لُرِسّو(لرستان)
فرهنگ،هنر،شعر ،داستان، تاريخ ، فیلم ، ویدئو کلیپ و موسیقی لری  
«هوای بوم وبر»

مجموعه سروده های حمید ایزدپناه به پارسی و لری است که به تازگی درکتابی تدوین و همینطور با صدای شاعر به همراهی موسیقی ضبط شده است .
یکشنبه ۲۵ژانویه ساعت ۱۸ درشب شعر خواتی انجمن «ایرانیان ول دو مارن» حمید ایزدپناه به دکلمه چند بیتی از این مجموعه خواهد پرداخت. 
به همراهی سه تار بهکامه ایزدپناه واجرای چند ترانه لری از سروده های وی با صدای حسن بهنام 
(L'Association des iraniens en France (Val de Marne
M° 8, Station Pointe du Lac
Créteil 94000 / 54 Rue Falkirk 
Tel: 0143773535  
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

ترانه و ترانه سرایی (بخش دوم)

 ایزدپناه

پيشينه ترانه سرايي در ايران

در هر شرايطي چه با بينش‌هاي اعتقادي يا كارهاي بدني و چه گاه تنهايي، موسيقي در روح و روان و جان انسان جاري بوده و هست. كهن نشانه‌ها از جمله بجز سرودهاي مذهبي زرتشت، از آن همه سرود نيز هرچه بوده ، به دست ما نرسيده است زيرا ادبيات شفاهي بود و گوسانان كه شاعران و موسيقي دانان دوره گردي بودند ترانه و داستان‌ها را از حفظ مي‌گفتند و به ديگران نيز منتقل مي‌كردند. (همان مأخذ ،ص٧٦ ) شايد گروه عاشقان آذربايجاني نمونه‌اي از آن‌ها باشند.

اما قرينه‌ها نشان‌مي‌دهد هر زماني، ترانه وسرودهاي ويژه خودراداشته ، ترانه‌هايي كه در نواي لالايي براي كودكان مي‌سرودند شايد نخستين جلوه‌هاي ترانه سرايي بوده كه مادران در كنارگهواره ، آنهار ا در گوش فرزندان زمزمه مي‌كردند . نمونه ديگر از آن، ترانه‌ها و نواهايي است كه زنان به هنگام دوشيدن گاو و گوسفندان و يا كوبيدن چيزهايي مانند برنج، گندم و آن سرمي‌دادند و يا مردان كه به هنگام كارهاي سختي چون درو كردن و خرمن كوبي سرمي‌دادند تاسختي كار را بر خود آسان كنند. چنانكه هنوز هم اين شيوه ترانه سرايي و ترانه خواني هست و انجام مي‌شود و امروز موسيقي كار، نام گرفته است.

شكل ديگر از اين ترانه سرايي‌ها ، تك بيت يا دوبيتي‌هايي بوده كه در قالبِ ملودي‌هاي كوتاه ساخته مي‌شد كه با ساز و يا بي‌همراهي ساز اجرا مي‌گرديد . پيشينه اين ترانه‌هاي دوبيتي يا تك بيتي، همانطوري كه در بالا آوردم ، به نام پهلويانه ( فهلويات )را از زمان اشكانيان مي‌دانند و چون خطي براي يادداشت كردن مطالب، وجود نداشته، اغلب به روش شفاهي حفظ و يا نقل مي‌شد، كه تا حال، سندي نوشتاري در اين باره دردست نيست .ادبيات در دوران پارت‌ها همانند ادوار ديگر پيش از اسلام به صورت شفاهي حفظ و يا همانطور كه اشاره شد ، وسيله همان گروه‌ها به نام گوسان سينه به سينه نقل مي‌شد. گوسانان ،شاعران و موسيقي دانان دوره‌گردي بودند كه داستان‌ها را به ويژه  با شعر نقل مي‌كردند. گوسانان اين ميراث ملي را به ساسانيان ، منتقل كردند. (تاريخ ادبيات پيش از اسلام نوشته شادروان دكتراحمد تفضلي .ص ٧٥و٧٦ ).

پهلويانه‌ها در موسيقي دوره ساسانيان نيزادامه يافتند. از جمله ترانه‌هايي ديگركه نامي ازآن‌ها به جاي مانده است،  سي لحن باربد است كه به قول نظامي گنجه‌اي ، آنها را از ميان صد لحن برگزيده كه هر لحن و آهنگي، ترانه و كلامي داشته است. اين ترانه‌ها را گاه با رود يا با بربط و چنگ مي‌خواندند و مي‌نواختند.
از آن جمله سرود گفتن باربد از زبان خسرو و پاسخ دادن نكيسا از زبان شيرين است، كه نظامي در داستان خسرو شيرين به شيوايي و رواني آورده است :

نكيسا چون زد اين افسانه بر چنگ         سه تاي باربد برداشت آهنگ

عراقي وار بانگ از چرخ بگذاشت          به آهنگ عراق،اين بانگ برداشت

مگر وقت شدن طاووس خورشيد             پر افشان كرد بر گلزار جمشيد

مگر شيرن زلب افشاند نوشي               كه از هر گوشه اي خيزد خروشي

و نيز پاسخ باربد از زبان شيرين به خسرو:

چو برزد باربد زين سان نوايي              نكيسا كرد از آن خوشتر ادايي

چو رود باربد اين پرده پرداخت            نكيسا زود چنگ خويش بنواخت

گاه در بيان اين ترانه‌ها، پيامي و يا خبري گنجانيده مي‌شد .از جمله داستان مردن شبديز اسب خسروپرويزاست که ثعالبي آنرا چنين نقل كرده است: (خسروپرويز چنان ياد كرده بودكه هركس خبر مردن شبديز را به او بدهد ،او را خواهد كشت. روزي كه  شبديز مرد،  ميرآخور ، هراسان به باربد پناه برد. باربد درضمن آوازي واقعه مردن شبديز را با اشاره و ايهام گوشزد خسرو كرد. شاه فرياد زد:

اي بدبخت مگر شبديز مرده است؟ باربد در پاسخ گفت:  شاه خود چنين فرمايد.

نام چند لحن از آن ميراث به جاي مانده ،اكنون بخشي و يا گوشه‌اي از موسيقي ملي كنوني ما به شمار مي‌رودوبخش‌هايي در موسيقي عربي نيز هست.

اين پهلويانه‌ها (فهلويات ) كه وزن هجايي دارند ، در آثار دستنويس تا سده هشتم هجري قمري ديده مي‌شود. اگر چه امروز  و هنوز در لرستان با همان وزن و شكل سروده‌هاي عاشقانه و حماسي و يا سرود‌هاي مذهبي يارسان يا اهل حق ، رواج دارد و اجرا مي‌گردند.

دو بيتي‌هاي كهن يا پهلويانه‌ها ،ترانه‌هاي شورانگيز عاشقانه و يا غمبار سوگ و شاديانه‌هاي سور در زير و بم‌هاي مقام‌هاي موسيقايي هر يك حال و هواي زمان و مكان ايل وقوم و قبيله‌هاي سرزمين ايران را بيان مي‌كنند. درواقع ، نوازندگان و ترانه سرايان، در هر زماني ركني اساسي در ساخت و پرداخت و ميراث داري و پاسداري فرهنگ موسيقايي بومي و سرزمين و كشور خود بودند و اينك هم هستند. در تاثير اين ترانه و ، سروده‌ها نيز، نكته‌هايي از تعريف و تمجيد و يا انتقاد و سرزنش و شكايت آمده است.از جمله در باره رودكي.

رودكي چنگ بر گرفت و نواخت        باده انداز كو سرود انداخت

يا داستان اميرساماني و تاثير شعر مشهور.

بوي جوي موليان آيد همي         ياديار مهربان آيد همي

يا اين نكته كه سعدي در پيام اندرزين به ترانه خواني ملاحان اشاره مي‌كند.

چو دخلت نيست خرج آهسته تر كن      كه مي گويند ملاحان سرودي

سرايندگان پرآوازه ايراني اغلب با نواهاي موسيقايي و نام و نشانه‌هاي مقامي ايراني آنها آشنايي داشته‌اند. از جمله مولانا كه غزل‌هاي پر شور و حالش همراه با ضرباهنگ و يا ضرباهنگ هايي است كه در شعر ايقاع و در موسيقي كهن ضرب يا ( تن ) ناميده مي‌شوند. تنانين در غزل‌هاي مولانا با ايقاعات عروضي چنان درهم تنيده شده‌اند كه حتی در حال عادي شعر‌هاي مولانا نيز در قالب ضربآهنگ‌هاي موسيقايي آن بر زبان جاري مي‌شوند.

در همه رساله‌هايي كه در مورد مقام‌هاي موسيقايي ايراني از جمله جامع االاحان و يا مقاصدالالحان نشانه‌ها و حرف‌هايي به نام تنانين (مانند نت امروزي ) به كار گرفته شده ،كه حكايت از اهميت و توجه به پايه‌هاي علمي و اجرا و پاسداري از آن را دارد. گاهي بي توجهي و يا دشمني با اين هنر ، پراكند گي هنرمندان و  بي ساماني هنري را به دنبال داشته است.

يكي از سخت ‌ترين اين زمان ها، روزگار پادشاهي شاه طهماسب صفوي است كه زير نفوذ تني چند از روحاني‌هاي جبل عامل و شامات كه به دعوت شاه براي تقويت و تبليغ مذهب شيعه دعوت شده بودند، به دشمني با اجرا و رواج اين هنر و هنرمندان پرداخت و در نتيجه موسيقي از توجه و عنايت شاه افتاد و به قول صاحب عالم آراي صفوي ،(....حضرت جنت مكان آن را از مناهي دانسته واز آن اجتناب تمام مي‌نمود. ارباب طرب را در نظرشريعت، وقعي و اعتباري نمانده بود و جمعي كه ملازمت اشراف داشتند، اخراج فرمود.
(عالم آراي صفوي به كوشش يدالله شكري ، بنياد فرهنگ ، تهران ،١٣٥٠، صفحه ١٩٠).

در چنين شرايطي نواي موسيقي در پستوخانه‌ها طنين انداز مي‌شد و هنرمندان مجبور به مهاجرت مي‌شدند و يا به انزوا كشيده مي‌رفتند. مي‌دانيم كه نهضت شاه اسماعيل صفوي و گسترش مذهب شيعه، براي رهايي و جدايي ايران از سلطه و نفوذ فرمانروايان عثماني بود. گرچه در زماني كه اشاره شد، شاه عباس اول، خود ترانه مي‌سرود و با موسيقي آشنا بود.

زماني نيزكه كريم خان زند، وكيل رعايا مي‌شود، دانش موسيقي و موسيقيدانان، داراي احترام و منزلتي مي‌شوند.تا آنجا كه به نوشته‌ي يكي ازتاريخ نگاران: «...در آن زمان عشرت نشان ، علم موسيقي، شيرين و دلكش ، در همه جا با حسن عمل همراه بود و در دلگشايي و جانفزايي اهل عالم بي‌بديل. رونقي بيش از حد و اندازه و جان خلايق را تازه مي‌نمود. مطربان آن زمان هريك از صاحب وقوفي رشك فارابي و در شيرين نوايي،غيرت باربد بوده‌اند.» (رستم التواريخ،محمد هاشم آصف،به اهتمام محمد مشيري ،چاپ اميرکبير،تهران ص.٤١١ و٤١٢ ).

نمونه ترانه‌هاي زمان كريم خان زند كه نگارنده سال‌ها پيش در لرستان گردآوري كردم، به صورت دوبيتي يا پهلويانه است و همگي در تعريف و تمجيدي از رفاه و امنيت آن زمان كريمخاني است.

باري، اين زير و بم و دگر گوني صدا كه از آن، گاه دريافت مهرباني و زماني احساس درد و رنج و اندوه و يا خشونت مي‌شود وسيله‌اي براي انتقال بار احساسي است كه از آن به نام موسيقي ياد گرديده و تعريف‌هاي گوناگوني از آن شده است از آن جمله كه پيشينيان اعتقادداشتند :

آنجا كه سخن باز مي ماند موسيقي آغاز مي شود.

و يا اين بيت از غزلي از ديوان خواجه حافظ :

ساقي به بي نيازي يزدان كه مي بيار         تا بشنوي زبانگ مغني، هوالغني

اين كشش‌هاي موسيقايي صوت و صدا ، همزاد ، آفرينش موجودات و كل هستي و از جمله انسان است . واژه‌ها در قالب اين صوت و نواها، نغمه و ترانه شده و خود وسيله‌اي براي بيان احساس و حال و هواي زندگي همراه با شادي يا اندوه ميگردد. هر پيشه وري به هنگام كاركردن گاه از ترانه‌هاي روز و يا نواهاي بومي ،زمزمه‌اي كرده و مي‌خواند. در اين خواندن بار احساسي و نيرو زايي بايد باشد.گفته مي‌شود اينك دانشمندان، در جستجو و اختراع افزاري هستند تا بتوانند از ديواره خمره‌ها گلي كه از دل خاك درآورده شده‌اند، شايد صدا و آواز كوزه گر را به هنگام كار كه مانند صداي گرامافن، بر روي آن ضبط شده باشد ،از ديواره‌ آن بيرون كشند. شايد چنان روزي در راه باشد.

موسيقي ايراني از گذشته‌هاي دور و تحت شرايط و دگرگوني‌هاي سياسي و سلطه بر نظام فرهنگي و هنري فرصت گسترش و پروريدن را مي يافت و  يا در شرايطي مورد بي توجهي بود. پس از آمدن تازيان به ايران، فرصت پرگشودن به ديارهاي ديگران يافت كه بايد در اين باره از كتاب معتبر اغاني بهره گرفت.
در زمانی نیز محققان نامدار ما چون فارابي و ابن سينا و ارموي و مراغي و  بنايي، براي علمي كردن وگسترش آن كوشيدند و گاه دچار تنگ نظري حاكمان و تنگنا هاي اجتماعي هم بوده اند.كه به نكته‌هايي در اين باره اشاره خواهد شد.

باري درتعريفي ديگر، ترانه را نوعي تصنيف دانسته‌اند كه از پيش از اسلام با همان دوبيتي يا تك بيتي‌هايي كه تازيان با تعريب آن را فهلويات (پهلويانه)ناميده‌اند،  شمس قيس رازي در زير بحر هزج (سرود ) مفاعيلن مفاعيلن فعولن گفته است: اين وزن خوشتر اوزان فهلويات است. ( پيوند موسيقي وشعر ، نوشته شادروان ملاح .ص١٤٧).

اسدي توسي در لغتنامه فرس آورده است كه : به يك معنا ترانه ، دوبيتي بود. تعريف‌هاي ديگري نيز هست كه از آن جمله واژه ترانه، هم به معناي آواز و آواز خواني و هم آهنگسازي بوده است ،

مطرب‌‌ بيا بلند كن امشب ترانه را       آتش فكن زشعله آواز ،خانه را

يا اين بيت نظامي ،

نشسته شاه عالم مهترانه          شكر بر داشته چون مه ترانه

ترانه بستن و نغمه ساختن به معناي ترانه و سرود گويي ترانه سرایی نیز آمده است :

ز گل به سينه بلبل هزار خار شكست       كنون ترانه به وصف بهار مي بندد

قول و تصنيف نيز به معناي ترانه بوده و مي‌باشد (لغت نامه دهخدا ) واژة قوالي نيز از اين معنا گرفته شده است كه آن هم ترانه خواني است گاه درشكلي آييني. گاهي نيز بر روي سروده و غزلي آهنگ موسيقايي گذاشتن را مي‌گويند. خواجوي كرماني سروده است:

جام صبوحي نوش كن، قول مغني گوش كن  دركش مي وخاموش كن ،فرهنگ بي فرهنگ را

خواجه حافظ فرمايد:

دلم از پرده بشد حافظ خوش لهجه كجاست؟    تا به قول وغزلش سازو نوايي بكنيم

همچنين فرمود:

مغني نواي طرب ساز كن       به قول و غزل قصه آغاز كن

و باز:

چه راه مي زند اين مطرب مقام شناس     كه در ميان غزل ، قول آشنا آورد

يا :

مرغان باغ قافيه سنجند و بذله گو       تا خواجه مي‌خورد به غزل هاي پهلوي

سنجري دهلوي از شاعران سده هفتم هجري كه ديوانش درهند چاپ شده است در بيتي چنين سروده است :

خواست مطرب كاين سخن در چنگ گويد ،چون كند  قول مست وصوت مست وزخمه مست وتار مست

اسكندر بيك تركمان در باره شاه عباس آورده است كه «...شاه عباس در موسيقي و علم ادوار و قول و عمل سرآمد روزگار و بعضي از تصنيفات آن حضرت در ميانه ارباب طرب مشهور است و زبانزد اهل ساز چنانكه گره از كار قول و عمل مصنفان روزگار مي‌گشود.»  (به  نقل از زندگاني شاه عباس نوشته شادروان نصرالله فلسفي ، ص ٢٤٦ ). در اينجا تصنيف نيز به معناي ترانه آمده است.

كمال الدين، متخلص به بنايي شاعر و موسيقيدان نيمه دوم  قرن نهم و اوايل قرن دهم در ديباچه رساله موسيقي خود از اصطلاحات موسيقي با دقت و مهارت بهره گرفته است و از جمله مي‌نويسد: «خجسته سرودي (به معني ترانه ) كه نغمه سرايان بسيط بسايط روح افزا و ترانه دلگشا در اين دايره اخضر سرايند . تحفه نوازنده‌اي شايد كه عشاق بي نوا را درگلستان لبريز وصالش به نسيم نو بهار نواخت.» (رساله در موسيقي از انتشارات نشر دانشگاهي تهران ١٣٦٨خورشيدي ) .

موسيقي در زمان حکومت  قاجار

ادامه دارد


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 26- حميد ايزدپناه
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

ایزدپناه

چمیدنت به دلم .......

چمیدنت به دلم  می نشیند ای صیاد         گرت به شست نگاهی دلم کنی آزاد

شبی بقامت یلدا ، بدامنت سردل           رها مکن سر دل را به دست هر صیاد

خیال نازک ! ای از خیال نازک تر       به خواب نازک رویا ! مرا مبر از یاد

ردای مستی داری و موج نازک اشک       خوش آمدی به خرابات اشکناز آباد

فریب و فتنه آن غمزه خیال انگیز            به بزم نازک غم بار ما زند فریاد

به عمر اگر بخیالی گشوده ایم دری         هزار در به رخم بستی از در بیداد

شکنج طره شیرین به بیستون آورد       شکوه عشق دل انگیز و تیشه فرهاد 

نسیم یاد تو بویی بباغ می آرد           به دشت آرزویم بگذر ای نسیم مراد

چمیدنت چه خوشست و رمیدنت باری   به شعرناب« صفا» قصه تومانده بیاد

                                                                                                      حمید ایزد پناه

                                                                                                       «صفای لرستانی»

                                                                                                           دوم دیماه 1393 پاریس


موضوعات مرتبط: 26- حميد ايزدپناه
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

«با یاد و نام او»

به انگیزه گرامی داشت هنرمند شاعر و ترانه سرای  قوم لر آقای رمضان  پرورده

 ایزدپناه

ترانه وترانه سرایی (1)

آن نغمه و آن شور نواگر دل ما را       زین ره به شکیبی به سوی راز بقا برد

                                                                                                                       « صفا »

از گذشته ها

       از آنجا که چامه و شعر و شاعری بسیار تعریف شده و کارهنرمند گرامی آقای رمضان  پرورده در ترانه سرایی شهرت اعتباربیشتری یافته است ، به توضیحی کوتاه درباره پیشینه و اهمیت این هنر می پردازم. اگر چه به ظاهر چامه یا غزل وترانه سرایی یک هنر مقوله در سرایش و سرودن به نظر می رسد، اما تفاوت هایی دارند و دشواری هایی که هریک تعریفی جدا دارند.

       ترانه ، سروده ای کوتاه در دوبیت و تک بیت و یا چند بیتی می گفتند که کهن ترین آنها سروده های گوسانی زمان اشکانیان در همین محدوده لرستان یا پهله اشکانیان دانسته اند که وسیله گوسانان ترانه و داستان  سرا و نواگر اجرا می شده است ( تاریخ ادبیات پیش ازاسلام.نوشته دکتر تفضلی ص.75و76).

      میراث گوسانی ادبیات و موسیقای نواگران پارتی، به دوره ساسانیان انتقال یافت و رونق فراوان گرفت و در قالب پهلویانه ها ، ترانه  شد.از جمله ترانه های دیگر این زمان که بجای مانده ،سی لحن باربد است که به گفته نظامی گنجه ای آنها را از میان صد لحن برگزیده که هر لحن و آهنگی ترانه و کلامی داشته است. درپی هجوم تازیان به ایران این تک بیت و یا دوبیتی را« فهلویات» یا همان پهلویانه گفت. پس از نهضت یعقوب لیث و پاگرفتن شعر به زبان پارسی را سرود هم گفتند. مانند:

رودکی چنگ برگرفت و نواخت      باده انداز کاو  سرود انداخت

       امیر معزی به هنگام دیدن هلال ماه رمضان وسیله امیر سامانی، یک چار پاره گفت وامیر دستور داد اسبی به نام صله و جایزه به او بدهند. معزی برای سپاس چار پاره دیگری سرود که خود آن چار پاره را« ترانه» خواند و سرود:

چون آتش خاطر مرا شاه بدید    از خاک مرا بر زبر ماه کشید

چون آب یکی « ترانه » از من بشنید     چون باد یکی توسن خاصم بخشید

      اسدی توسی شاعر نامدار همزمان با فردوسی، در فرهنگ لغت فرس اسدی واژه ترانه را هم به معنای آواز وآواز خوانی وهم آهنگ و آهنگ سازی آورده است. بعد ها از ترانه با نام قول وغزل نیزاسم برده شده است. نظامی گنجه ای آورده است:

نشسته شاه عالم مهترانه          شکر برداشته چون مه ترانه

ترانه، تصنيف ،قول، نغمه:

   در مورد پيشينه ترانه سرايي در ايران، بايد دانست كه، هر جا موسيقي و نواي موسيقايي بوده، ترانه و شعر و سرودهايي وجود داشته است.

    در نوشته‌ي يکي ازمورخان يونان در باره‌ي ادبيات دوره‌ي ماد ، به شعر و داستان،اشاره‌هايي شده است. از جمله درباره‌ آثنثوس Athenaeus نوشته است: خنياگران با اوراد خود دلاوري‌هاي كورش و جنگ او را با آسيتاگ پيشگويي مي‌كردند. سپس از قول دينون Dinon مي‌نويسد: هنگامي كه آسيتاگاس با دوستانش به جشن و شادماني مي پرداخت، مردي به نام آنگارس – Angares كه مشهورترين خنياگران بود ،احضار شد و داستان‌هاي منظوم و معمول را با آواز خواند. (تاريخ ادبيات ايران پيش از اسلام ، نوشته‌ي شادروان دكتر احمد تفضلي به كوشش ژاله آموزگار .ص١٧ ،تهران سخن ١٣٧٦ ).

     در پژوهشي ديگر، كتابي است به نام «اللهو والمناهي» كه شادروان دكتر محمد محمدي ملايري به آن اشاره دارد . از اين كتاب به رساله كوچكي ٢٩ صفحه‌اي در باره‌ شعر و موسيقي و سرود ايراني پيش از اسلام اشاره دارد كه در آن نام برخي از الات موسيقي ايراني وبعضي از اصطلاحات و مقام هايي كه در آن وجود داشته آمده و همچنين يك سرود فارسي مركب از سه مصراع شعر نقل شده است كه هرچند مقداري از آنها به طور پراكنده و با تحريف در بعضي مأخذ عربي نيز ديده مي شود، اين رساله با همه كوچكي آن ، پرتوي بيشتري برآنچه مسعودي ازگفته‌هاي ابن خرداد به نقل كرده، مي‌افكند.

    يكي از نكاتي كه در اين رساله آورده است ، مطلبي است در باره شخصي به نام پهلبد. او مي‌نويسد، پهلبد از مردم مرو بود و عود مي‌نواخت و در اين هنر ماهر و برتر از همه بود . به سخن موزون آواز مي‌خواند و خود او براي آن آهنگ مي‌ساخت. هرگاه حادثه‌اي روي مي‌داد، كه دبيران ديوان و خبر رسانان از رساندن آن خبر به شاه واهمه داشتند ، آن را به پهلبد مي‌گفتند و او آن را در حضور شاه ،  با آواز و ساز و با آهنگي كه خشم را فرو نشاند، مي‌خواند.

     از آوازهايي كه او بدين طريق خوانده ، و از آهنگ‌هاي معروف او درستايش و تبريك و مانند آن‌ها، هفتاد و پنج آهنگ است كه يكي از آنها اين است كه او در هنگامي كه قيصر و خاقان از خسروپرويز ديدار مي‌كرده‌اند، سروده و خوانده است:

    قيصر ماه ماند و خاقان خورشيد آن من،خداي ابر ماند كامگاران كه خواهد ماه پوشد، كه خواهد خورشيد
   در اين رساله دو حكايت ديگر هم نقل شده است كه دريكي از آنها از خواننده ديگري به نام شركاس سخن رفته است.

      ابن خردادبه، در آنچه مسعودي از او روايت كرده موسيقي را بدين گونه ستوده است :

      موسيقي ذهن را جلا مي‌دهد، طبيعت انساني را به نرمي و ملايمت مي‌كشاند ، قلب را قوت مي‌بخشد و بخيل را بخشنده مي‌گرداند. و چون با مي همراه گردد به كمك هم اندوه تن فرسارا مي‌زدايند ، غم را مي‌گشايند و روح را به نشاط مي‌آورند و موسيقي به تنهايي همين كار‌ها را مي‌كند و برتري موسيقي بر سخن، مانند برتري سخن است بر گنگي، و برتري تندرستي است بر بيماري. ( تاريخ وفرهنگ ايران ،ج ٢ ايرانشهر نوشته دكتر محمد و محمدي ملايري، ص١٧٣ و١٧٤و . ترجمه مروج الذهب مسعودي، ج2 ص ٦١٢ تا ٦٢٢ ).

پيشينه ترانه سرائی در ايران


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 26- حميد ايزدپناه
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

نان گرده لرستان

    مواد لازم: آرد، پیاز نگینی خُرد شده، زرد چوبه، رازیانه، نمک، آب به مقدار لازم.

     طرز پخت : ابتدا مقداری آرد را با پیاز و زردچوبه و نمک و رازیانه مخلوط کرده سپس با مقداری آب آن را ورز می دهیم تا مواد کاملا با هم مخلوط شوند. پس از آن، خمیر آماده شده را روی سینی به صورت گرد در می آوریم. مقداری زغال را روشن کرده و آماده می کنیم. سپس گرده را روی زغال ها می گذاریم و روی آن را هم با زغال می پوشانیم تا به مدت 40 دقیقه به آرامی آماده شود.

نان ساجی لرستان


موضوعات مرتبط: 7- غذاهای لری، 21- گردشگري در لرستان
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

 

ری عکس کِلِک بَکید

 


موضوعات مرتبط: 18- تاریخ لرستان، 21- گردشگري در لرستان
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

وای دوش پِسین مینِ گردَنَه وای وُلا اَفتو ولُم کرد

(دیروز عصر توی گردنه (وقتی) آفتاب ولم (غروب) کرد)

وای شوق دیدار گُلم وای ولا خین به دلُم کرد

(وای که شوق دیدار گلم خون به دلم کرد )

وای بلال بلالُم بلال بلالُم دُدر خالَک به نُفتِت

(وای بلال بلالم، دختر خالک (پولک تزئینی) به بینی ات)

وای تَش به جونم ای وَنی گُلم با گفت و لُفتِت

(آتش به جونم می اندازی گلم با صحبت کردنت)

وای شو مه و بال رو وای وُلا چه دلپسنده

(وای شب مهتاب و کنار رودخونه چقدر دلپسنده)

وای مو که یارم ایچو نی وای دیه دل سیم نَمَنده

(وای من که یارم اینجا نیست دیگه دل برام نمونده)

وای بلال بلالُم بلال بلالُم دُدر خالَک به نُفتِت

(وای بلال بلالم، دختر خالک (پولک تزئینی) به بینی ات)

های تَش به جونم ای وَنی گُلم با گفت و لُفتِت

(آتش به جونم می اندازی گلم با صحبت کردنت)

وای چه خووه شو مَهی پا تش تُنگی

(چه خوبه شب مهتابی پای آتیش هیزمی )

وای تا خروس خون گَپ زنی وا هُم دُرُنگی

(تا صبح خروس خون گپ بزنی با همصحبتی)

وای بلال بلالُم بلال بلالُم دُدر خالَک به نُفتِت

(وای بلال بلالم، دختر خالک (پولک تزئینی) به بینی ات)

های تَش به جونم ای وَنی گُلم با گفت و لُفتِت

(آتش به جونم می اندازی گلم با صحبت کردنت)

وای چه خووه شُو مَهی پا تَش چاله

(وای چه خوبه شب مهتابی پای آتیش اجاق)

وای سیر بخونی سی گُلت بلال بلاله

(وای سیر بخونی برای گلت (نوای ) بلال بلال را)

[ ] [ ] [ لُرِسّو ]


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

لباس و پوشش محلی زنان لرستان

      کراس (Keras) یا جومه (Joma) :جومه یا کراس بعنوان تن پوش اصلی زنان لر شناخته می شود که عبارت است از  پیراهن بلندی از پارچه های گلدار و رنگی که اندازه و بلندی آن تا روی پا می باشد و آستین های بلند و گشاد دارد . بریدگی کم یقه آن بوسیله یک پولک و اغلب با یک سکه کوچک نقره ای بسته می شود.

     کلنجه (Kolanja) : همانگونه که در بخش ترانه کلنجه زرد وبلاگ نیز به آن اشاره شده ، کلنجه نیم تنه رکابی و بدون دکمه و آستینی است که از پارچه مخمل (به رنگهای روشن و معمولا قرمز و زرد) دوخته می شود. حاشیه های جلو کلنجه  را با نوار و یراق های رنگی کرمک دوزی می کنند و جلو سینه آن را تا پایین بوسیله سکه های نقره ای گوشه دار زینت می دهند. 

      بال کل (Balkoll) : بال = آستین  ، کل = کوتاه ، عبارت از لباس آستین  کوتاه مخملی است که معمولا روی پیراهن می پوشند و اندازه آن تا سر زانو و آستین هایش نیز تا زیر آرنج بیشتر نیست . سر آستین ها و حاشیه جلو آن را کرمک دوزی می کنند . این لباس بدون دکمه و جلو باز است و در برخی مناطق لرستان به نامسرداری ( Sardarye) نیز شهرت دارد.

       یال(Yall) : شامل کت مخملی است که نوعروسان و زنان جوان لرستانی عموما هنگام مراسم شاد چون عروسی ها  از مخمل قرمز دوخته و بتن می کنند. معمولا  بانوان و زنان مسن نیز اغلب رنگ مشکی و سرمه ای آن را به تن می کنند.

      شاوال(Shauwall) یا پاپوش(Paposh) : به شلوار زیری که از پارچه مشکی و محکم مخصوص دوخته شده گفته می شود . دمپای این شلوار معمولا تنگ و چسبیده به مچ پا است و گاهی بریدگی چند سانتی متری آن بوسیله پولک و یا سکه ای بسته می شود . در موقع بستن آن به کمر از کش استفاده نمی شود و غالبا بوسیله یک بند ضخیم پنبه ای و یا پشمی ان را به کمر می بندند.

        آژیه (Azheyeh) : یا آجیده ،از جمله سوغات بسیار مشهور و مرغوب خاص لرستان بوده که عبارت از  گیوه ای مخصوص می شده که رویه آن را زنان می چیندند و زیره آن را  که چند لایه چرم خالص و آجدار بود هنرمندانی بنام آژییه کش (Azhyea Kash) آماده و پرداخته می کردند . رویه این پای افزار از نظر بافت به دو نوع مشخص زنانه و مردانه تقسیم شده بود که نوع زنانه آن را  نو عروسان نیز می پوشیدند..

    سرون (Sarvan) :حجاب و پوشش موهای سر و گیسوان عروس لرستانی را بوسیله چارقدهای ظریف و نازک گلدار ابریشمی در رنگ های مختلف می پوشانند و بنحو خاصی سر عروس را با چند تخته از این چارقدها می بندند و دنباله آنها را از پشت سر آویزان می کنند. جلو سرون را بوسیله قطعه های طلا یا نقره و مهره های نفیس و زیبا تزیین می کنند . رنگی این چارقدها را با تخت مشکی که دختران و زنان جوان از آن استفاده می کنند گل ونی (Golvani)  و ساده و بزرگ تر آنها را که حاشیه های رنگی و ریشه دار هستند کت (Kat) می گویند که اغلب سرون بانوان لر از این نوع است . 

      تره : تره پارچه ابریشمی مخصوصی است که زنان لر به سر می‌‌بندند و بنام ساوه  نيز مشهور و خوانده مي شود. تره را زنان لر در حالت عادی می‌‌بندند و برای شرکت در مراسم وجشن و سور، نوعی از آن را به نام گل ونی روی تره می‌‌بندند.

     چارشو( Charshou) : روی تمامی لباس های زنان بویژه عروس را در لرستان بوسیله یک چادر شب سفید و گلدار می پوشانند و سپس او را  بر مادیانی سفید رنگ بنام سوزکیو که عنان آن در دست شادوما است سوار می کنند و سرانجام در مقصد داماد عروس را بغل می کند و به چیت جا (Cheteja) یا حجله می برد.


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 21- گردشگري در لرستان
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

آش دوغ لُری

 

مواد لازم :

  • گوشت چرخ کرده :250 گرم
  • جو : 1 پیمانه
  • نخود 250 گرم
  • سبزي ( تره ، جعفري ، شويد ) 700 گرم
  • برنج 1 پيمانه
  • دوغ یا ماست ترش ا کیلو
  • نمك ، فلفل ، سير تازه خرد شده به مقدار لازم

 

       نخود ها را از شب قبل خيس كنيد ( در ظرفي كه معادل سه برابر نخود هاي خيس نخورده آب داشته باشد ) و چند بار آب روي آنها را عوض كنيد . برنج را نيز از شب قبل با آب و مقداري نمك خيس كنيد . 
     در ظرف مناسبي نخود ها را بريزيد همراه 2 ليوان آب بپزد . بعد از اينكه نخود ها نرم شد ( نیم پز شد ) برنج را به آن اضافه كنيد و صبر كنيد تا برنج كاملا مغز پخت شود . دقت كنيد كه آب آش زياد نباشد و جا براي اضافه كردن دوغ داشته باشد .

         بعد از اينكه برنج كاملا مغز پخت شد، سبزي را كه تميز پاك كرده ايد و تقريبا ريز خرد كرده ايد ، به آش بيفزائيدو در ظرف را نيمه باز بگذاريد تا سبزي ها رنگشان تيره نشود . 

       گوشت چرخ کرده را بصورت کوچک و قلقلی با روغن تفت داده و به آش اضافه نمائید . 15 دقيقه قبل از آماده شدن آش، دوغ را به آش بيفزائيد . و مرتب هم بزنيد تا كاملا با آش قاطي شود . وقتي دوغ را اضافه كرديد در ظرف بايد كاملا باز باشد تا دوغ نبٌرد، بعد از حدود 15 دقيقا نمك و فلفل غذا را اندازه كنيد .موقع سرو كردن، سير تازه خرد شده را به آن اضافه كنيد.


موضوعات مرتبط: 7- غذاهای لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

خانه سادات بروجرد

     بروجرد دیار علم و هنر است. در اینجا سازه و زینت در دل هم می‌نشیند تا بافت تاریخی بروجرد را بتنند و بلندای دیوارهای بلند و خشتی را به نمایش بگذارد؛ وقتی در خیابان ها و کوچه های بروجرد گذر می کنی ، می توانی در خانه های تاریخی زندگی و جریان آن را به نظاره بنشینی.

    بروجرد با سابقه كهن از شهرهاي مهم منطقه در گذشته محسوب مي‌شده كه وجود بافت تاريخي با وسعت قريب 280 هكتار و ارزش هاي بالاي معماري، ‌شهرسازي و تك عناصر معماري چون مسجد جامع با قدمت بيش از 1200 سال دليل بر اين مدعاست. در دوره قاجار وجود شهري بزرگ و پرجمعيت كه از مراكز اقتصادي و صنعتي بوده،‌زمينه مناسبي جهت رونق اقتصادي در شهر بوده و وجود خانه‌هاي قديمي با ارزشي با شيوه‌هاي متعدد ساخت و تزيين متعلق به بزرگان از شواهد زنده آن است.

     بخش هاي مسكوني شهر تاريخي بروجرد داراي خانه‌هاي قديمي با ارزش بوده كه از نمونه‌هاي بارز و زيبايي معماري خانه‌هاي مسكوني گذشته محسوب مي‌شود.

     اين خانه‌هاي قديمي در قسمت هاي مختلف بافت قديم شهر پراكنده بوده که يكي از بخشهاي نسبتاً سالم مجموعه خانه‌هاي مربوط به سادات طباطبايي از محله صوفيان است كه شامل چندين خانه قديمي،‌قبور و مقبره بزرگان سادات طباطبايي است.


موضوعات مرتبط: 21- گردشگري در لرستان
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

نوحه را از اینجا دانلود یا بشنوید

کربلا نه تش گرو

مداح : بیژن شریفی

کربلا نه تش گرو باغی پرپر وابی

 (کربلا آتش گرفت باغی پرپر شد)

من شهاله تشل شیری بی سر وابی

 (در شعله های آتش شیری بی سر شد)

 تش زین و کربلا تش و ایل احمد

(کربلا را به آتش کشیدند، آتش زدند به اهل بیت)

 همه جا نه تش گرو تش سراسر وابی

 (همه جا آتش گرفت)

لاک و لیک همه جا شو رو و کاره

(صدای ناله و فریاد شب و روز ادامه دارد)

 لاک و لیک زینب نوبه اکبر وابی

(صدای ناله زینب بلند شد، نوبت اکبر است)

 کربلا نه تش گرو و باغی پرپر وابی

(کربلا آتش گرفت باغی پرپر شد)

همه جا بلازیه تش رسیه و خیمه

(شعله های آتش به خیمه ها رسیده)

 تش شهاله ایکشه تش گپو تر وابی

 (شعله های آتش زیادتر می شوند)

از گپو تا کوچولو همه تش گرفتن

(از بزرگ و کوچک سوختند در آتش)

 مثل اژدهای تش مار هفت سروابی

(اژدهای آتش، مار هفت سر شد)

کربلا نه تش گرو باغی پرپر وابی

(کربلا آتش گرفت باغی پرپر شد)

من شهاله تشل شیری بی سر وابی

 (در شعله های آتش شیری بی سر شد)

 ایگو هل من ناصر نیرسه کمک وش

(ندای هل من ناصر سر داد اما کسی به کمک نشتافت)

 مثل قیل آسمون سه سیاه تر وابی

(مثل قیر، آسمان سیاه تر شد)

 دودرم پرس ایکنه کربلا چطو شد

(دخترم سوال می کند کربلا چگونه شد؟)

گفتمش که از غدیر بن این جر وابی

 (به او گفتم که از این جنگ از غدیر شروع شد)

 کربلا نه تش گرو باغی پرپر وابی

(کربلا آتش گرفت باغی پرپر شد)

من شهاله تشل شیری بی سر وابی

(در شعله های آتش شیری بی سر شد)

 انگشتی نهایه بی زیر خل از او سو

(این قضیه ذغالی روشن زیر خاکستر بود)

ایسو اومه کربلا نیزه و خنجر وابی

(حالا که کربلا آمده نیزه و خنجر شده است)

 سوقی التش بزنین چشمه فراته

(اهالی سوق چشمه فرات را آتش بزنید)

کوفه نه تش بزنین عوض او خرابی

(کوفه را در عوض آن خرابی آتش بزنید)

 کربلا نه تش گرو باغی پرپر وابی

 (کربلا آتش گرفت باغی پرپر شد)

من شهاله تشل شیری بی سر وابی

(در شعله های آتش شیری بی سر شد)

 بزنین لیکه زنل که حسین سوخت

(ناله و فریاد بزنید که حسین سوخت)

تش شهاله ایکشه شیری بی سر وابی

 (در شعله های آتش شیری بی سر شد)

 تش ایکاره من دلم ایمونه و دورون

(آتش در دلم می کارد و تا همیشه در دلم می ماند)

 ای تش هم هم ایشهه تش بدتر تر وابی

(کاشکی آتش همین مقدار بود ولی هی بیشتر می شود)

 کربلا نه تش گرو باغی پرپروابی

(کربلا آتش گرفت باغی پرپر شد)

 من شهاله تشل شیری بی سر وابی

 (در شعله های آتش شیری بی سر شد)

 کربلا نه تش گرو تش و باد و کارن

(کربلا آتش گرفت و باد هم به کمک آتش آمد)

تش شهاله ایکشه نا برابر وابی

 (آتش شعله می کشد و نا برابر شد)

نوحه  بالا را از اینجا دانلود یا بشنوید


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری، 27-لرهای بختیاری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

شنیدن و دانلود نوحه با صدای حاج حبیب نیکنام

شنیدن و دانلود نوحه با صدای حاج غفور یادگاری

نوحه لری 

حِیدَرِ کَرار تُو بیا کَربَلا

 رأس حُسِینِت بیَه دِ تَن جُدا

(حیدر کرار بیا کربلا که سر حسینت شده از تن جدا )

 وِ حَرَمِ آلِ عَبا کُن نَظَر

خِیمَه وِ خِیمَه شورُ و غُوغا وِ پا

 ( به حرم آل عبا نظرکن ،خیمه به خیمه شور و غوغا بپاست)

 گَشتَه دو نیم فَرقِ علیِ اکبَر

 دَستِ ابالفضل بیَه دِه تَن جدا

( فرق علی اکبر (ع) دو نیم گشته و دست اباالفضل (ع) از تن جدا شده )


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

نوحه را از اینجا دانلود یا بشنوید

بارون نیزه

مداح : بیژن شریفی

بارون نیزه باری که دی عباس ایایه

 (بارون نیزه می بارد که مادر عباس می آید)

 شمر اومه وا سپاهی که سی تقاص ایایه

 (شمرآمد با سپاهی که برای انتقام می آید)

 برون نیزه ایزی مشکول او عباسه

 (با نوک تیز نیزه مشک آب عباس (ع) را پاره کرد)

 خین از دو دسش ایرخت و بی لباس ایایه

 (خون از دو دستش می ریخت و بدون لباس می آید)

 از تشنه ای هلاکه یه تپ نخه از او او

 (بسیار تشنه است اما یک قطره از آن آب نخورد)

 پر کرده بی مشکوله خوش اونه خواس ایایه

 (مشک را از آب پر کرد و خودش از آن آب نخورد)

 بارون نیزه باری که دی عباس ایایه

 (بارون نیزه می بارد که مادر عباس می آید)

 شمر اومه وا سپاهی که سی تقاص ایایه

 (شمرآمد با سپاهی که برای انتقام می آید)

وقتی رسی حسین وش که سر نداره عباس

 (زمانی امام حسین(ع) به او رسید که دیگر سر نداشت)

دست چپش بریده سی دست راس ایایه

 (دست چپش بریده شده از دست راست می آید)

ایره که او بیاره سی اصغر و سکینه

(می رود که آب بیاورد برای اصغر و سکینه)

 لیکه یه سکینه راسه عمو عباس ایایه

(صدای داد و فریاد سکینه بلند است عمو عباس می آید)

 بارون نیزه باری که دی عباس ایایه

 (بارون نیزه می بارد که مادر عباس می آید)

 شمر اومه وا سپاهی که سی تقاص ایایه

(شمرآمد با سپاهی که برای انتقام می آید)

 ریشه جر از غدیره بونیه بیعت درو بی

(ریشه کینه و دعوا از ماجرای غدیر است و بیعت بهانه است )

 ریشه ای جر از اوسو از او اساس ایایه

(ریشه دعوا از آن سمت و سو می آید)

 ای جنگ لو و تشنه بی دست و بی سر اومه

 (در این جنگ لب تشنگی، بی دست و سر آمد)

 چی لاله سور سوره وش بوی یاس ایایه

 (مثل لاله سرخ سرخه و بوی یاس می آید)

بارون نیزه باری که دی عباس ایایه

(بارون نیزه می بارد که مادر عباس می آید)

 شمر اومه وا سپاهی که سی تقاص ایایه

 (شمرآمد با سپاهی که برای انتقام می آید)

 زنگل همت بچرنین بوی زینب و رقیه

(زن ها همه عزاداری کنید برای زینب و رقیه)

 من دسله حسینه دو دست عباس ایایه

(دستان عباس در دستان امام حسین است و می آید)

 ایمونه دور و دورون اسمش سی تا همیشه

 (تا همیشه دوران نامش جاوید خواهد ماند)

 تا اسم عشق ایایه اسم عباس ایایه

 (تا اسم عشق می آید اسم عباس هم می آید)

 بارون نیزه باری که دی عباس ایایه

 (بارون نیزه می بارد که مادر عباس می آید)

 شمر اومه وا سپاهی که سی تقاص ایایه

 (شمرآمد با سپاهی که برای انتقام می آید)

 ریشه از غدیره بونه بیعت درو بی

 (ریشه کینه و دعوا از ماجرای غدیر است و بیعت بهانه است )

 ریشه ای جر از اوسو از او اساس ایایه

(ریشه دعوا از آن سمت و سو می آید)

 ای جنگ لوه تشنه بی دست و بی سر اومه

(در این جنگ لب تشنگی، بی دست و سر آمد)

 چی لاله سور سوره وش بوی یاس ایایه

 (مثل لاله سرخ سرخه و بوی یاس می آید)

 بارون نیزه باری که دی عباس ایایه

(بارون نیزه می بارد که مادر عباس می آید)

 شمر اومه وا سپاهی که سی تقاص ایایه

 (شمرآمد با سپاهی که برای انتقام می آید)

نوحه را از اینجا دانلود یا بشنوید


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری، 27-لرهای بختیاری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

نوحه را از اینجا دانلود یا بشنوید 

ساقی نهر علقمه

مداح : حسین سهرابی

ها میا دارَ میا ساقی دِ نهرِ عَلقَمَه

 یادِگارِ حیدَر وُ نُورِ دُو چَشِ فاطِمَه

 ها میا دارَ میا وا مَشکِ حالی ها میا

 ها میا دارَ میا وا لُوِ باری ها میا

 ها میا دارَ میا ساقی دِ نهرِ عَلقَمَه

 یادِگارِ حیدَر وُ نُورِ دُو چَشِ فاطِمَه

 سَر زِ زین غَلطُو دِ خی دُو دَس جدا دارَه میا

 ها میا دارَ میا وا دَسِ حالی ها میا

 ها میا دارَ میا وا مَشکِ حالی ها میا

 ها میا دارَ میا ساقی دِ نهرِ عَلقَمَه

 یادِگارِ حیدَر وُ نُورِ دُو چَشِ فاطِمَه

 یا اَخا اَدرِک اَخا پیچِس دِ دَشتِ نینوا

 بَچُونِ آلِ عَبا تِشنَه وِ دُورِ خِیمَیا

 انتظار ها می کَشَن تا گَر اَبوفاضل بیا

 ها میا دارَ میا وا لُوِ باری ها میا

 ها میا دارَ میا ساقی دِ نهرِ عَلقَمَه

 یادِگارِ حیدَر وُ نُورِ دُو چَشِ فاطِمَه

 سَر زِ زین غَلطُو دِ خی دُو دَس جُدا دارَه میا

 ها میا دارَ میا وا مَشکِ حالی ها میا

 

نوحه را از اینجا دانلود یا بشنوید 


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

نوحه ایگه بی سکینه را از اینجا دانلود یا بشنوید

 

ایگه بی سکینه دئنوم بی کسی نه

(بی بی سکینه می گوید بی کسی را تجربه کردم)

تش زین و خیمه تا من تش بسوزن جانشین حسین زین العابدین

 (خیمه ها را آتش زدند تا جانشین حسین امام زین العابدین در آتش بسوزد)

 ایگه بی سکینه دئنوم بی کسی نه

 (بی بی سکینه می گوید بی کسی را تجربه کردم)

 تش زین و خیمه تا من تش بسوزن جانشین حسین زین العابدین

 ( خیمه ها را آتش زدند تا جانشین حسین امام زین العابدین در آتش بسوزد)

 ایگه بی سکینه دئنوم بی کسی نه

 (بی بی سکینه می گوید بی کسی را تجربه کردم)

 مامه جونم زینب کو نعش بومه کو نعش گگومه

 (عمه جان زینب نعش پدرم و نعش برادرم کجا هستند؟)

 ایگه بی سکینه دئنوم بی کسی نه

 (بی بی سکینه می گوید بی کسی را تجربه کردم)

 مامه جونم زینب کو نعش بومه کو نعش گگومه

 (عمه جان زینب نعش پدرم و نعش برادرم کجا هستند؟)

 سر و تن ندارن پاره پاره پیکر جای بوس ندارن

 (نه سرو نه تن سالمی دارند که بتوانم آن را ببوسم)

 ایگه بی سکینه دئنوم بی کسی نه

 (بی بی سکینه می گوید بی کسی را تجربه کردم)

 عمو جونم عباس نی خو آو بیاری

 (عمو جان عباس دیگر نمی خواهد آب بیاوری)

 اصغر سیرآو وابی هرمله آو وش دا با یه تیر کینه

 (علی اصغر سیر آب شده چون هرمله با تیر کینه به او آب داده است)

 ایگه بی سکینه دئنوم بی کسی نه

 (بی بی سکینه می گوید بی کسی را تجربه کردم)

 

نوحه ایگه بی سکینه را از اینجا دانلود یا بشنوید


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری، 27-لرهای بختیاری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

نوحه را از اینجا دانلود یا بشنوید

نوحه قافله سالار عاطِفَه یا(زینب)

مداح علیرضا قهرمانی

آسِمُو پُر بی دِ سِتارَه زِینَب هِه ها سَر می شِمارَه

دُختِرِ زَهرا غَم دِ بارَه سی شاهِ بی سَر اَشک می وارَه

 قافِلَه سالارِ عاطِفَه یا

 زِینَبَ بَمیرَه وِ شومِ بِلا

 سَر بُلِن بیَه دِ اِمتِحونِش

 مُهرِ اِفتِخار هَردَه وِ جُونِش

 رُبابَه لای لای می کَه سی اَصغَر

 لیلا جُومَ سی پوشی سی اَکبَر

 اُمُ البَنینِم سی پَهلِوُنِش

خَرَه نیایَه وِ هَر دُو شُونِش

 آسِمُو پُر بی دِ سِتارَه زِینَب هِه ها سَر می شِمارَه

 دُختِرِ زَهرا غَم دِ بارَه سی شاهِ بی سَر اَشک می وارَه

رقیه بی گُوشوارَه زِمینَ

 اُو کُرِ تُو دار وَ عابِدینَ

 دِ خینِ حُسین کُرِ عَلیَ

 کربلا یِه سَر نالَه روییَ

 آسِمُو پُر بی دِ سِتارَه زِینَب هِه ها سَر میشِمارَه

 دُختِرِ زَهرا غَم دِ بارَه سی شاهِ بی سَر اَشک میوارَه

کارِوانِ غَم شَلُ شَکَت

سَر دَ ری نیزَه وا عِشق بی منَت

 رَسمِ وَفا هاشِمی چِنینَ

 مَرگِ وا عِزَت چَنی شیرینَ

 آسِمُو پُر بی دِ سِتارَه زِینَب هِه ها سَر می شِمارَه

دُختِرِ زَهرا غَم دِ بارَه سی شاهِ بی سَر اَشک می وارَه

 

 نوحه لری بالا را از اینجا دانلود یا بشنوید


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

نوحه بختیاری تش زین و خیمه را از اینجا دانلود یا بشنوید

 

تش زین و خیمه یل آه و واویلا

(آی وای که خیمه ها را آتش زدند)

زینب و طفلل ساوا وُیسا

(زینب و طفل های کوچک ایستادند)

 بی کس و بی خوش تینا وُیسا

(تنها شد و تنها ایستاد)

 دل پر درد زمین خین وابی

(دل پر درد زمین خون شد)

اسمون غرق تماشا وُیسا

(آسمان غرق تماشا ایستاد)

 تش زین و خیمه یل آه و واویلا

 (ای وای آتش زدند به خیمه ها)

سی زینب و سی بچیل آه و واویلا

 (ای وای برای بچه ها و زینب)

 اسمون غرق تماشا وُیسا

(بایست آسمان غرق تماشاست)

 مه و خورشید و من سر ایزن

(مآه و خورشید به سر می زدند)

 سی او جسمی من صحرا وُیسا

(ایستاد برای جسمی که در صحرا است)

 تش بلا زه همه جا کار ایکه

(زبانه آتش همه جا کار می کند)

 مه من خیمه کسی جا وُیسا

(کسی نمی توانست در خیمه ها بماند)

 زینب و طفلل ساوا وُیسا

(ای زینب به همرآه اطفال ایستاد)

 بی کس ابی و خوش تینا وُیسا

(بی کس و تنها ایستاد )

 تش زین و خیمه یل آه و واویلا

 (خیمه ها را به آتش کشیدند، آه و واویلا)

سی زینب و سی بچیل آه و واویلا

(آه و واویلا برای زینب و بچه ها)

 اسمون و تیلش خین ایرخت

(آسمان با چشمانش خون می ریخت)

 سی امامی که و دیندا وُیسا

(برای امامی که آخر همه کشته شد ایستاد)

 مه و خورشید و من سر ایزین

(مآه و خورشید به سر میزدند)

 سی او جسمی من صحرا وُیسا

 (برای آن جسمی که در صحرا است ایستاد)

تش زین و خیمه یل آه و واویلا

(آه و واویلا، خیمه ها را به آتش کشیدند)

 سی زینب و سی بچیل آه و واویلا

(آه و واویلا برای زینب و بچه ها)

 اوردن اب فرات سی بچیل

(آوردن آب فرات برای بچه ها)

من دل حضرت سقی وُیسا

(در دل ساقی کربلا ماند)

تش زین و خیمه یل آه و واویلا

(آه و واویلا، خیمه ها را به آتش کشیدند)

 سی زینب و سی بچیل آه و واویلا

(آه و واویلا برای زینب و بچه ها)

تش بلازه همه جا کار ایکه

(شعله آتش همه جا بود)

مه من خیمه کسی جا وُیسا

 (کسی در خیمه ها نماند)

اسمون و تیلش خین ایرخت

(آسمان با چشمانش خون می ریخت)

 سی امامی که و دیندا وُیسا

(برای امامی که بعد از همه کشته شد)

 اوردن او از فرات سی بچیل

(از فرات برای بچه ها آب آوردن)

 من دل حضرت سقی وُیسا

(در دل ساقی کربلا ماند)

تش زین و خیمه یل آه و واویلا

(آه و واویلا، خیمه ها را به آتش کشیدند)

 سی زینب و سی بچیل آه واویلا

(آه و واویلا برای زینب و بچه ها)

 شمر بی اصل و نسب وقتی که

(شمر بی اصل و نسب وقتی که)

سر سینه او مولا وُیسا

(سر سینه مولا ایستاد)

نترس زیر گلوش ببره

(نتوانست زیر گلویش را ببرد)

جایی که بوسه زهرا وُیسا

(جایی که بوسه زهرا بود)

زینب و طفلل ساوا وُیسا

(زینب و اطفال ایستادند)

 بی کس وابی و خش تینا وُیسا

 (بی کس شد و تنها ایستاد)

دل پر درد زمین خین وابی

 (دل از درد پر شد و زمین خونین شد)

 آسمون غرق تماشا وُیسا

(آسمان غرق تماشا ایستاد)

تش زین و خیمه یل آه و واویلا

 (آه و واویلا، خیمه ها را به آتش کشیدند)

سی زینب و سی بچیل آه و واویلا

 (آه و واویلا برای زینب و بچه ها)


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری، 27-لرهای بختیاری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

سی چی حُشکه لُوِت

نوحه را از اینجا دانلود یا بشنوید

غم تو وَن خاک عزا مینه هر دو شُونم

 (غم تو خاک عزا بر شانه هایم نشانده است)

 وِ کی بوئِم برارکم ئی دردِ گرونِم

(ای برادر درد سنگین خود با چه کسی درد دل کنم)

 دِ لوُ نهر علقَمَه سی چی بُرده خآوت

 (چرا در کنار نهر علقمه به خواب رفته ای)

مگر نَرتی وِ فرات سی چی حُشکه لوُِت

(مگر به فرات نرفته ای پس چرا لبانت خشکیده است)

 دِ کربلا بی کسیَ منه مَر نی ئی

 (مگر بی کسی مرا در کربلا ندیدی)

پشت و پناهم اِی برار مینِ جنگ تو بی ئی

 (تو پشت و پناه من ای برادر در جنگ تو بودی)

 ئی خَور دِ کربلا کی بُوره مدینَه

 ( این خبر را چه کسی از کربلا به مدینه ببرد)

 که دشمنونِ کافِرت کُشتنِت دِ کینَه

( که دشمنان کافرت از کینه تو را کشتند)

 حیف تو که ام البنین وِ عزات بَشینه

( حیف است تو که ام البنین به عزایت بنشیند)


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]

نوحه لُری اکبرم را از اینجا دانلود یا بشنوید

یا حسین

اکبرم رو اکبرم

مداح : لطف اله مهران نژاد

اکبَرِم رُو اکبَرِم  رولَه اِ نُو ثَمَرِم

 خاکِ غَم بی وَ سَرِم رولَه اِ نُو ثَمَرِم

 اُمِ لیلا وِت علی تازَه جِوُنِ نُو رَسِم

کُشتِهِ شَمشیرِ کین رولَه تُو بی فَریاد رَسِم

 کی هِلاکِت کِردیَه وَ حالِ عَطشان نُو بَرِم

 زَحمَتِم چی وَ هَدَر داغِتُ سوزان جِگِرِم

 اکبَرِم رُو اکبَرِم رولَه اِ نُو ثَمَرِم

خاکِ غَم بی وَ سَرِم رولَه اِ نُو ثَمَرِم

 رولَه سالها وَ پات کیشام لَگیان وُ دِل جَفا

 تا یَه پیری ژَ وفا بی وَ سایَه تُو صفا

 دالِکِت زارَ رولَه بی کَسُ یارَ رولَه

خاکِ غَم بی وَ سَرِم ای ضیاء بَستَرِم

 زَحمَتِم چی وَ هَدَر داغِ سوزان جِگِرِم

 اکبر اِ آرامِ گانِم علی اِ روحِ و رَوانِم

 رولَه اِ احمد وِصالِم اکبرِم شیرین زِوُونِم

 زینَتِ دامانِ مِه اِ میوه باغِ دِلم

 رولَه جان شُووِ زَفافِت آرزو مَن وَ دِلِم

حجلِه ات رَنگ بی وِ خی رولَه پَر پَر بی گُلِم

ابن سعد داغ تُو نای رولَه وَ کانونِ دِلِم

 اکبرِم غلطان وِ خینَ کُشتِهِ قُومِ لَعینَ

 منعِمِش خینی زمینَ چاکِه فَرقی تا جَبینَ

 اکبَرِم رُو اکبَرِم رولَه اِ نُو ثَمَرِم

 خاکِ غَم بی وِ سَرِم رولَه اِ نُو ثَمَرِم 

 

نوحه لُری اکبرم را از اینجا دانلود یا بشنوید


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وبلاگ حاضر هدیه ای فرهنگی است با برگ هایی از دفتر تمرین مشق زبان لری نویسنده فارس زبانی که در اسفندماه سال 1384 بمناسبت تولد همسرش به نشانه ارادت و تشكر و تقدير از یار و یاور و همسر لرستانی اش و با عشق به یادگیری و درک ریشه های فرهنگ ، ادب ، اخلاق و زبان و ادبیات لري وی و در حد توان و بضاعت در راه حفظ ، تقویت و اشاعه زبان ، موسیقی و فرهنگ غنی لرستان و بالاخره ادای دِینِ خود به این سرزمین شکل گرفته است.
برچسب‌ها وب
امکانات وب



در لُرسّو
در اينترنت
تماس با ما Online User