لُرِسّو(لرستان)
فرهنگ،هنر،شعر ،داستان، تاريخ ، فیلم ، ویدئو کلیپ و موسیقی لری  
آخرين مطالب

شُو اوّل قآهاره تو مارِک با

چِلّه بُونی تو بَچو ، وایَک ریمون لُو بوم

(طناب بندازید بچه ها باهم بریم لب بام)

دُر بَکیم گلونی مو ، کشمش بونن دش سی مون

(آویزون کنیم روسری هامون رو تا کشمش بریزند توش برامون)

امشو اوّل قاهاره، خیر دٍ حونَت بَواره

(امشب اول یلداست خیر به خونت بباره)

نون و پنیر و شیره ،کیخا حونَت نمیره

(نون و پنیر و شیره سرپرست خونت نمیره)

امشو اوّل قاهاره، کَت و گلونی وِه هاره

(امشب اول یلداست شال و روسری آویزونه)

نم نم بارو می باره، صاحو حونه بیاره

(نم نم بارون می باره صاحبخونه بیداره)

امشو اوّل قاهاره ،بعدٍ زٍمسّو باهاره

(امشب اول یلداست بعد از زمستون بهاره)

چی ئی به کُشکَه بیاره، کَرَمِت بی شماره

(چیزی بده کوچیکه بیاره کرمت بی شماره)

امشو اوّل قاهاره، خیر دِ حونَت بَواره

امشب اول یلداست خیر به خوونت بباره)

نون و پنیر و شیره، کیخا حونَت نمیره

(نون و پنیر و شیره سرپرست خونت نمیره)

 

آداب و رسوم شو اول قاهاره (قارّه) در لرستان

فلسفه و معني يلدا

   نیاکان مان در ایران باستان هنگام دي ماه،  چهار جشن زیبا در روز های اول ، هشتم ، پانزدهم و بیست و سوم دی ماه برگزار می کردند که از انها امروزه تنها جشن اول دیماه (شب یلدا) آن به عنوان نخستين روز چله یا آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال باقی مانده است و این تنها بازمانده جشن دی باستانی نیز بدلیل عدم آشنائی با آداب و سنن و چرائی اش توسط میراث داران ایین مهر در گذر دستخوش تدریجی تغییر و نهایتا  استحاله آن در داخل است و عجیب تر آنکه  برخی از آداب و رسوم آن  در خارج از مرزهای کشور با وارد شدن در فرهنگ دیگر ملل به اعتراف محققان و مورخان همچنان در حال حفظ ، ترویج و تقویت است ( از جمله مراسم قاشق زنی شب چله  ( با عنوان مراسم Trick or treat شب هالووین ) و سنت پخت بوقلمون شب یلدای لرستان ( در مراسم بوقلمون پزی روزشکرگزاری یا THANKSGIVING DAY) و یا همزادی و تفارن زمانی و  نحوه دلایل برگزاری جشن  یلدا (به معنی تولد) با زمان کریسمس و  بهانه تولد حضرت عیسی و جشن ایلانوت یهودی ها و ... ). در هر صورت نكته زيبا و بيادماندني بلندترين شب سال در اين است كه همه ايرانيان اعم ازفارس ،ترك ،كرد ،لر ، بلوچ و عرب ( و همچنین غربی ها  روزهای همزاد ان در کریسمس و شکرگزاری)  شب يلدا را شب جشن،شادي، دور هم‌نشيني ، دوستي و صداقت مي‌دانند. برای آشنایی بیشتر روی  موضوع تاثیر یلدا در جشن های  دیگر اقوام  کلیک کنید .

       يلدا (جشن زایش مهر) از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا )  و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير ) می دانند . 

      اجداد ما اين شب را تا به صبح به جشن و پايكوبي به گرد آتش نشسته  و با سفره رنگینی از ميوه‌هايي چون هندوانه، خربزه، انار، سيب، خرمالو و به باستقبال فصل زمستان می رفتند. اين ميوه ها در ان زمان هرکدام بار معنايي نمادين  خود  را داشت داشتند، هندوانه كه قاچ‌هاي مدور مي‌خورد چون خورشيد، يادآور گرماي تابستان و فرونشاندن عطش بود. انار با صندوقچه ای از  دانه‌هاي مرواريد سرخش ، (سرخی  نمادی از تناسل نسل و زايش بود) و شب چره‌ و آجیل هايي كه با شكستن آن شادي را با خود به همراه مي‌آورد.

     بدون شک نگاهی به آداب و رسوم طولانی ترین شب سال در میان یکی از قدیمی ترین اقوام  ایران باستان (لرها) سبب مستحکم تر شدن ریسمان پیوند فرهنگی ما ایرانیان با  خاطرات آباء و اجدایمان خواهد شد .

آداب و رسوم شب يلداي لرستان

        «قار» (GHAR) در زبان لری بمعنی «داد و فریاد» و «قاره» (GHARA) بمعنی «صدای بلند» است . استاد گرانقدر حمید ایزدپناه نام اولین شب زمستان یا شب یلدا در زبان لری را « اول قاهاره» (AVAL GHAHARA) خوانده اند . «قاهار» یا «قاهاره» در لرستان (چه درگویش و زبان لری  چه در لکی ) معنی و مفهوم لغوی ندارد . برخی از دوستان  ریشه «اول قاهاره »یا «اول قارّه» را از کلمه عربی « لیله القاره» خوانده اند . در حالی که بنوشته دهخدا عرب واژه ای  بنام « یوم قار» نیز دارد که معنی آن  روز خنک . (منتهی الارب ).  و یا روز سرد. (مهذب الاسماء) است .

   کلمه «قار» در زبان عربی عموما به معنی «قیر» یا صفت «قیراندود کردن» چیزی بکار برده شده است . بنوشته دهخدا :

       «قار به فارسی مشهور به قیر است و آن از زمین با آب گرم از چشمه ها میجوشد. سیاه مایل به سرخی و اصل آن بعضی صلب و برخی سیال میباشد و با قدری خاک نیز طبخ میدهند تا توان بر کشتی و امثال آن اندود. و قوتش تا سی سال باقی است .».

  • چون قار سیه نیست دل ما و پر از گرد       گر چه دل چون قار تو پر گرد و غبار است
  • چون به در خانه ٔ زنگی شوی                           روی چو گلنارت چون قار کن 
  • دل موافق رایت چو برف باد سپید             رخ مخالف جاهت سیاه باد چو قار

 فردوسی نیز در شاهنامه «قار» را  بمعنای سیاه بکار گرفته است :

کزو گشت هامون چو دریای قار              درآمد به جنبش زمین از سوار

 

چو خورشید سر برزد از کوهسار              بگسترد یاقوت بر پشت قار 

به دیده چو قار و به رخ چون بهار        چو می خورده و چشم او پرخمار

از سوئی قار (GHAR) در زبان ترکی بمعنی « برف » می باشد  :

  • همیشه تا که به تازی مطر بود باران          چنانکه برف بودبر زبان ترکی قار
  • چشم این دائم سپید از اشک حسرت همچو قار      روی آن دائم سیاه از آه محنت همچو قیر
  • تا چو قیر است و قار در شب و روز                 ساحت و عرصه ٔ قفار و بحار
  • روز خصمت سیاه باد چو قیر                           روی بختت سپید باد چو قار
     و کم نیستند از کلمات ترکی ای که علاوه بر زبان فارسی { گلنگدن (میاد میره) ، اوزوم برون(بینی دراز) قزل آلا(تلاء لو طلا) ، آچار(بازکن)،آچمز (باز نمیشه) قره قوروت(کشک سیاه) و...}در گویش و زبان لری نیز وارد شده و بدون جایگزین و بدلی همچنان مورد استفاده قرار می گیرند. (در صورت مجال در مقاله ای دیگر به آن خواهم پرداخت).

      در هر حال شب یلدا در لرستان با دو نام « شو چلّه » و « شو اول قارّه (قاهاره)» ضمن ان که دربردارنده معنی و مفهومی جامع از کلمه «قار » با تمام صفات ریشه عربی و یا ترکی  آن اعم از «سیاهی » برای شب یلدا یا «سردی و سپیدی برف» برای اولین روز زمستان است در عین حال  بعنوان یکی از شب های بیاد ماندنی جشن و شادمانی است که کلیه افراد فامیل اعم از کوچک و بزرگ و زن و مرد همچون اجدادشان با نشستن و جمع شدن بدور یکدیگر  و خواندن شعر و ترانه(شوهنومه خوونی) ، گرفتن فال (چل سرو) ، میل نمودن آجیل مخصوص (گنم برشته و گنم شیر) ، تعریف افسانه های قدیمی (امیل و ممیل) و بالاخره  بازی و سرگرمی خاص (چارشو دُر کنی و قاشق زنی) ضمن تقویت روحیه شادی و شادمانی با یکدیگر خود را اماده استقبال  از زمستان سرد (و پربرکت ) می کنند. از انجائی که برگزاری شو اول قاهاره در لرستان مستلزم  فراهم نمودن مقدماتی است ،  برخی از این مقدمات (و محل تهیه آنها) را با همدیگر مروری کوتاه می کنیم  .

 موارد لازم جشن یلدای لُری :

  • ۱ - خانواده ای  با حداقل یک نفر مسلط به اشعار شاهنامه یا حافظ 

برای دیدن شاهنامه اینجا وبرای دانلود آن اینجا و حافط اینجا را کلیک کنید 

  • ۲- فردی مطلع و آشنا با نحوه گرفتن فال های لری از جمله فال چل سرو          

  برای مشاهده ابیات و نحوه گرفتن فال چل سرواینجا را کلیک کنید

  • ۳- گوشت قربانی گوسفند ، بوقلمون یا مرغ و خروس برای شام. 

 برای آشنائی با نحوه پخت و پز غذاهای لریاینجا را کلیک کنید

  • ۴- آجیل گنم برشته یا گنم شیر جهت تنقلات جشن.

برای مشاهده نحوه تهیه گنم برشته و گنم شیراینجا را کلیک کنید

  • ۵- موسیقی و ترانه های محلی لری .

برای مشاهده موسیقی کلیپ ترانه های لریاینجارا کلیک کنید

       بعد از تهیه و یا همزمان با تهیه مقدمات شب یلدای لری می بایستی با برخی از اصطلاحات و افسانه های لری نیز آشنا شوید . 

۱- اصطلاحات  لری شو چله

  • اول قاهاره (AVAL GHAHARA)= اولین شب زمستان ، شب یلدا.
  • چلّه (CHELLA) =روز چهلم تولد یا مرگ هر کسی است ، زه کمان.
  • چله (CHELA) = ریسمان مخصوصی است که از موی بز بافته می شود.
  • چلّه گَپه(GAPA) = یا چله بزرگ که همان 40 روز اول زمستان از اول دی تا 11 بهمن است.
  • چلّه کوشکه(KOSHKA) = یا چله کوچک از 11 بهمن تا اول اسفند.
  • چارشو دُر کنی (CHAR SHOW DORR KANI) = چادر  شب آویزان کنی. مراسم ویژه شب یلدا که بچه ها در آن با آویزان کردن چادر یا شال و یا گلونی (سربند لری) از بام  خانه ها از همسایه ها  درخواست شیرینی و تنقلات شب یلدا را می نمایند.
  •  گندم برشته یا گنم شیر (GHANEM SHIR) = مخلوط گندم و كشمش، كنجد، شاهدانه، گردو  و فندق درست می كنند.
  • چل سرو( CHEL SERU)=  فال چهل سرود که در آن  یكنفر تسبیح می اندازد و هر كدام از حاضرین یك شعر به زبان لكی می گویند و چهلمین شعر نیت اصلی گیرنده فال است
  • افسانه اَمیل و مَمیل(AMIL & MAMIL) = امیل و ممیل دو برادر زمستانی هستند و دو نفس دزد و آشکار دارند. "امیل"  برادر بزرگتر و دارای نفس "دزد" روز چهل و پنجم زمستان در اثر سرمای زیاد هویدا می گردد و "ممیل" برادر كوچكتر دارای نفس "آشكار"  روز پنجاه و پنج زمستان كه هوا كمی بهتر می شود خود را نشان می دهد .چهل روز كه از زمستان می گذرد "امیل" (چله بزرگ) به كوه می رود و زیر سنگ سیاه و  بزرگی می نشیند. در این موقع سنگ سیاه بر روی او می افتد و "امیل" قادر به بلند  كردن سنگ و بیرون كشیدن خودش نیست. پس همانطور زیر سنگ می ماند.پس از سپری شدن پنجاه روز از زمستان "ممیل" (چله كوچك) بفكر برادرش می افتد و  پیش خود می گوید نكند در كوه برای برادرم "امیل" اتفاقی افتاده باشد؟ از این رو برای پیدا كردن برادر خود به كوه می رود.در این زمان(روز چهارم تا شانزدهم بهمن ) مردم می گویند: هوا خیلی سرد شده و اكنون درست در وسط "ششلهششله" shashela_ shashela  رسیدیم. یعنی تلاقی بین شش روز بعد از رفتن "ممیل" به دنبال برادرش كه این دوازده روز هوا بسیار سرد می شود.

           "ممیل" بعد از جستجوی فراوان برادرش "امیل" را در حالیكه تخته سنگی بر  رویش افتاده پیدا می كند. خود را به كنار او می رساند و هر كاری می كند نمی تواند تخته سنگ را جابجا نماید تا برادرش را نجات دهد.از آنجا كه "امیل" دارای قدرت سرمای زیادی است، "ممیل" این قدرت را حس می كند. از این رو به برادرش "امیل" میگوید: اگر من جای تو بودم كاری می كردم

"دایا دِ وَر تاوه حُشكش بزنه ریش اسبی دِ لو تژگاه"

        امیل در جواب می گوید : خودت چرا کاری نمی کنی که در اثر سرما پیرزن در کنار ساج و پیر مرد در کنار آتش یخ ببندد و خشک شوند . ممیل می گوید : آخر « لم شوره بهار دوممه» (باران بهار دنبالم است) و هر کاری بکنم بی فایده است . ممیل هرچه تلاش می کنه امیل را نجات بده نمی تواند و چون امیل سرمای زیادی از خود بوجود می آورد از این رو ممیل طاقت سرمای او را ندارد و مریض می شود . 

           هر دو برادر در کنار هم چند روزی را سپری می کنند تا اینکه بعد از 60 روز از زمستان هر دو می میرند و بعد از چندی مادرشان داشو (DASHO)  که پیر زنی کهن سال است بالای سرشان می آید و همین که با جسد مرده دو پسرش روبرو می شود فریاد می زند:

امیل مرد و ممیل مرد دل وه کی کنم خوش ؟ چومتی بیرم عالمی بزنم تش

        سپس مشعل روشنی برداشته و عالم را آتش می زند و این کار سبب گرم شدن زمین می گردد. لذا در لرستان زمانی که هوا رو به گرمی می رود مردم می گویند : داشو (مادر امیل و ممیل) در حال چرخاندن مشعل روشن در هوا می باشد .

       یلدا و زوج های جوان :

        تازه عروس ها و داماد ها نیز در شب یلدای لرستان از قلم نیافتاده و با هدایای ویژه مورد لطف و عنایت خانواده ها و فامیل قرار می گیرند ،اگر دختری تازه عروس باشد خانواده او هدیه ای با مقداری آجیل گندم برشته و میوه و شیرینی جهت شب یلدا به منزل داماد می آورند و اگر پسر و دختری با هم نامزد باشند، خانواده پسر در شب یلدا هدیه ای برای این دختر به منزل پدرش می برند.

۲- بازی های لری شب یلدا

      رسم و بازی شال دُر کنی (شال آویزان کردن ) یا  چارشو دُر کنی  (چادر شب  آویزان کردن ) یا گلونی دُر کنی (سربند آویزان کردن) از محبوب ترین و متداول ترین بازی های کودکانه شب یلدا در لرستان است که بچه ها با گره زدن شال،روسری یا چادر شب های زنانه به طناب چله ، و آویزان کردن آن از بالای پشت بام  خانه همسایه ها با خواندن اشعاری لری درخواست شیرینی شب یلدا  از صاحب خانه می نمایند :

  • امشو اول قاره _ خیر د حونت بواره 
  • نون و پنیر و شیره _ كیخا حونت نمیره
  • زنت دو کُر بیاره   چی ئی به علی كوشكه بیاره

      صاحبخانه نیز معمولا مقداری آجیل گندم برشته و میوه و شیرینی در چادر شب یا شال آنها می گذارد و بچه ها ضمن بالا كشیدن آن درمقام تشکر از صاحب خانه با هم می خوانند:

امشو اول قاهاره   نون و پنیر و شیره     كیخا حونت نمیره

        بعضی اوقات صاحبخانه ها برای شوخی و خنده ابتدا مقداری سنگ بجای شیرینی و آجیل و میوه شب یلدا داخل شال آویران بچه ها می کنندو بجه ها هم که معمولا اماده این شوخی و تفریح اند با دیدن ان با هم دم می گیرند که :

  • امشو اول قاهاره    خیر ده حونت نواره
  • نون و پنیر و حلوا    كیخا حونت لنگ والا
  • نون و پنیر و شیره      كیخا حونت بمیره

 

      به امید روزی که شب یلدا با عنایت به فلسفه وجودی ، شایستگی ، زادگاه و خاستگاه ایرانی اش با ثبت جهانی  در یونسکو بعنوان شب جهانی « مهر و عشق  و صلح ورزی» به همه جهانیان شناسانده شود 


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

«با یاد و نام او»

به انگیزه گرامی داشت هنرمند شاعر و ترانه سرای  قوم لر آقای رمضان  پرورده

 ایزدپناه

ترانه وترانه سرایی (1)

آن نغمه و آن شور نواگر دل ما را       زین ره به شکیبی به سوی راز بقا برد

                                                                                                                       « صفا »

از گذشته ها

       از آنجا که چامه و شعر و شاعری بسیار تعریف شده و کارهنرمند گرامی آقای رمضان  پرورده در ترانه سرایی شهرت اعتباربیشتری یافته است ، به توضیحی کوتاه درباره پیشینه و اهمیت این هنر می پردازم. اگر چه به ظاهر چامه یا غزل وترانه سرایی یک هنر مقوله در سرایش و سرودن به نظر می رسد، اما تفاوت هایی دارند و دشواری هایی که هریک تعریفی جدا دارند.

       ترانه ، سروده ای کوتاه در دوبیت و تک بیت و یا چند بیتی می گفتند که کهن ترین آنها سروده های گوسانی زمان اشکانیان در همین محدوده لرستان یا پهله اشکانیان دانسته اند که وسیله گوسانان ترانه و داستان  سرا و نواگر اجرا می شده است ( تاریخ ادبیات پیش ازاسلام.نوشته دکتر تفضلی ص.75و76).

      میراث گوسانی ادبیات و موسیقای نواگران پارتی، به دوره ساسانیان انتقال یافت و رونق فراوان گرفت و در قالب پهلویانه ها ، ترانه  شد.از جمله ترانه های دیگر این زمان که بجای مانده ،سی لحن باربد است که به گفته نظامی گنجه ای آنها را از میان صد لحن برگزیده که هر لحن و آهنگی ترانه و کلامی داشته است. درپی هجوم تازیان به ایران این تک بیت و یا دوبیتی را« فهلویات» یا همان پهلویانه گفت. پس از نهضت یعقوب لیث و پاگرفتن شعر به زبان پارسی را سرود هم گفتند. مانند:

رودکی چنگ برگرفت و نواخت      باده انداز کاو  سرود انداخت

       امیر معزی به هنگام دیدن هلال ماه رمضان وسیله امیر سامانی، یک چار پاره گفت وامیر دستور داد اسبی به نام صله و جایزه به او بدهند. معزی برای سپاس چار پاره دیگری سرود که خود آن چار پاره را« ترانه» خواند و سرود:

چون آتش خاطر مرا شاه بدید    از خاک مرا بر زبر ماه کشید

چون آب یکی « ترانه » از من بشنید     چون باد یکی توسن خاصم بخشید

      اسدی توسی شاعر نامدار همزمان با فردوسی، در فرهنگ لغت فرس اسدی واژه ترانه را هم به معنای آواز وآواز خوانی وهم آهنگ و آهنگ سازی آورده است. بعد ها از ترانه با نام قول وغزل نیزاسم برده شده است. نظامی گنجه ای آورده است:

نشسته شاه عالم مهترانه          شکر برداشته چون مه ترانه

ترانه، تصنيف ،قول، نغمه:

   در مورد پيشينه ترانه سرايي در ايران، بايد دانست كه، هر جا موسيقي و نواي موسيقايي بوده، ترانه و شعر و سرودهايي وجود داشته است.

    در نوشته‌ي يکي ازمورخان يونان در باره‌ي ادبيات دوره‌ي ماد ، به شعر و داستان،اشاره‌هايي شده است. از جمله درباره‌ آثنثوس Athenaeus نوشته است: خنياگران با اوراد خود دلاوري‌هاي كورش و جنگ او را با آسيتاگ پيشگويي مي‌كردند. سپس از قول دينون Dinon مي‌نويسد: هنگامي كه آسيتاگاس با دوستانش به جشن و شادماني مي پرداخت، مردي به نام آنگارس – Angares كه مشهورترين خنياگران بود ،احضار شد و داستان‌هاي منظوم و معمول را با آواز خواند. (تاريخ ادبيات ايران پيش از اسلام ، نوشته‌ي شادروان دكتر احمد تفضلي به كوشش ژاله آموزگار .ص١٧ ،تهران سخن ١٣٧٦ ).

     در پژوهشي ديگر، كتابي است به نام «اللهو والمناهي» كه شادروان دكتر محمد محمدي ملايري به آن اشاره دارد . از اين كتاب به رساله كوچكي ٢٩ صفحه‌اي در باره‌ شعر و موسيقي و سرود ايراني پيش از اسلام اشاره دارد كه در آن نام برخي از الات موسيقي ايراني وبعضي از اصطلاحات و مقام هايي كه در آن وجود داشته آمده و همچنين يك سرود فارسي مركب از سه مصراع شعر نقل شده است كه هرچند مقداري از آنها به طور پراكنده و با تحريف در بعضي مأخذ عربي نيز ديده مي شود، اين رساله با همه كوچكي آن ، پرتوي بيشتري برآنچه مسعودي ازگفته‌هاي ابن خرداد به نقل كرده، مي‌افكند.

    يكي از نكاتي كه در اين رساله آورده است ، مطلبي است در باره شخصي به نام پهلبد. او مي‌نويسد، پهلبد از مردم مرو بود و عود مي‌نواخت و در اين هنر ماهر و برتر از همه بود . به سخن موزون آواز مي‌خواند و خود او براي آن آهنگ مي‌ساخت. هرگاه حادثه‌اي روي مي‌داد، كه دبيران ديوان و خبر رسانان از رساندن آن خبر به شاه واهمه داشتند ، آن را به پهلبد مي‌گفتند و او آن را در حضور شاه ،  با آواز و ساز و با آهنگي كه خشم را فرو نشاند، مي‌خواند.

     از آوازهايي كه او بدين طريق خوانده ، و از آهنگ‌هاي معروف او درستايش و تبريك و مانند آن‌ها، هفتاد و پنج آهنگ است كه يكي از آنها اين است كه او در هنگامي كه قيصر و خاقان از خسروپرويز ديدار مي‌كرده‌اند، سروده و خوانده است:

    قيصر ماه ماند و خاقان خورشيد آن من،خداي ابر ماند كامگاران كه خواهد ماه پوشد، كه خواهد خورشيد
   در اين رساله دو حكايت ديگر هم نقل شده است كه دريكي از آنها از خواننده ديگري به نام شركاس سخن رفته است.

      ابن خردادبه، در آنچه مسعودي از او روايت كرده موسيقي را بدين گونه ستوده است :

      موسيقي ذهن را جلا مي‌دهد، طبيعت انساني را به نرمي و ملايمت مي‌كشاند ، قلب را قوت مي‌بخشد و بخيل را بخشنده مي‌گرداند. و چون با مي همراه گردد به كمك هم اندوه تن فرسارا مي‌زدايند ، غم را مي‌گشايند و روح را به نشاط مي‌آورند و موسيقي به تنهايي همين كار‌ها را مي‌كند و برتري موسيقي بر سخن، مانند برتري سخن است بر گنگي، و برتري تندرستي است بر بيماري. ( تاريخ وفرهنگ ايران ،ج ٢ ايرانشهر نوشته دكتر محمد و محمدي ملايري، ص١٧٣ و١٧٤و . ترجمه مروج الذهب مسعودي، ج2 ص ٦١٢ تا ٦٢٢ ).

پيشينه ترانه سرائی در ايران


موضوعات مرتبط: 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو

نان گرده لرستان

    مواد لازم: آرد، پیاز نگینی خُرد شده، زرد چوبه، رازیانه، نمک، آب به مقدار لازم.

     طرز پخت : ابتدا مقداری آرد را با پیاز و زردچوبه و نمک و رازیانه مخلوط کرده سپس با مقداری آب آن را ورز می دهیم تا مواد کاملا با هم مخلوط شوند. پس از آن، خمیر آماده شده را روی سینی به صورت گرد در می آوریم. مقداری زغال را روشن کرده و آماده می کنیم. سپس گرده را روی زغال ها می گذاریم و روی آن را هم با زغال می پوشانیم تا به مدت 40 دقیقه به آرامی آماده شود.

نان ساجی لرستان


موضوعات مرتبط: 7- غذاهای لری، 21- گردشگري در لرستان
لُرِسّو

 

ری عکس کِلِک بَکید

 


موضوعات مرتبط: 18- تاریخ لرستان، 21- گردشگري در لرستان
لُرِسّو

وای دوش پِسین مینِ گردَنَه وای وُلا اَفتو ولُم کرد

(دیروز عصر توی گردنه (وقتی) آفتاب ولم (غروب) کرد)

وای شوق دیدار گُلم وای ولا خین به دلُم کرد

(وای که شوق دیدار گلم خون به دلم کرد )

وای بلال بلالُم بلال بلالُم دُدر خالَک به نُفتِت

(وای بلال بلالم، دختر خالک (پولک تزئینی) به بینی ات)

وای تَش به جونم ای وَنی گُلم با گفت و لُفتِت

(آتش به جونم می اندازی گلم با صحبت کردنت)

وای شو مه و بال رو وای وُلا چه دلپسنده

(وای شب مهتاب و کنار رودخونه چقدر دلپسنده)

وای مو که یارم ایچو نی وای دیه دل سیم نَمَنده

(وای من که یارم اینجا نیست دیگه دل برام نمونده)

وای بلال بلالُم بلال بلالُم دُدر خالَک به نُفتِت

(وای بلال بلالم، دختر خالک (پولک تزئینی) به بینی ات)

های تَش به جونم ای وَنی گُلم با گفت و لُفتِت

(آتش به جونم می اندازی گلم با صحبت کردنت)

وای چه خووه شو مَهی پا تش تُنگی

(چه خوبه شب مهتابی پای آتیش هیزمی )

وای تا خروس خون گَپ زنی وا هُم دُرُنگی

(تا صبح خروس خون گپ بزنی با همصحبتی)

وای بلال بلالُم بلال بلالُم دُدر خالَک به نُفتِت

(وای بلال بلالم، دختر خالک (پولک تزئینی) به بینی ات)

های تَش به جونم ای وَنی گُلم با گفت و لُفتِت

(آتش به جونم می اندازی گلم با صحبت کردنت)

وای چه خووه شُو مَهی پا تَش چاله

(وای چه خوبه شب مهتابی پای آتیش اجاق)

وای سیر بخونی سی گُلت بلال بلاله

(وای سیر بخونی برای گلت (نوای ) بلال بلال را)

لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

لباس و پوشش محلی زنان لرستان

      کراس (Keras) یا جومه (Joma) :جومه یا کراس بعنوان تن پوش اصلی زنان لر شناخته می شود که عبارت است از  پیراهن بلندی از پارچه های گلدار و رنگی که اندازه و بلندی آن تا روی پا می باشد و آستین های بلند و گشاد دارد . بریدگی کم یقه آن بوسیله یک پولک و اغلب با یک سکه کوچک نقره ای بسته می شود.

     کلنجه (Kolanja) : همانگونه که در بخش ترانه کلنجه زرد وبلاگ نیز به آن اشاره شده ، کلنجه نیم تنه رکابی و بدون دکمه و آستینی است که از پارچه مخمل (به رنگهای روشن و معمولا قرمز و زرد) دوخته می شود. حاشیه های جلو کلنجه  را با نوار و یراق های رنگی کرمک دوزی می کنند و جلو سینه آن را تا پایین بوسیله سکه های نقره ای گوشه دار زینت می دهند. 

      بال کل (Balkoll) : بال = آستین  ، کل = کوتاه ، عبارت از لباس آستین  کوتاه مخملی است که معمولا روی پیراهن می پوشند و اندازه آن تا سر زانو و آستین هایش نیز تا زیر آرنج بیشتر نیست . سر آستین ها و حاشیه جلو آن را کرمک دوزی می کنند . این لباس بدون دکمه و جلو باز است و در برخی مناطق لرستان به نامسرداری ( Sardarye) نیز شهرت دارد.

       یال(Yall) : شامل کت مخملی است که نوعروسان و زنان جوان لرستانی عموما هنگام مراسم شاد چون عروسی ها  از مخمل قرمز دوخته و بتن می کنند. معمولا  بانوان و زنان مسن نیز اغلب رنگ مشکی و سرمه ای آن را به تن می کنند.

      شاوال(Shauwall) یا پاپوش(Paposh) : به شلوار زیری که از پارچه مشکی و محکم مخصوص دوخته شده گفته می شود . دمپای این شلوار معمولا تنگ و چسبیده به مچ پا است و گاهی بریدگی چند سانتی متری آن بوسیله پولک و یا سکه ای بسته می شود . در موقع بستن آن به کمر از کش استفاده نمی شود و غالبا بوسیله یک بند ضخیم پنبه ای و یا پشمی ان را به کمر می بندند.

        آژیه (Azheyeh) : یا آجیده ،از جمله سوغات بسیار مشهور و مرغوب خاص لرستان بوده که عبارت از  گیوه ای مخصوص می شده که رویه آن را زنان می چیندند و زیره آن را  که چند لایه چرم خالص و آجدار بود هنرمندانی بنام آژییه کش (Azhyea Kash) آماده و پرداخته می کردند . رویه این پای افزار از نظر بافت به دو نوع مشخص زنانه و مردانه تقسیم شده بود که نوع زنانه آن را  نو عروسان نیز می پوشیدند..

    سرون (Sarvan) :حجاب و پوشش موهای سر و گیسوان عروس لرستانی را بوسیله چارقدهای ظریف و نازک گلدار ابریشمی در رنگ های مختلف می پوشانند و بنحو خاصی سر عروس را با چند تخته از این چارقدها می بندند و دنباله آنها را از پشت سر آویزان می کنند. جلو سرون را بوسیله قطعه های طلا یا نقره و مهره های نفیس و زیبا تزیین می کنند . رنگی این چارقدها را با تخت مشکی که دختران و زنان جوان از آن استفاده می کنند گل ونی (Golvani)  و ساده و بزرگ تر آنها را که حاشیه های رنگی و ریشه دار هستند کت (Kat) می گویند که اغلب سرون بانوان لر از این نوع است . 

      تره : تره پارچه ابریشمی مخصوصی است که زنان لر به سر می‌‌بندند و بنام ساوه  نيز مشهور و خوانده مي شود. تره را زنان لر در حالت عادی می‌‌بندند و برای شرکت در مراسم وجشن و سور، نوعی از آن را به نام گل ونی روی تره می‌‌بندند.

     چارشو( Charshou) : روی تمامی لباس های زنان بویژه عروس را در لرستان بوسیله یک چادر شب سفید و گلدار می پوشانند و سپس او را  بر مادیانی سفید رنگ بنام سوزکیو که عنان آن در دست شادوما است سوار می کنند و سرانجام در مقصد داماد عروس را بغل می کند و به چیت جا (Cheteja) یا حجله می برد.


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 21- گردشگري در لرستان
لُرِسّو

آش دوغ لُری

 

مواد لازم :

  • گوشت چرخ کرده :250 گرم
  • جو : 1 پیمانه
  • نخود 250 گرم
  • سبزي ( تره ، جعفري ، شويد ) 700 گرم
  • برنج 1 پيمانه
  • دوغ یا ماست ترش ا کیلو
  • نمك ، فلفل ، سير تازه خرد شده به مقدار لازم

 

       نخود ها را از شب قبل خيس كنيد ( در ظرفي كه معادل سه برابر نخود هاي خيس نخورده آب داشته باشد ) و چند بار آب روي آنها را عوض كنيد . برنج را نيز از شب قبل با آب و مقداري نمك خيس كنيد . 
     در ظرف مناسبي نخود ها را بريزيد همراه 2 ليوان آب بپزد . بعد از اينكه نخود ها نرم شد ( نیم پز شد ) برنج را به آن اضافه كنيد و صبر كنيد تا برنج كاملا مغز پخت شود . دقت كنيد كه آب آش زياد نباشد و جا براي اضافه كردن دوغ داشته باشد .

         بعد از اينكه برنج كاملا مغز پخت شد، سبزي را كه تميز پاك كرده ايد و تقريبا ريز خرد كرده ايد ، به آش بيفزائيدو در ظرف را نيمه باز بگذاريد تا سبزي ها رنگشان تيره نشود . 

       گوشت چرخ کرده را بصورت کوچک و قلقلی با روغن تفت داده و به آش اضافه نمائید . 15 دقيقه قبل از آماده شدن آش، دوغ را به آش بيفزائيد . و مرتب هم بزنيد تا كاملا با آش قاطي شود . وقتي دوغ را اضافه كرديد در ظرف بايد كاملا باز باشد تا دوغ نبٌرد، بعد از حدود 15 دقيقا نمك و فلفل غذا را اندازه كنيد .موقع سرو كردن، سير تازه خرد شده را به آن اضافه كنيد.


موضوعات مرتبط: 7- غذاهای لری
لُرِسّو

خانه سادات بروجرد

     بروجرد دیار علم و هنر است. در اینجا سازه و زینت در دل هم می‌نشیند تا بافت تاریخی بروجرد را بتنند و بلندای دیوارهای بلند و خشتی را به نمایش بگذارد؛ وقتی در خیابان ها و کوچه های بروجرد گذر می کنی ، می توانی در خانه های تاریخی زندگی و جریان آن را به نظاره بنشینی.

    بروجرد با سابقه كهن از شهرهاي مهم منطقه در گذشته محسوب مي‌شده كه وجود بافت تاريخي با وسعت قريب 280 هكتار و ارزش هاي بالاي معماري، ‌شهرسازي و تك عناصر معماري چون مسجد جامع با قدمت بيش از 1200 سال دليل بر اين مدعاست. در دوره قاجار وجود شهري بزرگ و پرجمعيت كه از مراكز اقتصادي و صنعتي بوده،‌زمينه مناسبي جهت رونق اقتصادي در شهر بوده و وجود خانه‌هاي قديمي با ارزشي با شيوه‌هاي متعدد ساخت و تزيين متعلق به بزرگان از شواهد زنده آن است.

     بخش هاي مسكوني شهر تاريخي بروجرد داراي خانه‌هاي قديمي با ارزش بوده كه از نمونه‌هاي بارز و زيبايي معماري خانه‌هاي مسكوني گذشته محسوب مي‌شود.

     اين خانه‌هاي قديمي در قسمت هاي مختلف بافت قديم شهر پراكنده بوده که يكي از بخشهاي نسبتاً سالم مجموعه خانه‌هاي مربوط به سادات طباطبايي از محله صوفيان است كه شامل چندين خانه قديمي،‌قبور و مقبره بزرگان سادات طباطبايي است.


موضوعات مرتبط: 21- گردشگري در لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو

نوحه را از اینجا دانلود یا بشنوید

کربلا نه تش گرو

مداح : بیژن شریفی

کربلا نه تش گرو باغی پرپر وابی

 (کربلا آتش گرفت باغی پرپر شد)

من شهاله تشل شیری بی سر وابی

 (در شعله های آتش شیری بی سر شد)

 تش زین و کربلا تش و ایل احمد

(کربلا را به آتش کشیدند، آتش زدند به اهل بیت)

 همه جا نه تش گرو تش سراسر وابی

 (همه جا آتش گرفت)

لاک و لیک همه جا شو رو و کاره

(صدای ناله و فریاد شب و روز ادامه دارد)

 لاک و لیک زینب نوبه اکبر وابی

(صدای ناله زینب بلند شد، نوبت اکبر است)

 کربلا نه تش گرو و باغی پرپر وابی

(کربلا آتش گرفت باغی پرپر شد)

همه جا بلازیه تش رسیه و خیمه

(شعله های آتش به خیمه ها رسیده)

 تش شهاله ایکشه تش گپو تر وابی

 (شعله های آتش زیادتر می شوند)

از گپو تا کوچولو همه تش گرفتن

(از بزرگ و کوچک سوختند در آتش)

 مثل اژدهای تش مار هفت سروابی

(اژدهای آتش، مار هفت سر شد)

کربلا نه تش گرو باغی پرپر وابی

(کربلا آتش گرفت باغی پرپر شد)

من شهاله تشل شیری بی سر وابی

 (در شعله های آتش شیری بی سر شد)

 ایگو هل من ناصر نیرسه کمک وش

(ندای هل من ناصر سر داد اما کسی به کمک نشتافت)

 مثل قیل آسمون سه سیاه تر وابی

(مثل قیر، آسمان سیاه تر شد)

 دودرم پرس ایکنه کربلا چطو شد

(دخترم سوال می کند کربلا چگونه شد؟)

گفتمش که از غدیر بن این جر وابی

 (به او گفتم که از این جنگ از غدیر شروع شد)

 کربلا نه تش گرو باغی پرپر وابی

(کربلا آتش گرفت باغی پرپر شد)

من شهاله تشل شیری بی سر وابی

(در شعله های آتش شیری بی سر شد)

 انگشتی نهایه بی زیر خل از او سو

(این قضیه ذغالی روشن زیر خاکستر بود)

ایسو اومه کربلا نیزه و خنجر وابی

(حالا که کربلا آمده نیزه و خنجر شده است)

 سوقی التش بزنین چشمه فراته

(اهالی سوق چشمه فرات را آتش بزنید)

کوفه نه تش بزنین عوض او خرابی

(کوفه را در عوض آن خرابی آتش بزنید)

 کربلا نه تش گرو باغی پرپر وابی

 (کربلا آتش گرفت باغی پرپر شد)

من شهاله تشل شیری بی سر وابی

(در شعله های آتش شیری بی سر شد)

 بزنین لیکه زنل که حسین سوخت

(ناله و فریاد بزنید که حسین سوخت)

تش شهاله ایکشه شیری بی سر وابی

 (در شعله های آتش شیری بی سر شد)

 تش ایکاره من دلم ایمونه و دورون

(آتش در دلم می کارد و تا همیشه در دلم می ماند)

 ای تش هم هم ایشهه تش بدتر تر وابی

(کاشکی آتش همین مقدار بود ولی هی بیشتر می شود)

 کربلا نه تش گرو باغی پرپروابی

(کربلا آتش گرفت باغی پرپر شد)

 من شهاله تشل شیری بی سر وابی

 (در شعله های آتش شیری بی سر شد)

 کربلا نه تش گرو تش و باد و کارن

(کربلا آتش گرفت و باد هم به کمک آتش آمد)

تش شهاله ایکشه نا برابر وابی

 (آتش شعله می کشد و نا برابر شد)

نوحه  بالا را از اینجا دانلود یا بشنوید


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری، 27-لرهای بختیاری
لُرِسّو

شنیدن و دانلود نوحه با صدای حاج حبیب نیکنام

شنیدن و دانلود نوحه با صدای حاج غفور یادگاری

نوحه لری 

حِیدَرِ کَرار تُو بیا کَربَلا

 رأس حُسِینِت بیَه دِ تَن جُدا

(حیدر کرار بیا کربلا که سر حسینت شده از تن جدا )

 وِ حَرَمِ آلِ عَبا کُن نَظَر

خِیمَه وِ خِیمَه شورُ و غُوغا وِ پا

 ( به حرم آل عبا نظرکن ،خیمه به خیمه شور و غوغا بپاست)

 گَشتَه دو نیم فَرقِ علیِ اکبَر

 دَستِ ابالفضل بیَه دِه تَن جدا

( فرق علی اکبر (ع) دو نیم گشته و دست اباالفضل (ع) از تن جدا شده )


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو

نوحه را از اینجا دانلود یا بشنوید

بارون نیزه

مداح : بیژن شریفی

بارون نیزه باری که دی عباس ایایه

 (بارون نیزه می بارد که مادر عباس می آید)

 شمر اومه وا سپاهی که سی تقاص ایایه

 (شمرآمد با سپاهی که برای انتقام می آید)

 برون نیزه ایزی مشکول او عباسه

 (با نوک تیز نیزه مشک آب عباس (ع) را پاره کرد)

 خین از دو دسش ایرخت و بی لباس ایایه

 (خون از دو دستش می ریخت و بدون لباس می آید)

 از تشنه ای هلاکه یه تپ نخه از او او

 (بسیار تشنه است اما یک قطره از آن آب نخورد)

 پر کرده بی مشکوله خوش اونه خواس ایایه

 (مشک را از آب پر کرد و خودش از آن آب نخورد)

 بارون نیزه باری که دی عباس ایایه

 (بارون نیزه می بارد که مادر عباس می آید)

 شمر اومه وا سپاهی که سی تقاص ایایه

 (شمرآمد با سپاهی که برای انتقام می آید)

وقتی رسی حسین وش که سر نداره عباس

 (زمانی امام حسین(ع) به او رسید که دیگر سر نداشت)

دست چپش بریده سی دست راس ایایه

 (دست چپش بریده شده از دست راست می آید)

ایره که او بیاره سی اصغر و سکینه

(می رود که آب بیاورد برای اصغر و سکینه)

 لیکه یه سکینه راسه عمو عباس ایایه

(صدای داد و فریاد سکینه بلند است عمو عباس می آید)

 بارون نیزه باری که دی عباس ایایه

 (بارون نیزه می بارد که مادر عباس می آید)

 شمر اومه وا سپاهی که سی تقاص ایایه

(شمرآمد با سپاهی که برای انتقام می آید)

 ریشه جر از غدیره بونیه بیعت درو بی

(ریشه کینه و دعوا از ماجرای غدیر است و بیعت بهانه است )

 ریشه ای جر از اوسو از او اساس ایایه

(ریشه دعوا از آن سمت و سو می آید)

 ای جنگ لو و تشنه بی دست و بی سر اومه

 (در این جنگ لب تشنگی، بی دست و سر آمد)

 چی لاله سور سوره وش بوی یاس ایایه

 (مثل لاله سرخ سرخه و بوی یاس می آید)

بارون نیزه باری که دی عباس ایایه

(بارون نیزه می بارد که مادر عباس می آید)

 شمر اومه وا سپاهی که سی تقاص ایایه

 (شمرآمد با سپاهی که برای انتقام می آید)

 زنگل همت بچرنین بوی زینب و رقیه

(زن ها همه عزاداری کنید برای زینب و رقیه)

 من دسله حسینه دو دست عباس ایایه

(دستان عباس در دستان امام حسین است و می آید)

 ایمونه دور و دورون اسمش سی تا همیشه

 (تا همیشه دوران نامش جاوید خواهد ماند)

 تا اسم عشق ایایه اسم عباس ایایه

 (تا اسم عشق می آید اسم عباس هم می آید)

 بارون نیزه باری که دی عباس ایایه

 (بارون نیزه می بارد که مادر عباس می آید)

 شمر اومه وا سپاهی که سی تقاص ایایه

 (شمرآمد با سپاهی که برای انتقام می آید)

 ریشه از غدیره بونه بیعت درو بی

 (ریشه کینه و دعوا از ماجرای غدیر است و بیعت بهانه است )

 ریشه ای جر از اوسو از او اساس ایایه

(ریشه دعوا از آن سمت و سو می آید)

 ای جنگ لوه تشنه بی دست و بی سر اومه

(در این جنگ لب تشنگی، بی دست و سر آمد)

 چی لاله سور سوره وش بوی یاس ایایه

 (مثل لاله سرخ سرخه و بوی یاس می آید)

 بارون نیزه باری که دی عباس ایایه

(بارون نیزه می بارد که مادر عباس می آید)

 شمر اومه وا سپاهی که سی تقاص ایایه

 (شمرآمد با سپاهی که برای انتقام می آید)

نوحه را از اینجا دانلود یا بشنوید


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری، 27-لرهای بختیاری
لُرِسّو

نوحه را از اینجا دانلود یا بشنوید 

ساقی نهر علقمه

مداح : حسین سهرابی

ها میا دارَ میا ساقی دِ نهرِ عَلقَمَه

 یادِگارِ حیدَر وُ نُورِ دُو چَشِ فاطِمَه

 ها میا دارَ میا وا مَشکِ حالی ها میا

 ها میا دارَ میا وا لُوِ باری ها میا

 ها میا دارَ میا ساقی دِ نهرِ عَلقَمَه

 یادِگارِ حیدَر وُ نُورِ دُو چَشِ فاطِمَه

 سَر زِ زین غَلطُو دِ خی دُو دَس جدا دارَه میا

 ها میا دارَ میا وا دَسِ حالی ها میا

 ها میا دارَ میا وا مَشکِ حالی ها میا

 ها میا دارَ میا ساقی دِ نهرِ عَلقَمَه

 یادِگارِ حیدَر وُ نُورِ دُو چَشِ فاطِمَه

 یا اَخا اَدرِک اَخا پیچِس دِ دَشتِ نینوا

 بَچُونِ آلِ عَبا تِشنَه وِ دُورِ خِیمَیا

 انتظار ها می کَشَن تا گَر اَبوفاضل بیا

 ها میا دارَ میا وا لُوِ باری ها میا

 ها میا دارَ میا ساقی دِ نهرِ عَلقَمَه

 یادِگارِ حیدَر وُ نُورِ دُو چَشِ فاطِمَه

 سَر زِ زین غَلطُو دِ خی دُو دَس جُدا دارَه میا

 ها میا دارَ میا وا مَشکِ حالی ها میا

 

نوحه را از اینجا دانلود یا بشنوید 


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو

نوحه ایگه بی سکینه را از اینجا دانلود یا بشنوید

 

ایگه بی سکینه دئنوم بی کسی نه

(بی بی سکینه می گوید بی کسی را تجربه کردم)

تش زین و خیمه تا من تش بسوزن جانشین حسین زین العابدین

 (خیمه ها را آتش زدند تا جانشین حسین امام زین العابدین در آتش بسوزد)

 ایگه بی سکینه دئنوم بی کسی نه

 (بی بی سکینه می گوید بی کسی را تجربه کردم)

 تش زین و خیمه تا من تش بسوزن جانشین حسین زین العابدین

 ( خیمه ها را آتش زدند تا جانشین حسین امام زین العابدین در آتش بسوزد)

 ایگه بی سکینه دئنوم بی کسی نه

 (بی بی سکینه می گوید بی کسی را تجربه کردم)

 مامه جونم زینب کو نعش بومه کو نعش گگومه

 (عمه جان زینب نعش پدرم و نعش برادرم کجا هستند؟)

 ایگه بی سکینه دئنوم بی کسی نه

 (بی بی سکینه می گوید بی کسی را تجربه کردم)

 مامه جونم زینب کو نعش بومه کو نعش گگومه

 (عمه جان زینب نعش پدرم و نعش برادرم کجا هستند؟)

 سر و تن ندارن پاره پاره پیکر جای بوس ندارن

 (نه سرو نه تن سالمی دارند که بتوانم آن را ببوسم)

 ایگه بی سکینه دئنوم بی کسی نه

 (بی بی سکینه می گوید بی کسی را تجربه کردم)

 عمو جونم عباس نی خو آو بیاری

 (عمو جان عباس دیگر نمی خواهد آب بیاوری)

 اصغر سیرآو وابی هرمله آو وش دا با یه تیر کینه

 (علی اصغر سیر آب شده چون هرمله با تیر کینه به او آب داده است)

 ایگه بی سکینه دئنوم بی کسی نه

 (بی بی سکینه می گوید بی کسی را تجربه کردم)

 

نوحه ایگه بی سکینه را از اینجا دانلود یا بشنوید


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری، 27-لرهای بختیاری
لُرِسّو

نوحه را از اینجا دانلود یا بشنوید

نوحه قافله سالار عاطِفَه یا(زینب)

مداح علیرضا قهرمانی

آسِمُو پُر بی دِ سِتارَه زِینَب هِه ها سَر می شِمارَه

دُختِرِ زَهرا غَم دِ بارَه سی شاهِ بی سَر اَشک می وارَه

 قافِلَه سالارِ عاطِفَه یا

 زِینَبَ بَمیرَه وِ شومِ بِلا

 سَر بُلِن بیَه دِ اِمتِحونِش

 مُهرِ اِفتِخار هَردَه وِ جُونِش

 رُبابَه لای لای می کَه سی اَصغَر

 لیلا جُومَ سی پوشی سی اَکبَر

 اُمُ البَنینِم سی پَهلِوُنِش

خَرَه نیایَه وِ هَر دُو شُونِش

 آسِمُو پُر بی دِ سِتارَه زِینَب هِه ها سَر می شِمارَه

 دُختِرِ زَهرا غَم دِ بارَه سی شاهِ بی سَر اَشک می وارَه

رقیه بی گُوشوارَه زِمینَ

 اُو کُرِ تُو دار وَ عابِدینَ

 دِ خینِ حُسین کُرِ عَلیَ

 کربلا یِه سَر نالَه روییَ

 آسِمُو پُر بی دِ سِتارَه زِینَب هِه ها سَر میشِمارَه

 دُختِرِ زَهرا غَم دِ بارَه سی شاهِ بی سَر اَشک میوارَه

کارِوانِ غَم شَلُ شَکَت

سَر دَ ری نیزَه وا عِشق بی منَت

 رَسمِ وَفا هاشِمی چِنینَ

 مَرگِ وا عِزَت چَنی شیرینَ

 آسِمُو پُر بی دِ سِتارَه زِینَب هِه ها سَر می شِمارَه

دُختِرِ زَهرا غَم دِ بارَه سی شاهِ بی سَر اَشک می وارَه

 

 نوحه لری بالا را از اینجا دانلود یا بشنوید


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو

نوحه بختیاری تش زین و خیمه را از اینجا دانلود یا بشنوید

 

تش زین و خیمه یل آه و واویلا

(آی وای که خیمه ها را آتش زدند)

زینب و طفلل ساوا وُیسا

(زینب و طفل های کوچک ایستادند)

 بی کس و بی خوش تینا وُیسا

(تنها شد و تنها ایستاد)

 دل پر درد زمین خین وابی

(دل پر درد زمین خون شد)

اسمون غرق تماشا وُیسا

(آسمان غرق تماشا ایستاد)

 تش زین و خیمه یل آه و واویلا

 (ای وای آتش زدند به خیمه ها)

سی زینب و سی بچیل آه و واویلا

 (ای وای برای بچه ها و زینب)

 اسمون غرق تماشا وُیسا

(بایست آسمان غرق تماشاست)

 مه و خورشید و من سر ایزن

(مآه و خورشید به سر می زدند)

 سی او جسمی من صحرا وُیسا

(ایستاد برای جسمی که در صحرا است)

 تش بلا زه همه جا کار ایکه

(زبانه آتش همه جا کار می کند)

 مه من خیمه کسی جا وُیسا

(کسی نمی توانست در خیمه ها بماند)

 زینب و طفلل ساوا وُیسا

(ای زینب به همرآه اطفال ایستاد)

 بی کس ابی و خوش تینا وُیسا

(بی کس و تنها ایستاد )

 تش زین و خیمه یل آه و واویلا

 (خیمه ها را به آتش کشیدند، آه و واویلا)

سی زینب و سی بچیل آه و واویلا

(آه و واویلا برای زینب و بچه ها)

 اسمون و تیلش خین ایرخت

(آسمان با چشمانش خون می ریخت)

 سی امامی که و دیندا وُیسا

(برای امامی که آخر همه کشته شد ایستاد)

 مه و خورشید و من سر ایزین

(مآه و خورشید به سر میزدند)

 سی او جسمی من صحرا وُیسا

 (برای آن جسمی که در صحرا است ایستاد)

تش زین و خیمه یل آه و واویلا

(آه و واویلا، خیمه ها را به آتش کشیدند)

 سی زینب و سی بچیل آه و واویلا

(آه و واویلا برای زینب و بچه ها)

 اوردن اب فرات سی بچیل

(آوردن آب فرات برای بچه ها)

من دل حضرت سقی وُیسا

(در دل ساقی کربلا ماند)

تش زین و خیمه یل آه و واویلا

(آه و واویلا، خیمه ها را به آتش کشیدند)

 سی زینب و سی بچیل آه و واویلا

(آه و واویلا برای زینب و بچه ها)

تش بلازه همه جا کار ایکه

(شعله آتش همه جا بود)

مه من خیمه کسی جا وُیسا

 (کسی در خیمه ها نماند)

اسمون و تیلش خین ایرخت

(آسمان با چشمانش خون می ریخت)

 سی امامی که و دیندا وُیسا

(برای امامی که بعد از همه کشته شد)

 اوردن او از فرات سی بچیل

(از فرات برای بچه ها آب آوردن)

 من دل حضرت سقی وُیسا

(در دل ساقی کربلا ماند)

تش زین و خیمه یل آه و واویلا

(آه و واویلا، خیمه ها را به آتش کشیدند)

 سی زینب و سی بچیل آه واویلا

(آه و واویلا برای زینب و بچه ها)

 شمر بی اصل و نسب وقتی که

(شمر بی اصل و نسب وقتی که)

سر سینه او مولا وُیسا

(سر سینه مولا ایستاد)

نترس زیر گلوش ببره

(نتوانست زیر گلویش را ببرد)

جایی که بوسه زهرا وُیسا

(جایی که بوسه زهرا بود)

زینب و طفلل ساوا وُیسا

(زینب و اطفال ایستادند)

 بی کس وابی و خش تینا وُیسا

 (بی کس شد و تنها ایستاد)

دل پر درد زمین خین وابی

 (دل از درد پر شد و زمین خونین شد)

 آسمون غرق تماشا وُیسا

(آسمان غرق تماشا ایستاد)

تش زین و خیمه یل آه و واویلا

 (آه و واویلا، خیمه ها را به آتش کشیدند)

سی زینب و سی بچیل آه و واویلا

 (آه و واویلا برای زینب و بچه ها)


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری، 27-لرهای بختیاری
لُرِسّو

سی چی حُشکه لُوِت

نوحه را از اینجا دانلود یا بشنوید

غم تو وَن خاک عزا مینه هر دو شُونم

 (غم تو خاک عزا بر شانه هایم نشانده است)

 وِ کی بوئِم برارکم ئی دردِ گرونِم

(ای برادر درد سنگین خود با چه کسی درد دل کنم)

 دِ لوُ نهر علقَمَه سی چی بُرده خآوت

 (چرا در کنار نهر علقمه به خواب رفته ای)

مگر نَرتی وِ فرات سی چی حُشکه لوُِت

(مگر به فرات نرفته ای پس چرا لبانت خشکیده است)

 دِ کربلا بی کسیَ منه مَر نی ئی

 (مگر بی کسی مرا در کربلا ندیدی)

پشت و پناهم اِی برار مینِ جنگ تو بی ئی

 (تو پشت و پناه من ای برادر در جنگ تو بودی)

 ئی خَور دِ کربلا کی بُوره مدینَه

 ( این خبر را چه کسی از کربلا به مدینه ببرد)

 که دشمنونِ کافِرت کُشتنِت دِ کینَه

( که دشمنان کافرت از کینه تو را کشتند)

 حیف تو که ام البنین وِ عزات بَشینه

( حیف است تو که ام البنین به عزایت بنشیند)


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو

نوحه لُری اکبرم را از اینجا دانلود یا بشنوید

یا حسین

اکبرم رو اکبرم

مداح : لطف اله مهران نژاد

اکبَرِم رُو اکبَرِم  رولَه اِ نُو ثَمَرِم

 خاکِ غَم بی وَ سَرِم رولَه اِ نُو ثَمَرِم

 اُمِ لیلا وِت علی تازَه جِوُنِ نُو رَسِم

کُشتِهِ شَمشیرِ کین رولَه تُو بی فَریاد رَسِم

 کی هِلاکِت کِردیَه وَ حالِ عَطشان نُو بَرِم

 زَحمَتِم چی وَ هَدَر داغِتُ سوزان جِگِرِم

 اکبَرِم رُو اکبَرِم رولَه اِ نُو ثَمَرِم

خاکِ غَم بی وَ سَرِم رولَه اِ نُو ثَمَرِم

 رولَه سالها وَ پات کیشام لَگیان وُ دِل جَفا

 تا یَه پیری ژَ وفا بی وَ سایَه تُو صفا

 دالِکِت زارَ رولَه بی کَسُ یارَ رولَه

خاکِ غَم بی وَ سَرِم ای ضیاء بَستَرِم

 زَحمَتِم چی وَ هَدَر داغِ سوزان جِگِرِم

 اکبر اِ آرامِ گانِم علی اِ روحِ و رَوانِم

 رولَه اِ احمد وِصالِم اکبرِم شیرین زِوُونِم

 زینَتِ دامانِ مِه اِ میوه باغِ دِلم

 رولَه جان شُووِ زَفافِت آرزو مَن وَ دِلِم

حجلِه ات رَنگ بی وِ خی رولَه پَر پَر بی گُلِم

ابن سعد داغ تُو نای رولَه وَ کانونِ دِلِم

 اکبرِم غلطان وِ خینَ کُشتِهِ قُومِ لَعینَ

 منعِمِش خینی زمینَ چاکِه فَرقی تا جَبینَ

 اکبَرِم رُو اکبَرِم رولَه اِ نُو ثَمَرِم

 خاکِ غَم بی وِ سَرِم رولَه اِ نُو ثَمَرِم 

 

نوحه لُری اکبرم را از اینجا دانلود یا بشنوید


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو

سالار دشت کربلا

نوحه کردی کرمانشاهی - بیژن صادقی

     این شیر بیشه دین و ایمان است سالار تنها در دشت کین است ای فرزند امیرمؤمنان ای شاه بی‌سپاه و لشکر ، ای حسین جانم حسین ، جانم حسین ، جان جانانم حسین جان حسین ، جانم حسین ، سردار میدان جنگم حسین این تیغ دشمن شکن است همانا ذوالفقار حیدر است این هیبت از آن چه کسی است؟ اینت همان هیبت سردار بدر و خیبر است.


موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

سی چی لُری؟

وبلاگ حاضر هدیه ای فرهنگی است با برگ هایی از دفتر تمرین مشق زبان لری نویسنده فارس زبانی که در اسفندماه سال 1384 بمناسبت تولد همسرش به نشانه ارادت و تشكر و تقدير از یار و یاور و همسر لرستانی اش و با عشق به یادگیری و درک ریشه های فرهنگ ، ادب ، اخلاق و زبان و ادبیات لري وی و در حد توان و بضاعت در راه حفظ ، تقویت و اشاعه زبان ، موسیقی و فرهنگ غنی لرستان و بالاخره ادای دِینِ خود به این سرزمین شکل گرفته است.
برچسب‌ها وب
لینک های مفید
امکانات وب



در لُرسّو
در اينترنت
تماس با ما Online User