايران از سلطه و نفوذ فرمانروايان عثماني بود. گرچه در زماني كه اشاره شد، شاه عباس اول، خود ترانه مي‌سرود و با موسيقي آشنا بود.

زماني نيزكه كريم خان زند، وكيل رعايا مي‌شود، دانش موسيقي و موسيقيدانان، داراي احترام و منزلتي مي‌شوند.تا آنجا كه به نوشته‌ي يكي ازتاريخ نگاران: «...در آن زمان عشرت نشان ، علم موسيقي، شيرين و دلكش ، در همه جا با حسن عمل همراه بود و در دلگشايي و جانفزايي اهل عالم بي‌بديل. رونقي بيش از حد و اندازه و جان خلايق را تازه مي‌نمود. مطربان آن زمان هريك از صاحب وقوفي رشك فارابي و در شيرين نوايي،غيرت باربد بوده‌اند.» (رستم التواريخ،محمد هاشم آصف،به اهتمام محمد مشيري ،چاپ اميرکبير،تهران ص.٤١١ و٤١٢ ).

نمونه ترانه‌هاي زمان كريم خان زند كه نگارنده سال‌ها پيش در لرستان گردآوري كردم، به صورت دوبيتي يا پهلويانه است و همگي در تعريف و تمجيدي از رفاه و امنيت آن زمان كريمخاني است.

باري، اين زير و بم و دگر گوني صدا كه از آن، گاه دريافت مهرباني و زماني احساس درد و رنج و اندوه و يا خشونت مي‌شود وسيله‌اي براي انتقال بار احساسي است كه از آن به نام موسيقي ياد گرديده و تعريف‌هاي گوناگوني از آن شده است از آن جمله كه پيشينيان اعتقادداشتند :

آنجا كه سخن باز مي ماند موسيقي آغاز مي شود.

و يا اين بيت از غزلي از ديوان خواجه حافظ :

ساقي به بي نيازي يزدان كه مي بيار         تا بشنوي زبانگ مغني، هوالغني

اين كشش‌هاي موسيقايي صوت و صدا ، همزاد ، آفرينش موجودات و كل هستي و از جمله انسان است . واژه‌ها در قالب اين صوت و نواها، نغمه و ترانه شده و خود وسيله‌اي براي بيان احساس و حال و هواي زندگي همراه با شادي يا اندوه ميگردد. هر پيشه وري به هنگام كاركردن گاه از ترانه‌هاي روز و يا نواهاي بومي ،زمزمه‌اي كرده و مي‌خواند. در اين خواندن بار احساسي و نيرو زايي بايد باشد.گفته مي‌شود اينك دانشمندان، در جستجو و اختراع افزاري هستند تا بتوانند از ديواره خمره‌ها گلي كه از دل خاك درآورده شده‌اند، شايد صدا و آواز كوزه گر را به هنگام كار كه مانند صداي گرامافن، بر روي آن ضبط شده باشد ،از ديواره‌ آن بيرون كشند. شايد چنان روزي در راه باشد.

موسيقي ايراني از گذشته‌هاي دور و تحت شرايط و دگرگوني‌هاي سياسي و سلطه بر نظام فرهنگي و هنري فرصت گسترش و پروريدن را مي يافت و  يا در شرايطي مورد بي توجهي بود. پس از آمدن تازيان به ايران، فرصت پرگشودن به ديارهاي ديگران يافت كه بايد در اين باره از كتاب معتبر اغاني بهره گرفت.
در زمانی نیز محققان نامدار ما چون فارابي و ابن سينا و ارموي و مراغي و  بنايي، براي علمي كردن وگسترش آن كوشيدند و گاه دچار تنگ نظري حاكمان و تنگنا هاي اجتماعي هم بوده اند.كه به نكته‌هايي در اين باره اشاره خواهد شد.

باري درتعريفي ديگر، ترانه را نوعي تصنيف دانسته‌اند كه از پيش از اسلام با همان دوبيتي يا تك بيتي‌هايي كه تازيان با تعريب آن را فهلويات (پهلويانه)ناميده‌اند،  شمس قيس رازي در زير بحر هزج (سرود ) مفاعيلن مفاعيلن فعولن گفته است: اين وزن خوشتر اوزان فهلويات است. ( پيوند موسيقي وشعر ، نوشته شادروان ملاح .ص١٤٧).

اسدي توسي در لغتنامه فرس آورده است كه : به يك معنا ترانه ، دوبيتي بود. تعريف‌هاي ديگري نيز هست كه از آن جمله واژه ترانه، هم به معناي آواز و آواز خواني و هم آهنگسازي بوده است ،

مطرب‌‌ بيا بلند كن امشب ترانه را       آتش فكن زشعله آواز ،خانه را

يا اين بيت نظامي ،

نشسته شاه عالم مهترانه          شكر بر داشته چون مه ترانه

ترانه بستن و نغمه ساختن به معناي ترانه و سرود گويي ترانه سرایی نیز آمده است :

ز گل به سينه بلبل هزار خار شكست       كنون ترانه به وصف بهار مي بندد

قول و تصنيف نيز به معناي ترانه بوده و مي‌باشد (لغت نامه دهخدا ) واژة قوالي نيز از اين معنا گرفته شده است كه آن هم ترانه خواني است گاه درشكلي آييني. گاهي نيز بر روي سروده و غزلي آهنگ موسيقايي گذاشتن را مي‌گويند. خواجوي كرماني سروده است:

جام صبوحي نوش كن، قول مغني گوش كن  دركش مي وخاموش كن ،فرهنگ بي فرهنگ را

خواجه حافظ فرمايد:

دلم از پرده بشد حافظ خوش لهجه كجاست؟    تا به قول وغزلش سازو نوايي بكنيم

همچنين فرمود:

مغني نواي طرب ساز كن       به قول و غزل قصه آغاز كن

و باز:

چه راه مي زند اين مطرب مقام شناس     كه در ميان غزل ، قول آشنا آورد

يا :

مرغان باغ قافيه سنجند و بذله گو       تا خواجه مي‌خورد به غزل هاي پهلوي

سنجري دهلوي از شاعران سده هفتم هجري كه ديوانش درهند چاپ شده است در بيتي چنين سروده است :

خواست مطرب كاين سخن در چنگ گويد ،چون كند  قول مست وصوت مست وزخمه مست وتار مست

اسكندر بيك تركمان در باره شاه عباس آورده است كه «...شاه عباس در موسيقي و علم ادوار و قول و عمل سرآمد روزگار و بعضي از تصنيفات آن حضرت در ميانه ارباب طرب مشهور است و زبانزد اهل ساز چنانكه گره از كار قول و عمل مصنفان روزگار مي‌گشود.»  (به  نقل از زندگاني شاه عباس نوشته شادروان نصرالله فلسفي ، ص ٢٤٦ ). در اينجا تصنيف نيز به معناي ترانه آمده است.

كمال الدين، متخلص به بنايي شاعر و موسيقيدان نيمه دوم  قرن نهم و اوايل قرن دهم در ديباچه رساله موسيقي خود از اصطلاحات موسيقي با دقت و مهارت بهره گرفته است و از جمله مي‌نويسد: «خجسته سرودي (به معني ترانه ) كه نغمه سرايان بسيط بسايط روح افزا و ترانه دلگشا در اين دايره اخضر سرايند . تحفه نوازنده‌اي شايد كه عشاق بي نوا را درگلستان لبريز وصالش به نسيم نو بهار نواخت.» (رساله در موسيقي از انتشارات نشر دانشگاهي تهران ١٣٦٨خورشيدي ) .

موسيقي در زمان حکومت  قاجار

ادامه دارد


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو

ایزدپناه

چمیدنت به دلم .......

چمیدنت به دلم  می نشیند ای صیاد         گرت به شست نگاهی دلم کنی آزاد

شبی بقامت یلدا ، بدامنت سردل           رها مکن سر دل را به دست هر صیاد

خیال نازک ! ای از خیال نازک تر       به خواب نازک رویا ! مرا مبر از یاد

ردای مستی داری و موج نازک اشک       خوش آمدی به خرابات اشکناز آباد

فریب و فتنه آن غمزه خیال انگیز            به بزم نازک غم بار ما زند فریاد

به عمر اگر بخیالی گشوده ایم دری         هزار در به رخم بستی از در بیداد

شکنج طره شیرین به بیستون آورد       شکوه عشق دل انگیز و تیشه فرهاد 

نسیم یاد تو بویی بباغ می آرد           به دشت آرزویم بگذر ای نسیم مراد

چمیدنت چه خوشست و رمیدنت باری   به شعرناب« صفا» قصه تومانده بیاد

                                                                                                      حمید ایزد پناه

                                                                                                       «صفای لرستانی»

                                                                                                           دوم دیماه 1393 پاریس


موضوعات مرتبط: 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو

«با یاد و نام او»

به انگیزه گرامی داشت هنرمند شاعر و ترانه سرای  قوم لر آقای رمضان  پرورده

 

ترانه وترانه سرایی (1)

آن نغمه و آن شور نواگر دل ما را       زین ره به شکیبی به سوی راز بقا برد

                                                                                                                       « صفا »

از گذشته ها

       از آنجا که چامه و شعر و شاعری بسیار تعریف شده و کارهنرمند گرامی آقای رمضان  پرورده در ترانه سرایی شهرت اعتباربیشتری یافته است ، به توضیحی کوتاه درباره پیشینه و اهمیت این هنر می پردازم. اگر چه به ظاهر چامه یا غزل وترانه سرایی یک هنر مقوله در سرایش و سرودن به نظر می رسد، اما تفاوت هایی دارند و دشواری هایی که هریک تعریفی جدا دارند.

       ترانه ، سروده ای کوتاه در دوبیت و تک بیت و یا چند بیتی می گفتند که کهن ترین آنها سروده های گوسانی زمان اشکانیان در همین محدوده لرستان یا پهله اشکانیان دانسته اند که وسیله گوسانان ترانه و داستان  سرا و نواگر اجرا می شده است ( تاریخ ادبیات پیش ازاسلام.نوشته دکتر تفضلی ص.75و76).

      میراث گوسانی ادبیات و موسیقای نواگران پارتی، به دوره ساسانیان انتقال یافت و رونق فراوان گرفت و در قالب پهلویانه ها ، ترانه  شد.از جمله ترانه های دیگر این زمان که بجای مانده ،سی لحن باربد است که به گفته نظامی گنجه ای آنها را از میان صد لحن برگزیده که هر لحن و آهنگی ترانه و کلامی داشته است. درپی هجوم تازیان به ایران این تک بیت و یا دوبیتی را« فهلویات» یا همان پهلویانه گفت. پس از نهضت یعقوب لیث و پاگرفتن شعر به زبان پارسی را سرود هم گفتند. مانند:

رودکی چنگ برگرفت و نواخت      باده انداز کاو  سرود انداخت

       امیر معزی به هنگام دیدن هلال ماه رمضان وسیله امیر سامانی، یک چار پاره گفت وامیر دستور داد اسبی به نام صله و جایزه به او بدهند. معزی برای سپاس چار پاره دیگری سرود که خود آن چار پاره را« ترانه» خواند و سرود:

چون آتش خاطر مرا شاه بدید    از خاک مرا بر زبر ماه کشید

چون آب یکی « ترانه » از من بشنید     چون باد یکی توسن خاصم بخشید

      اسدی توسی شاعر نامدار همزمان با فردوسی، در فرهنگ لغت فرس اسدی واژه ترانه را هم به معنای آواز وآواز خوانی وهم آهنگ و آهنگ سازی آورده است. بعد ها از ترانه با نام قول وغزل نیزاسم برده شده است. نظامی گنجه ای آورده است:

نشسته شاه عالم مهترانه          شکر برداشته چون مه ترانه

ترانه، تصنيف ،قول، نغمه:

   در مورد پيشينه ترانه سرايي در ايران، بايد دانست كه، هر جا موسيقي و نواي موسيقايي بوده، ترانه و شعر و سرودهايي وجود داشته است.

    در نوشته‌ي يکي ازمورخان يونان در باره‌ي ادبيات دوره‌ي ماد ، به شعر و داستان،اشاره‌هايي شده است. از جمله درباره‌ آثنثوس Athenaeus نوشته است: خنياگران با اوراد خود دلاوري‌هاي كورش و جنگ او را با آسيتاگ پيشگويي مي‌كردند. سپس از قول دينون Dinon مي‌نويسد: هنگامي كه آسيتاگاس با دوستانش به جشن و شادماني مي پرداخت، مردي به نام آنگارس – Angares كه مشهورترين خنياگران بود ،احضار شد و داستان‌هاي منظوم و معمول را با آواز خواند. (تاريخ ادبيات ايران پيش از اسلام ، نوشته‌ي شادروان دكتر احمد تفضلي به كوشش ژاله آموزگار .ص١٧ ،تهران سخن ١٣٧٦ ).

     در پژوهشي ديگر، كتابي است به نام «اللهو والمناهي» كه شادروان دكتر محمد محمدي ملايري به آن اشاره دارد . از اين كتاب به رساله كوچكي ٢٩ صفحه‌اي در باره‌ شعر و موسيقي و سرود ايراني پيش از اسلام اشاره دارد كه در آن نام برخي از الات موسيقي ايراني وبعضي از اصطلاحات و مقام هايي كه در آن وجود داشته آمده و همچنين يك سرود فارسي مركب از سه مصراع شعر نقل شده است كه هرچند مقداري از آنها به طور پراكنده و با تحريف در بعضي مأخذ عربي نيز ديده مي شود، اين رساله با همه كوچكي آن ، پرتوي بيشتري برآنچه مسعودي ازگفته‌هاي ابن خرداد به نقل كرده، مي‌افكند.

    يكي از نكاتي كه در اين رساله آورده است ، مطلبي است در باره شخصي به نام پهلبد. او مي‌نويسد، پهلبد از مردم مرو بود و عود مي‌نواخت و در اين هنر ماهر و برتر از همه بود . به سخن موزون آواز مي‌خواند و خود او براي آن آهنگ مي‌ساخت. هرگاه حادثه‌اي روي مي‌داد، كه دبيران ديوان و خبر رسانان از رساندن آن خبر به شاه واهمه داشتند ، آن را به پهلبد مي‌گفتند و او آن را در حضور شاه ،  با آواز و ساز و با آهنگي كه خشم را فرو نشاند، مي‌خواند.

     از آوازهايي كه او بدين طريق خوانده ، و از آهنگ‌هاي معروف او درستايش و تبريك و مانند آن‌ها، هفتاد و پنج آهنگ است كه يكي از آنها اين است كه او در هنگامي كه قيصر و خاقان از خسروپرويز ديدار مي‌كرده‌اند، سروده و خوانده است:

    قيصر ماه ماند و خاقان خورشيد آن من،خداي ابر ماند كامگاران كه خواهد ماه پوشد، كه خواهد خورشيد
   در اين رساله دو حكايت ديگر هم نقل شده است كه دريكي از آنها از خواننده ديگري به نام شركاس سخن رفته است.

      ابن خردادبه، در آنچه مسعودي از او روايت كرده موسيقي را بدين گونه ستوده است :

      موسيقي ذهن را جلا مي‌دهد، طبيعت انساني را به نرمي و ملايمت مي‌كشاند ، قلب را قوت مي‌بخشد و بخيل را بخشنده مي‌گرداند. و چون با مي همراه گردد به كمك هم اندوه تن فرسارا مي‌زدايند ، غم را مي‌گشايند و روح را به نشاط مي‌آورند و موسيقي به تنهايي همين كار‌ها را مي‌كند و برتري موسيقي بر سخن، مانند برتري سخن است بر گنگي، و برتري تندرستي است بر بيماري. ( تاريخ وفرهنگ ايران ،ج ٢ ايرانشهر نوشته دكتر محمد و محمدي ملايري، ص١٧٣ و١٧٤و . ترجمه مروج الذهب مسعودي، ج2 ص ٦١٢ تا ٦٢٢ ).

پيشينه ترانه سرائی در ايران


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو

نان گرده لرستان

    مواد لازم: آرد، پیاز نگینی خُرد شده، زرد چوبه، رازیانه، نمک، آب به مقدار لازم.

     طرز پخت : ابتدا مقداری آرد را با پیاز و زردچوبه و نمک و رازیانه مخلوط کرده سپس با مقداری آب آن را ورز می دهیم تا مواد کاملا با هم مخلوط شوند. پس از آن، خمیر آماده شده را روی سینی به صورت گرد در می آوریم. مقداری زغال را روشن کرده و آماده می کنیم. سپس گرده را روی زغال ها می گذاریم و روی آن را هم با زغال می پوشانیم تا به مدت 40 دقیقه به آرامی آماده شود.

نان ساجی لرستان


موضوعات مرتبط: 7- غذاهای لری، 21- گردشگري در لرستان
لُرِسّو

 

ری عکس کِلِک بَکید

 


موضوعات مرتبط: 18- تاریخ لرستان، 21- گردشگري در لرستان
لُرِسّو
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

سی چی لُری؟

وبلاگ حاضر هدیه ای فرهنگی است با برگ هایی از دفتر تمرین مشق زبان لری نویسنده فارس زبانی که در اسفندماه سال 1384 بمناسبت تولد همسرش به نشانه ارادت و تشكر و تقدير از یار و یاور و همسر لرستانی اش و با عشق به یادگیری و درک ریشه های فرهنگ ، ادب ، اخلاق و زبان و ادبیات لري وی و در حد توان و بضاعت در راه حفظ ، تقویت و اشاعه زبان ، موسیقی و فرهنگ غنی لرستان و بالاخره ادای دِینِ خود به این سرزمین شکل گرفته است.
برچسب‌ها وب
لینک های مفید
امکانات وب



در لُرسّو
در اينترنت
تماس با ما Online User